این مقاله به تحقیق پیرامون دو شرط اساسی در جرم محاربه، یعنی قصد ترساندن و پیدایش ترس میپردازد.
شرط اول: قصد ترساندن در محاربه
مشهور فقیهان و طبق برداشتی از سخن شهید، اجماع فقیهان متأخر، به اعتبار قصد ترساندن باور دارند. حتی میتوان ادعای شهرت قدمایی را نیز در این خصوص مطرح نمود.
قصد ترساندن در محاربه، اعم از قصد شخصی یا نوعی است. آیه شریفه محاربه ﴿إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ يُنفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾[1] و برخی از روایات، بر شرط بودن قصد ترساندن در محاربه قابل پذیرش است. لازم به ذکر است که مورد برخی از ادله ادعایی بر عدم شرطیت، در واقع وجود قصد نوعی بر ترساندن است.
شرط دوم: پیدایش ترس در محاربه
نسبت به شرط بودن تحقق ترس در محاربه، دو دیدگاه اصلی در بین فقیهان مطرح شده است: برخی تحقق ترس را از شروط محاربه شمرده و برخی دیگر آن را لازم ندانستهاند.
با لحاظ مفاد محاربه که به معنی جنگ است، و از سوی دیگر اینکه ترس اعم از فعلی و شأنی میباشد، باید تحقق فعلی یا شأنی آن را در محاربه لازم دانست.
علاوه بر این، برخی از قرائن مانند:
- مرسله عیاشی[2]
- انتفای حکم محاربه در فرض امنیت
- احتیاط در دماء
همگی مؤید شرطیت تحقق ترس در جرم محاربه است.
برگرفته از مقاله «قصد ترساندن و پیدایش ترس در جرم محاربه وعدم وحدت رویه قانونگذار نسبت به شروط مذکور»
سوره مائده آیه ۳۳ ↩︎
مرسله عیاشی:… فَإِنْ كَانُوا أَخَافُوا السَّبِيلَ فَقَطْ وَ لَمْ يَقْتُلُوا أَحَداً وَ لَمْ يَأْخُذُوا مَالاً أَمَرَ بِإِيدَاعِهِمُ الْحَبْسَ فَإِنَّ ذَلِكَ مَعْنَى نَفْيِهِمْ مِنَ الْأَرْضِ بِإِخَافَتِهِمُ السَّبِيلَ وَ إِنْ كَانُوا أَخَافُوا السَّبِيلَ وَ قَتَلُوا النَّفْسَ أَمَرَ بِقَتْلِهِمْ وَ إِنْ كَانُوا أَخَافُوا السَّبِيلَ وَ قَتَلُوا النَّفْسَ وَ أَخَذُوا الْمَالَ أَمَرَ بِقَطْعِ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلِهِمْ مِنْ خِلاَفٍ وَ صَلْبِهِمْ بَعْدَ ذَلِكَ فَكَتَبَ إِلَى الْعَامِلِ بِأَنْ يَمْتَثِلَ ذَلِكَ فِيهِمْ: تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة ج۲۸، ص۳۱۲. ↩︎