مقدمه: طرح مسئله و مستندات روایی
در روایات بقباق، عبارت «فضل الکلب» و در روایت محمد بن مسلم، عبارت «الإناء» کلیدواژههای اصلی برای بحث تطهیر ظروفی هستند که سگ از آن چیزی خورده است.
نظریات علماء در تحلیل دو روایت موجود در بحث
در تحلیل این دو روایت، سه نظریه اصلی میان فقهاء شکل گرفته است.
نظریه اول: جمع بین دو روایت و لزوم صدق هر دو شرط
این نظریه، مختار ما و صاحب عروه است؛ لذا ما به عروه حاشیه نمیزنیم. نظریه مذکور بر این اصل استوار است که برای حکم به تعفیر، باید هر دو شرط به طور همزمان محقق شوند: هم «فضل الکلب» صادق باشد و هم «شرب از إناء» محسوب شود. تمام فقهایی که بر حاشیه عروه حاشیه نزدهاند نیز قائل به همین نظریه هستند.
مفهومشناسی «إناء» در روایات
در روایت محمد بن مسلم، سؤال درباره ظرفی است که سگ از آن میخورد. کلمه «إناء» مطلق ظرف را شامل میشود، اما پیشتر از کاشفالغطاء در بحث آبها نقل کردیم که ظهور کلمه «إناء» در ظروفی است که برای خوردن و آشامیدن در منازل به کار میرفته است و آب قلیل در آنها جای میگیرد. اگر بر ظرفی که سگ از آن خورده، عنوان إناء صدق کند، حکم به تعفیر به همان کیفیتی که در روایت بقباق آمده، جاری میشود.
آیا دلو، مَشک و سطلهای شستشو «إناء» محسوب میشوند؟
- در گذشته از مَشک برای شرب استفاده میشده و امروزه قمقمه و بطریهای آب جایگزین آن شدهاند که إناء بر آنها صدق میکند.
- اما سطلهایی که برای آبیاری گلها استفاده میشوند، عنوان إناء بر آنها صادق نیست، زیرا إناء منصرف به ظروف مورد استفاده در اکل و شرب است.
بنابراین، اگر سگی از چنین سطلی یا آفتابهای آب بخورد، نیاز به تعفیر نیست؛ زیرا اناء بر آن صادق نیست؛ مگر اینکه در جایی، عرفاً از آفتابه برای اکل و شرب استفاده شود و صدق عرفی اناء هم وجود داشته باشد، که در این صورت، تعفیر واجب میگردد؛ البته اگر در جایی که هیچ کس از آفتابه چنین استفاده ای نمی کند اما یکی دو نفر این استفاده را می کنند، فرد نادر می شود و إناء بر آن صادق نیست.
جمعبندی نهایی: تبیین روایات با یکدیگر
ما معتقدیم که هر دو روایت (محمد بن مسلم و بقباق)، از یک جهت محکم و از جهت دیگر متشابه هستند.
- روایت محمد بن مسلم از این جهت که حکم اختصاص به إناء دارد، در مقام بیان است؛ اما از جهت لزوم صدق فضل الکلب، در مقام بیان نیست.
- روایت بقباق از جهت صدق فضل الکلب در مقام بیان است؛ اما از جهت اختصاص حکم به إناء، در مقام بیان نیست.
با کنار هم قرار دادن این دو روایت، نتیجه این میشود که هم باید «فضل الکلب» صدق کند و هم ظرفی باشد که برای اکل و شرب استفاده شود.
اگر هر دو روایت اطلاق میداشتند، با قید مذکور در روایت دیگر تقیید میخوردند. البته ما در اطلاق آنها اشکال داریم، چرا که مقام بیان محرز نیست. در واقع، هر دو روایت دارای اجمالی هستند که با روایت دیگر تبیین میشود.
نتیجهگیری: برای حکم به تعفیر، به ظرفی نیاز داریم که برای اکل و شرب استفاده شود و باقیماندهای از سگ در آن بماند؛ چه آب باشد، چه غذا. به بیان ساده، شارع میخواهد بگوید ظروفی که برای اکل و شرب مورد استفاده قرار میگیرند، اگر سگ از آنها بخورد، تطهیرشان تنها با آب کافی نیست و باید خاکمالی نیز بشوند.
بر اساس جلسه ۱۱۸، انحصار تعفیر در ظروف، ۴ خرداد ۰۴ (128.7 کیلوبایت)