توبۀ قاذف شرط پذیرش شهادت او

شهادت قاذف مردود است به اقتضای ادلۀ اشتراط عدالت و مفاد آیه شریفه قرآن و روایات متعدد و اجماع. در آیه ۴ سوره نور سه حکم برای قاذف ذکر شده است: حدّ‌ هشتاد ضربه شلاق، عدم پذیرش شهادت آنها و فسق آنها و البته در آیه ۱۳ سوره نور آنها کاذب هم محسوب شده‌اند. «وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَ لاَ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ إِلاَّ الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (النور ۴ و ۵)
قذف این است که کسی را به ارتکاب فاحشه متهم کنند و کسی که این کار را انجام بدهد گناه کرده است و شهادت او هم مقبول نیست مگر اینکه لعان اتفاق بیافتد یا بر ادعای خودش بینه معتبر اقامه کند یا خود مقذوف او را تصدیق کند. پس اگر یکی از این موارد اتفاق بیافتد شهادت قاذف مسموع است و یک بار اقرار مقذوف برای دفع حدّ قذف کافی است هر چند موجب ثبوت حدّ بر خود مقرّ نشود.
پس شهادت قاذف مردود است مگر اینکه قاذف توبه کند که توبه او اگر چه موجب سقوط حدّ نیست اما بعد از توبه شهادت او مقبول خواهد بود و گفته شده است توبه او به پشیمانی از گناه و اصلاح عمل و تکذیب نفس است. روایاتی بر این مطلب دلالت دارند از جمله:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنِ الْقَاذِفِ بَعْدَ مَا يُقَامُ عَلَيْهِ الْحَدُّ مَا تَوْبَتُهُ قَالَ يُكْذِبُ نَفْسَهُ قُلْتُ أَ رَأَيْتَ إِنْ أَكْذَبَ نَفْسَهُ وَ تَابَ أَ تُقْبَلُ شَهَادَتُهُ قَالَ نَعَمْ. (الکافی، جلد ۷، صفحه ۳۹۷)
مرحوم علامه مجلسی فرموده است بر اساس قرائن موجود محمد بن فضیل که از ابی الصباح الکنانی نقل می‌کند همان محمد بن قاسم بن فضیل است که توثیق صریح دارد. البته روایات دیگری هم به همین مضمون وجود دارد. مثل:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عن أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ وَ حَمَّادٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَقْذِفُ الرَّجُلَ فَيُجْلَدُ حَدّاً ثُمَّ يَتُوبُ وَ لَا يُعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً أَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُ قَالَ نَعَمْ مَا يُقَالُ عِنْدَكُمْ قُلْتُ يَقُولُونَ تَوْبَتُهُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ وَ لَا تُقْبَلُ شَهَادَتُهُ أَبَداً فَقَالَ بِئْسَ مَا قَالُوا كَانَ أَبِي يَقُولُ إِذَا تَابَ وَ لَمْ يُعْلَمْ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً جَازَتْ شَهَادَتُهُ. (الکافی، جلد ۷، صفحه ۳۹۷)
برگرفته از جلسۀ 12/12/1402 درس خارج فقه