تحلیل روایتی از کافی و مراد از «إراقه» آب مشتبه

:scroll: متن روایت از الکافی

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ جَرَّةٍ وُجِدَ فِيهَا خُنْفَسَاءُ قَدْ مَاتَتْ قَالَ أَلْقِهَا وَ تَوَضَّأْ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ عَقْرَباً فَأَرِقِ الْمَاءَ وَ تَوَضَّأْ مِنْ مَاءٍ غَيْرِهِ وَ عَنْ رَجُلٍ مَعَهُ إِنَاءَانِ فِيهِمَا مَاءٌ وَقَعَ فِي أَحَدِهِمَا قَذَرٌ وَ لَا يَدْرِي أَيُّهُمَا هُوَ لَيْسَ يَقْدِرُ عَلَى مَاءٍ غَيْرِهِ قَالَ يُهَرِيقُهُمَا جَمِيعاً وَ يَتَيَمَّمُ.[1]


:red_question_mark: پرسش: آیا «إراقه» واجب است؟

آیا با توجه به روایت إراقه (ریختن آب) واجب است یا خیر؟


بررسی دلالت جملۀ «یهریقهما» بر وجوب

«یهریقهما» جمله خبریه در مقام طلب و دال بر وجوب است.


پاسخ: عدم وجوب إراقه (تحلیل استعمال کنایی)

ما قائلیم که روایت تعبدی است اما إراقه واجب نیست. اگر چه جمله خبریه در مقام طلب، امر است اما این امر در عقیب توهم الحظر است نه در حالت عادی. شخص چون آب دارد، فکر می کند نباید تیمم کند لذا حضرت می گویند بِریز و وضو بگیر. این کنایه از آن است که این آبها به درد نمی‌خورد و اثر متوقع بر آنها مترتب نمی‌شود.


قاعده نفی موضوع به هنگام نفی اثر (در معانی و بیان)

در معانی و بیان خوانده اید که وقتی اثر متوقع، مترتب نمی‌شود، اصل موضوع را نفی می‌کنند. مثلاً العالم بلا عمل را می‌گوید عالم نیست. زنبور بلا عسل را می‌گویند زنبور نیست.


:white_check_mark: نتیجه‌گیری

چون این استعمال کنایی هم در عربی و هم در فارسی وجود دارد بنابراین (که وقتی نفی اثر است، اصل موضوع را نفی می‌کنند) إراقه واجب نیست. البته احتیاطش خالی از لطف نیست اما وجوب ندارد.


منبع

:books: درس خارج فقه، جلسه ۶۲ - مورخ ۱۶ دی ۱۴۰۳ / ۲۴ جمادی الثانی ۱۴۴۶


  1. الکافی جلد ۳، صفحه ۱۰ ↩︎

بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به اینکه شما در بحث ادله تییم قائل به این شدید که موضوع ادله تیمم موجبه معدوله است یعنی باید احراز عدم آب بشود تا موضوع تیمم احراز شود، بنابراین در اینجا نمی توانید، بحث اهراق را کنایه از عدم انتفاع قرار دهید و اهراق را واجب ندانید بلکه باید قائل به وجوب اهراق برای محقق شدن موضوع تیمم شوید.

در حالت عادی، اثر آب، جلوگیری از تیمم است اما در این فرض، حضرت می گویند یهریقهما یعنی این آب دیگر اثر جلوگیری از تیمم ندارد. اما روایت نمی تواند احتیاط را ابطال کند چون با فرض طریقیت، احتیاط قطعا ما را به واقع می رساند و با عقل قطعی، حجت می شود. لذا احتیاط سر جای خود است اما همین که شارع با فرض وجود آب، اجازه تیمم به شما داده است، یعنی اثری که از آب توقع می رفت را نداریم. حالا اگر هم کسی خواست بریزد، منعی نداریم.( جلسه 67 24 دی ماه 1403)

این کلام شما در صورتی تمام است که شما به روایت به صورت کامل عمل کنید یعنی اینجا دو احتمال وجود دارد که اگر شما یا اهراق را به معنای همان وجوب ریختن بگیرید که در این صورت منافاتی با ادله تیمم ندارد و اگر اهراق را به معنای کنایی بگیرید، در این صورت چون احراز موضوع تیمم نشده است، تیمم با وجود تمکن بر طهارت مائیه جایز نیست، بنابراین دو احتمال وجود دارد که اگر اولی را اخذ کنیم قطعا عمل به روایت شده است و ادله تیمم هم قطعا موضوع پیدا می کنند و اگر دومی را اخذ کنیم هم عمل به روایت احتمالی می شود و همچنان موضوع ادله تیمم محقق نشده است و مخالفت با آنها وجود دارد بنابراین متعین انتخاب فرض اول است.

البته اینکه اهراق به معنای وجوب باشد نافی احتیاط تام نیست یعنی این طور است که در ابتدا یا باید احتیاط تام را انتخاب کنید و یا تیمم را انتخاب کنید و اگر تیمم را انتخاب کردید واجب است که آب مشتبه را بریزید.