مبحث ادبی و فقهی استدلال بر «وجوب مسح بعض سر» در کلام آیتالله خویی.
در تبیین چگونگی استفاده مسح بخشهائی از سر و پا از آیه وضو، روایتی معتبر (که شیخ صدوق آن را نقل کرده است) وجود دارد که در آن زرارة از امام باقر (علیه السلام) میپرسد:
از کجا دانستید که مسح، به بعض رأس و بعض رجلين تعلق دارد؟
امام (علیه السلام) میخندند و میفرمایند: رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) این حکم را بیان کرد و کتاب خدا عز و جل بر آن نازل شد. سپس به آیات اشاره میکنند:
در بخش صورت فرمود: فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُم و فهمیدیم تمام صورت باید شسته شود.
در باب دستها فرمود: «وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ» و آن را به وجه متصل کرد تا وجوب غسل تا مرفقین فهمیده شود.
اما در مورد سر، کلام را جدا کرد و فرمود: «وَامْسَحْوا بِرُؤُسِكُمْ» و امام میفرماید: از آوردن کلمه «بِرُؤُسِكُمْ» فهمیدیم که مسح بر بعض رأس است (به دلیل وجود باء).
سپس پاها را به سر متصل کرد و فرمود: «وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ» و از این اتصال فهمیده شد که مسح بر روی پاها نیز به صورت تبعیض است و این آیه را رسول خدا ص برای مردم تفسیر کردن ولی مردم آن را ضایع کردند.
بررسی دیدگاه سیبویه و پاسخ به آن
سیبویه آمدن حرف جر «باء» به معنای «تبعیض» را در زبان عربی انکار کرده است.
آیتالله خویی میفرماید حتی اگر نظر سیبویه را در انکار «باء تبعیض» بپذیریم، این امر با روایت صحیحه منافاتی ندارد؛ زیرا دلالت آن روایت بر وجوب مسح بعض، میتواند مستند به تصریح سایر نحات به جواز باء تبعیض، یا مستند به «تضمین» و «مجاز» باشد. در هر حال، در اصل دلالت روایت بر این معنا تردیدی نیست.
احتمال دوم: تحلیل تغییر اسلوب کلام
علاوه بر این امام معصوم (علیه السلام) در روایت زراره، علت دلالت آیه بر مسح بعض را به «لمكان الباء» (وجود باء) نسبت دادهاند.
ممکن است مقصود این نباشد که خود حرف «باء» لغتا در معنای تبعیض وضع شده باشد، بلکه مقصود تغییر اسلوب کلام به واسطه آوردن باء است.
افعالی مانند «مسح» و «غسل» به صورت طبعی و اولیه میتوانند مستقیماً و بدون نیاز به حرف جر، مفعول خود را بگیرند (متعدی بنفسه باشند)؛ درست مانند آیه در باب غسل: «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ».
اما در مورد سر، خداوند نفرموده «امسحوا رؤوسكم»، بلکه فرموده: «وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ» و حرف «باء» را اضافه کرده است. همین تغییر اسلوب، به مخاطب میفهماند که امر به مسح سر، ناظر به مسح بعض است.بنابراین شاید مراد امام علیه السلام این باشد که تغییر اسلوب کلام با اوردن باء تبعیض را می فهماند.
احتمال سوم: عنایت بلاغی و جابجایی ارکان مسح
علاوه بر وجه قبل، احتمال بسیار قوی وجود دارد که استفادۀ مسح بعض از آیه، وجه ادبی لطیفتری داشته باشد:
به صورت حقیقی و خارجی، «ماسح» (دست) و «ممسوح» (سر) مشخص هستند؛ اما آوردن حرف «باء» نشان میدهد که در این ترکیب، ارکان به صورت مجازی جابجا شدهاند. یعنی «سر» به عنوان آله و سبب برای مسح دست قرار داده شده است.
مثال عرفی: درست مانند این جمله که بگوییم: «مسحتُ يدي بالحائط» (دستم را به دیوار کشیدم)، که معنایش این است که دیوار سبب پاک شدن یا مسح شدن رطوبت و چربی روی دست ما شده است.
در آیه شریفه نیز آوردن «باء» بر سر رأس، به همین نکته بلاغی اشاره دارد و این عنایت بلاغی در کلام الهی، مقتضی بسنده کردن به مسح بخشی از سر است.
موسوعه الامامخویی،ج۵،ص ۱۱۴ و ۱۱۵.(نرم افزار جامع فقه۲)