در مورد کسی که سلام را فراموش کرده و بعد از اتیان منافی مانند صدور حدث به یاد بیاورد که سلام را فراموش کرده، نماز را صحیح دانستیم؛ زیرا با جریان حدیث «لاتعاد» نسبت به نسیان سلام، شارع حکم میکند به اینکه با همان تشهدی که خواند از نماز خارج شده است، پس حدث خارج از نماز بوده است.
کلام آقای خویی
آقای خویی وجه دیگری ذکر کردند که خلاصه آن این است که «لاصلاة الا بطهور» بیش از این دلالت ندارد که در زمان اتیان جزء بعدی نماز، شخص باید طهارت داشته باشد اگرچه به این صورت باشد که در بین آنِ متخلل، محدث شده و سریع وضو بگیرد و جزء بعدی را با وضوی جدید بخواند. از این رو ایشان در مورد طواف نیز میفرماید اشتغال به طواف باید همراه با طهارت باشد اما شخص میتواند در اثنای طواف بدون اینکه فوت موالات بشود، تجدید وضو کند و برگردد. بنابراین «لا صلاة الا بطهور» مقتضی بطلان نماز به خاطر انتفای طهارت در آنِ متخلل و فواصل بین دو جزء نیست و وقتی که حدث در بین تشهد و سلام واقع شد، نمیتوان گفت: «حدث در اثنای نماز بوده و خلاف «لا صلاة الا بطهور» است». سلام هم اگرچه جزء نماز است و «لاصلاة الا بطهور» دلالت میکند بر این که باید اجزاء نماز مشروط به طهارت باشد اما در اینجا حدیث لاتعاد، سلام را از جزئیت ساقط کرد.
فقط میماند این مطلب که آقای خوئی میفرماید در روایتی آمده که حدث قاطع نماز است. مقصود روایت منصور بن یونس است که نجاشی در مورد او فرموده: «كوفي، ثقة»(رجال النجاشی 412) ، در روایت آمده است: «وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُمَا كَانَا يَقُولَانِ لَا يَقْطَعُ الصَّلَاةَ إِلَّا أَرْبَعَةٌ الْخَلَاءُ وَ الْبَوْلُ وَ الرِّيحُ وَ الصَّوْتُ» (وسائل الشیعه 7: 233.) . مفاد این روایت قاطع بودن حدث برای نماز است. ایشان به این روایت تمسک کرده و میفرماید: در آنِ متخلل در نماز، حدث مبطل است چون حدث قاطع هیئت اتصالیۀ نماز است، در اینجا حدث واقع در بین سلام و تشهد، قاطع هیئت اتصالیۀ نماز است؛ اما مشکلی ایجاد نمیکند. زیرا معنای قاطع هیئت اتصالیه بودن این است که مانع لحوق جزء متاخر به جزء سابق میشود و در اینجا به دلیل جریان حدیث لاتعاد سلام ازجزئیت افتاده است. اما اگر مثلا بین رکوع و سجود حدث صادر شود چون سجود دیگر صلاحیت لحوق به رکوع را ندارد نماز باطل میشود . (موسوعه الامام الخوئی 15: 323)
اشکال به کلام آقای خویی
این مطلب التفات خوبی است اما مشکل این است که تفاوت بین قاطع و مانع و اینکه قاطع، رافع هیئت اتصالیه بین جزء بعدی و جزء قبلی است از اصطلاحات فقها است و در کتاب صلاة شیخ انصاری نیز بیان شده است. اما متفاهم عرفی روایت این نیست. فهم عرفی از این روایت که حدث، نماز را قطع میکند این است که نماز را از صلاحیت صحت میاندازد؛ یعنی آن را باطل میکند. از نظر عرف، هیچ فرقی بین «الحدث یبطل الصلاة» با «الحدث یقطع الصلاة» نیست.
مختار
جواب صحیح این است که وقتی حدیث «لا تعاد» در مورد سلام منسی جاری میشود، کشف میشود که آخرین جزء نماز تشهد بوده پس بعد از تشهد دیگر در نماز نیست و حدث خارج از نماز است. حتی اگر «لا صلاة الا بطهور» در مورد آنِ متخلل بگوید که شرط طهارت در او معتبر است -که به نظر ما معتبر است- مشکلی ایجاد نمیشود زیرا بعد از تشهد، آنِ متخلل در اثنای نماز نیست. «الحدث فی اثناءالصلاة یبطل الصلاة» نیز موضوع ندارد زیرا حدیث «لاتعاد» بر آن ورود داشته و با تشهد از نماز خارج شده است.
برگرفته از درس خارج فقه استاد شهیدی حفظه الله - 1 مهر 1403