یکی از نکات مهم در بحث اشخاص حقوقی، تفاوت میان «شخص» و «شخصیت» است. گاهی در زبان فقهی و حقوقی، این دو واژه به صورت مسامحهآمیز به جای یکدیگر به کار میروند که میتواند به ابهام منجر شود. لذا توجه به تفکیک دقیق این دو اصطلاح ضروری است.
«شخص» چیست؟
«شخص»، اسم برای فرد انسان است؛ مانند زید که نام خاصی دارد.
«شخصیت» چیست؟
اما «شخصیت» عبارت است از اهلیت یا صلاحیتی که آن شخص به موجب آن، صاحب حق و تکلیف میشود. برخی از کتب، شخصیت را اینگونه تعریف کردهاند:
«صلاحیةٌ فی الشخص یصیر بموجبها صاحب الحق و التکلیف».[1]
یا به بیانی سادهتر:
«أهلیةُ الشّخص للحَقِّ و التّکلیف».
بر این اساس، اهلیت برای حق و تکلیف، «شخصیت» نام دارد و اگر این اهلیت وجود نداشته باشد، شخصیت نیز منتفی است. به عنوان مثال، سنگ اهلیت تعلق حق و تکلیف را ندارد و در اصطلاح حقوقی، «شخص» به شمار نمیآید؛ اگرچه از نظر فلسفی به دلیل دارا بودن تشخص، «شخص» محسوب میشود.
خلاصه و تمایز اصلی
بنابراین، «شخص» موجودیتی است که صلاحیت دارد و «شخصیت» خودِ آن صلاحیت است. در افراد انسان، این اهلیت به صورت طبیعی وجود دارد و قانون آن را جعل نکرده و نیازی به اعتبار قانونی ندارد؛ اما در نهادهایی مانند شرکت، این صلاحیت وجود نداشته و قانونگذار آن را برای شرکت اعتبار کرده تا بتواند دارای حق و تکلیف شود.
کاربرد صحیح اصطلاحات در مورد شرکتها
این توضیح به این دلیل ارائه شد که در برخی متون فارسی و عربی، از شرکتها با عنوان «شخصیت حقوقی» یاد میشود. این کاربرد، مسامحه در تعبیر است؛ زیرا تعبیر دقیقتر این است که شرکت، «شخص حقوقی» است و «شخصیت حقوقی» را داراست. به عبارت دیگر، شرکت به واسطه داشتن شخصیت حقوقی، به یک شخص حقوقی تبدیل شده است.
بر اساس کتاب الشخص الاعتباری، صفحه۲۹
شخصيت حقوقى(صفار)، ص۹۸ ↩︎