باسْمه تعالي
تحلیل مفهوم «تحیت» در آیه ۸۶ سورۀ نساء
مقدمه: دو پرسش کلیدی پیرامون آیه
در آیه:
«وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها.»[1]
دو بحث مطرح است: تحیت چیست؟ و رد تحیت چه حکمی دارد؟
معنای لغوی «تحیت»: اعم از «سلام»
در پاسخ به بحث اول، برخی بزرگان مثل شیخ طوسی تحیت را همان «سلام» دانستهاند، ولی برخی کتب لغت و همچنین روایات، «تحیت» را در معنای اعمی به کار بردهاند. معنای لغوی تحیت چیست؟ در شریعت مقدس اسلام «تحیت» آیا به همان معنای لغوی است؟ یا در معنای خاصی به کار رفتهاست؟
اگرچه شیخ طوسی تحیت را همان «سلام» دانسته [2]، ولی در کتب لغت، تحیت اعم از «سلام» دانسته شده:
فروق اللغة: (الفرق) بين السلام و التحية، أن التحية أعم من السلام [3].
کتاب الماء: التّحيّة: السّلام و البقاء و المُلك [4].
مصباح المنیر: (حَيَّاهُ تَحِيَّةً) أَصْلُهُ الدُّعَاءُ بِالْحَيَاةِ، … ثُمَّ كَثُرَ حَتَّى اسْتُعْمِلَ فى مُطْلَقِ الدُّعَاءِ ثُمَّ اسْتَعْمَلَهُ الشَّرْعُ فِى دُعَاءٍ مَخْصُوصٍ وَ هُوَ (سَلَامٌ عَلَيْكَ) [5].
آیاتی هم مؤید همین معناست که تحیت، غیر از سلام است [6] مثل:
«أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فيها تَحِيَّةً وَ سَلاما» (فرقان:۷۵)
تحیت، در بعضی کتب لغت، به معنای هر برّ و نیکیای دانسته شدهاست:
مجمع البحرین: و المراد بِالتَّحِيَّةِ السلام و غيره من البر كما جاءت به الرواية عنهم(ع) [7].
شواهد متعدد قرآنی و روایی بر معنای اعم
در روایات مختلفی، تحیت بر اقوال دیگری (غیر از سلام) و یا حتی بر فعل تطبیق داده شدهاست:
عَنْ عَلِيٍّ ع فِي حَدِيثِ الْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: إِذَا عَطَسَ أَحَدُكُمْ فَسَمِّتُوهُ قُولُوا يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ وَ هُوَ يَقُولُ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ يَرْحَمُكُمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها. (وسائل الشيعة، ج12، ص: 89) (پس تحیت، اعم از سلام است. این روایت، بالاتر از استیناس و استشهاد است؛ حضرت آیه را تطبیق میدهند.)
وَ قَالَ أَنَسٌ حَيَّتْ جَارِيَةٌ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بِطَاقَةِ رَيْحَانٍ فَقَالَ لَهَا أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللَّهِ فَقُلْتُ لَهُ فِي ذَلِكَ فَقَالَ أَدَّبَنَا اللَّهُ تَعَالَى فَقَالَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها الْآيَةَ وَ كَانَ أحسن منها اعتاقها. (مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج4، ص: 18)
إِنَّ مِنْ تَمَامِ التَّحِيَّةِ لِلْمُقِيمِ الْمُصَافَحَةَ وَ تَمَامِ التَّسْلِيمِ عَلَى الْمُسَافِرِ الْمُعَانَقَةَ. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج2، ص: 646) (البته در این روایت، تسلیم هم در معنای اعمی به کار رفتهاست که شامل معانقه هم میشود.)
فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنَّ السَّلَامَ وَ التَّحِيَّةَ وَ الرَّحْمَةَ وَ الْبَرَكَاتِ أَنْتَ وَ ذُرِّيَّتُكَ. (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج3، ص: 486) (اینجا هم سلام در معنای اعمی به کار رفتهاست که انسانها مصداقش هستند.)
يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ لِلْمَسْجِدِ تَحِيَّةً قُلْتُ وَ مَا تَحِيَّتُهُ قَالَ رَكْعَتَانِ. (معاني الأخبار؛ ص: 333)
معنای شرعی «تحیت»: احتمال اصطلاح شدن برای «سلام»
اما «تحیت» جزماً یا احتمالاً مصطلح شده برای معنای «سلام». احتمال این معنا هم کافی است تا در اطلاق آیه شک کنیم. برای این اصطلاحشدن، قرائنی داریم:
قرائن شرعی بر مصطلح شدن «تحیت» در «سلام»
خود قرآن میگوید:
«وَ إِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ» [8]؛
مسلمین میخواستند تحیتی که خدا سفارش کرده را بگویند [9].
«فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ» [10]؛
«تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» این است که به همدیگر سلام بدهید. اما سایر تحیات مثل «انعم صباحاً» تحیتهای جاهلیت است [11].
روایت علل: وقتی ابلیس از سجده ابا کرد و خدا او را اخراج کرد، خدا به حضرت آدم خطاب کرد به ملائکه بگو: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»، آنها هم در جواب حضرت آدم گفتند: «وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ»، خداوند فرمود:
«هَذِهِ تَحِيَّتُكَ وَ تَحِيَّةُ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ بَعْدِكَ فِيمَا بَيْنَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة» [12]؛
تحیت تو و تحیت نسل تو، همین «سلام» است [13].
جمعبندی و نتیجهگیری: تأثیر احتمال اصطلاح شرعی بر اطلاق آیه
بنابراین تحیت در لغت، اعم از «سلام» است و آیات مختلفی هم مؤید این معنای اعم است. بلکه تحیت در لغت، به معنای هر برّ و نیکیای است و روایات مختلفی هم مؤید این معناست. ولی احتمال معتنابه میدهیم که: «در اصطلاح شرع، مصداق «تحیت» فقط «سلام» است.»، با وجود این احتمال، اطلاقگیری از آیه مشکل میشود.
منبع
برگرفته از درس خارج فقه استاد شهیدی - جلسات ۶۵ تا ۶۷ (۳ تا ۵ دی ۱۴۰۳)
نساء، ۸۶ ↩︎
و التحية: مفعلة من حييت. و معناها هاهنا السلام. التبيان فى تفسير القرآن، ج3، ص: 278 ↩︎
الفروق في اللغة، ص: 50 ↩︎
كتاب الماء، ج1، ص: 37۰ ↩︎
المصباح المنير في غريب الشرح الكبير، ج2، ص: 161 ↩︎
اگر «تحیت» به همان معنای «سلام» باشد، پس باید بتوان به جای «تحیت» کلمهی «سلام» را گذاشت، اما اگر این کار را بکنیم، معنای برخی آیات و روایات، غیرعرفی میشود؛ مثل تَحِيَّتُهُمْ فيها سَلام. یونس:۱۰ و ابراهیم:۲۳ تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلام. احزاب:۴۴ ↩︎
مجمع البحرين، ج1، ص: 113 ↩︎
المجادلة:8 ↩︎
قالوا: هؤلاء هم اليهود كانوا إذا أتوا النبي ص قالوا: السام عليك- و السام هو الموت- و هم يوهمون أنهم يقولون: السلام عليك. الميزان فى تفسير القرآن، ج19، ص: 186 ↩︎
نور:۶۱ ↩︎
اگر از این آیه برداشت کردیم: «سلام، تحیت مبارکه طیبه از طرف خداست.»، چطور مفهومگیری میکنیم که: «غیر از سلام، تحیت نیست.»؟! مقرر ↩︎
أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ شَاذَانَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ عُثْمَانَ الْبَرْوَازِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيٍّ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ سُفْيَانَ الْحَافِظُ السَّمَرْقَنْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا صَالِحُ بْنُ سَعِيدٍ التِّرْمِذِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْمُنْعِمِ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ وَهْبٍ الْيَمَانِيِّ قَالَ: لَمَّا أَسْجَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْمَلَائِكَةَ لآِدَمَ ع وَ أَبَى إِبْلِيسُ أَنْ يَسْجُدَ قَالَ لَهُ رَبُّهُ عَزَّ وَ جَلَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ لآِدَمَ يَا آدَمُ انْطَلِقْ إِلَى هَؤُلَاءِ الْمَلَإِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَقُلِ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ فَقَالُوا وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَلَمَّا رَجَعَ إِلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لَهُ رَبُّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى هَذِهِ تَحِيَّتُكَ وَ تَحِيَّةُ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ بَعْدِكَ فِيمَا بَيْنَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. علل الشرائع، ج1، ص: 102 ↩︎
بین «تحیتک هذه» با «هذه تحیتک» آیا فرقی نیست؟ آیا هر دو ظهور در حصر دارد؟! گویا ظاهر این روایت، این است که: «اگر این جعل الهی نبود، سلام، تحیت نبود. ولی با این جعل الهی، سلام هم داخل در تحیت شد.»، ولی نسبت به این که: «غیر از سلام آیا تحیت نیست؟» گویا این روایت ساکت است. ↩︎