تشخیص رطوبت ساری و مسری در روایت بقباق

متن روایت از وسائل الشیعه :scroll:

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنِ الْفَضْلِ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏:

[!quote]«إِن أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنَ الْكَلْبِ رُطُوبَةٌ فَاغْسِلْهُ وَ إِنْ مَسَّهُ جَافّاً فَاصْبُبْ عَلَيْهِ الْمَاءَ قُلْتُ لِمَ صَارَ بِهَذِهِ الْمَنْزِلَةِ قَالَ لِأَنَّ النَّبِيَّ ص أَمَرَ بِقَتْلِهَا»[1]

«إِن أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنَ الْكَلْبِ رُطُوبَةٌ فَاغْسِلْهُ»: اگر رطوبتی از سگ به لباس برسد، آن را بشویید .

انواع رطوبت و روش تشخیص آن :ocean:

  • انواع رطوبت :
    • ساری : مرطوب است، اما منتقل نمی شود.
    • مسری : رطوبتی که از ملاقا به ملاقی سرایت می کند.

قرینه مقابله نشان می دهد: اگر رطوبت مسری باشد، مقابلش «جافّ» است؛ اگر ساری باشد، مقابلش «یابس» (خشکِ خشک) است.

دلایل مسری بودن رطوبت در روایت :face_with_monocle:

دلایل مسری بودن: کلمه «جافّ» در مقابل «رطوبة» آمده است.

توضیح اینکه جاف کثرت استعمال در مواردی دارد که مقابلش رطوبت مسری باشد، برخلاف یابس که کثرت استعمالش در مواردی است که مقابلش رطوبت ساری است. سیاق «إِن أَصَابَ ثَوْبَكَ رطوبه» که خود رطوبت به عنوان فاعل اصابه ذکر شده است، نشان می دهد رطوبت از سگ به لباس منتقل می شود، به این بیان که در اینجا بحث رسیدن خود رطوبت به لباس مطرح است و ظهور این جمله که (اگر رطوبت به لباسم برسد)، این است که رطوبت به لباس من سرایت کرده است.

بله اگر سبب یعنی بدن سگ ذکر شده بود به این صورت که راوی می گفته بود: «إِن أَصَابَ ثَوْبَكَ الکلب المرطوب» که در این صورت روشن نبود که رطوبتی هم سرایت کرده است یا سرایت نکرده است ولی وقتی راوی خود رطوبت را ذکر می کند ظهورش اصابت خود رطوبت به لباس و مسری بودن رطوبت است.

بنابراین این دو نکته باعث ظهور در رطوبت مسری می شود. و در همه جا بررسی این دو نکته می تواند مسری بودن یا ساری بودن رطوبت را مشخص کند.

:paperclip: ادامه بررسی روایت بقباق ۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ (117.2 کیلوبایت)


  1. وسائل الشیعه، جلد۳، صفحه ۴۱۴ ↩︎