تفاوت هبه مشروطه و هبه معوضه

:thinking: مقدمه: تمایز و نسبت میان هبه مشروطه و هبه معوضه

هبه مشروطه با هبه معوضه متفاوت است و نسبت آنها عموم من وجه است.

:bar_chart: تبیین هبه معوضه با مثال (هدیه ازدواج)

مثلا در اول ازدواج، مردی به همسرش یک سکه هدیه می‌دهد و موهوب له یعنی همسر او هم در مقابل برای او یک کت و شلوار می‌خرد و به قصد تعویض از هدیه شوهرش، به او می‌دهد، این هبه معوضه می‌شود، با اینکه وقتی مرد به او کادو داد، هبه مشروطه نبود یعنی شرط صریح و یا ارتکازی هم در میان نبود و بر همسر هم واجب نبود که به شوهر کادو بدهد.

شرط وکالت در هبه از طرف دیگری

اگر شخصی دیگری از طرف خانم بخواهد هبه کند باید وکیل باشد، اما اگر پدر این خانم از طرف دخترش به آن مرد هدیه بدهد این کافی نیست و ظهور در تبرعی دارد و وکالت نیست زیرا در وکالت باید مال موهوب له باشد و در اینجا مال پدر است و ربطی به دختر ندارد.

:white_check_mark: لزوم هبه اول در هبه معوضه

در هبه معوضه از طرف واهب در هبه اول، لازم می‌شود، یعنی مرد دیگر نمی‌تواند هدیه را از آن خانم پس بگیرد. خانم نیز در همان زمانی که هبه را قبول کرد دیگر نمی‌تواند آن را پس بدهد یعنی اگر هبه را قبول کرد و فکر کرد یک سکه تمام است اما وقتی بعدا فهمید که نیم سکه است، اگر واهب هبه اول آن را پس نگیرد، دیگر این خانم نمی‌تواند سکه را برگرداند ولی واهب هبه اول می‌توانست از خانم هدیه را پس بگیرد اما وقتی عوض هبه را این خانم به شوهرش داد دیگر از طرف مرد هم هبه اول لازم می‌شود و اگر ازدواج به هم بخورد دیگر مرد نمی‌تواند هدیه اش را پس بگیرد (البته اگر زن و مرد فامیل باشند، هبه غیر معوضه هم لازم است) مگر اینکه شرط ارتکازی باشد که روشن نیست. این نکته نیز لازم است که اگر اینجا زن و مرد فامیل باشند حتی اگر هبه غیر معوضه باشد، لازم است.

:red_question_mark: اختلاف در لزوم هبه دوم در هبه معوضه

در مورد هبه دوم اختلاف است که آیا برای خانم هم لازم است یا خیر؟ ظاهرش این است که لازم نیست زیرا هبه دوم هبه معوضه نیست و هبه اول هبه معوضه است و این که ظاهر بعض فتاوی این است که هبه دوم هم لازم است وجهی ندارد. هبه ای که اثیب علیها است لازم می‌شود و آن هبه اول است. هبه دوم عوض است و معوض نیست.

:counterclockwise_arrows_button: نسبت عموم من وجه بین دو نوع هبه (هبه معوضه و هبه مشروطه)

بنابراین یک هبه معوضه داریم که در آن ممکن است که در هبه اول، هبه دوم شرط نباشد و یک هبه مشروطه داریم که ممکن است معوضه نباشد، مثلا پولی که به شرکت بیمه داده می‌شود، شرکت بیمه متعهد است که اگر ماشین خسارتی دید جبران کند و تا زمانی که جبران نکند، هبه معوضه نمی‌شود ولی هبه مشروطه هست و بر موهوب له وفاء به شرط واجب است.

:back_arrow: امکان رجوع در صورت وجود عین مال موهوب و معوضه نبودن هبه (بر اساس فرمایش آقای خویی)

اما اگر عین مال موجود باشد مثلا شرکت بیمه ای است که دلار قبول می‌کند و عین دلارها را نیز نگه می‌دارد، و بعد از دو سال که بیمه شونده قسط بیمه پرداخت کرده و خسارتی هم ندیده، می‌تواند به شرکت بیمه مراجعه کرده و به دلیل وجود داشتن عین مال موهوب و هبه معوضه نبودن می‌تواند مال خود را پس بگیرد. این لازمه فرمایش آقای خویی است.

:prohibited: عدم امکان رجوع در صورت تصرف در مال موهوب

البته اگر شرکت بیمه در مال موهوب تصرف کرده باشد ولو تملیک به دیگری می‌کند یا شماره حساب می‌دهد که شما پول را به حساب او بریزید که در حقیقت از طرف شرکت بیمه به بانک قرض می‌دهید که در نتیجه دیگر مال موهوب، قائما بعینها نبوده و منتقل به ذمه بانک می‌شود، در نتیجه هبه لازم می‌شود .


:books: برگرفته از درس خارج فقه استاد شهیدی حفظه الله - ۵ دی ۱۴۰۳
:link: لینک منبع