یکی از مسایلی که خیلی مبتلا به می باشد و می تواند به صورت یک دغدغه برای افراد متدین در آید این است که آیا تخلف از قوانین حکومتی یا قوانین خاص وضع شده در یک مکان (مثل مدرسه یا اداره) حرمت شرعی دارد یا نه و حدود و شرایط آن چیست.
در ضمن این مطلب، قوانین کشورهای دیگر (اسلامی یا غیر اسلامی) نیز مطرح می شود.
خوب است دوستان نظرات علمی خود را در این زمینه مطرح کنند تا با جمع بندی به نتایج قابل قبولی برسیم.
برای شروع:
زیاد بر در و دیوار دیده ایم که به نقل از مرحوم امام خمینی می نویسند تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی حرام است، حال آیا رد شدن از چراغ قرمز در ساعت 2 نیمه شب حرام است؟ (چراغ قرمزی که همیشه شبها چشمک زن میشده و مثلا امشب فراموش کرده اند چشمک زن کنند. البته باز هم رد شدن خلاف قانون است)
منتظر نظرات شما هستم…
این فتوا در نظرات مقام معظم رهبری هم فراوان دیده می شود حاج آقای فلاح زاده این فتوا را اینگونه توضیح می دادندکه قوانین بر دو دسته است :
برخی از قوانین دارای روح الزامی هستند و خود قانونگذار نسبت به آن بسیار حساسیت نشان می دهد برای مثال اگر کسی در زمین شخص دیگری ساختمانی بسازد قانونگذار با او برخورد میکند و حتی بنای او راتخریت خواهد کرد این دسته از قوانین لازم الاجرا و مخالفت با آنان حرام تکلیفی است
اما برخی از قوانین داراری روح الزامی نیستند و خود قانونگذار هم ممکن است به جریمه ای مختصر در مورد متخلف اکتفا کند این گونه از موارد حرام نیستند بنابراین مثالی که برادر محترمان فرمودند ظاهرا ازقبیل دسته دوم است
ممنون که بالاخره یک نفر دست به قلم (صفحه کلید) برد و در این بحث شرکت کرد.
نکته ای که جناب حمزه به نقل از حاج آقای فلاح زاده گفتند، در واقع تخصیص این کلام است و نتیجه آن می شود که تخلف از قانون همیشه حرام نیست و بستگی به حساسیت قانونگذار دارد.
آیا این معیار درستی است؟:huh:
حساسیت قانون گذار را باید از کجا بفهمیم؟:huh:
علاوه بر آن، می دانیم وقتی قانونی به خاطر وجود یک حکمت وضع می شود، تبعیت از آن حتی در مواقعی که حکمت حکم وجود نداشته باشد هم لازم الاجرا است.
مثلا اگر حکمت عده نگهداشتن زن، معلوم شدن حمل یا عدم حمل او باشد، در مواقعی که قطع داریم زن حامله نیست، نمی توانیم حکم را برداریم و بگوییم لازم نیست عده نگهدارد.
در قوانین راهنمایی و رانندگی هم اگر حکمت آن (نه علت آن)، برقراری نظم باشد، در مواردی مثل چراغ قرمز نیمه شب هم، باز تخلف است و جایز نخواهد بود. که این واقعا بعید به نظر می رسد ادله ی شرعی دال بر حرمتش باشد.
به نظر شما مناط حرمت تخلف از قانون چیست و محدوده ی آن تا کجاست؟
عده ای از فقها فی نفسه قانون را لازم المراعات نمی دانند و صرفا از باب عناوین ثانویه مانند ضرر و اضرار و حرج و هرج و مرج درست می کنند
اینکه اگر حقی تضییع شود لازم است یا هرج و مرج شود لذا لزوم مراعات قوانین مختص موارد وجود این عناوین خواهد بود و فی نفسه هیچ موضوعیتی ندارد
مصالح و مفاسد احکام به دو شکل هستند گاه در متعلقات و گاه در نفس حکم. بعضا ممکن است وجه برخی از قوانین مصالح یا مفاسدی باشد که در نفس حکم است چنانکه در جعل اباحه است لذا تخلف از مفاد آنها حرام نبوده و عقوبتی ندارد بلی چنین احکامی ممکن است در شرایط و ضوابطی خاص جعل شوند.
علم و آگاهی از ملاک احکام با تطبیق و تشخیص موضوعی آن متفاوت است چه بسا در تطبییق اختلاف باشد یا توان تشخیص نباشد یا مشتبه باشد لذا با هم خلط نشود
:idea: یک نکته که توجه به آن به این بحث خیلی کمک می کند: تمام احکامی که در این دنیا وجود دارند بر اساس اقتضا و غلبه ی حداکثری برآیند آن مسئله هستند؛ خداوند در قرآن می فرماید که خمر و میسر منفعت هم دارند، منتها ضررشان برای شما بیشتر است پس حرامشان کردم. اساساً شما هیچ مصلحتی را در این دنیا پیدا نمی کنید که صد در صدی و محض باشد و هیچ مفسده ای با خود نداشته باشد، و بر عکس.
بنابر این بیان فهم وجوب قوانین راحت تر می شود و مفقود بودن حکمت قانونی در یکی از موارد موجب تغییر کل حکم و آن قانون نمی شود.( اصطلاحاً احکام تابع کلیات هستند)
:huh: در ضمن بنده اصلاً متوجه نمی شوم که چه اشکالی دارد که خود هرج و مرج نشدن و جلوگیری از حق الناس دلیلی عمومی برای وجوب کل قوانین باشد؟ چرا باید بگوییم عناوین ثانویه؟ یا اگر هم گفتیم باز هم مگر در وجوبش خدشه ای وارد می شود؟