تبیین نظریه آیت الله بروجردی در اصول متلقّاة و فقه مأثور

برخی از کتب فقهی قدما، مشتمل بر فتاوای اصلی علمای گذشته است. مرحوم آیت الله بروجردی از این کتب به عنوان «اصول متلقّاة» یاد می‌کنند، و در فقه به میزان زیادی این فتاوا را موثّر می‌دانند، و جایگاه بسیار بالایی برای آن قائل هستند. ایشان لفظ «اصول» را از عبارتی از شیخ طوسی در مقدّمه کتاب مبسوط اخذ کرده‌اند. شیخ طوسی در مقدّمه کتاب مبسوط بیان کرده است که مخالفین، به شیعه طعنه زده‌اند به آنکه برای شما ممکن نیست که فقهی مبسوط و گسترده داشته باشید؛ چرا که قیاس و اجتهاد رای را معتبر نمی‌دانید. شیخ در پاسخ بیان کرده است که این سخن تمامی نیست:

«و هذا جهل منهم بمذاهبنا و قلة تأمل لأصولنا، و لو نظروا في أخبارنا و فقهنا لعلموا أن جل ما ذكروه من المسائل موجود في أخبارنا و منصوص عليه تلويحا عن أئمتنا الذين قولهم في الحجة يجري مجرى قول النبي صلى الله عليه و آله إما خصوصا أو عموما أو تصريحا أو تلويحا.

و كنت على قديم الوقت و حديثه منشوق النفس إلى عمل كتاب يشتمل على ذلك تتوق نفسي إليه فيقطعني عن ذلك القواطع و شغلني الشواغل، و تضعف نيتي أيضا فيه قلة رغبة هذه الطائفة فيه، و ترك عنايتهم به لأنهم ألقوا الأخبار و ما رووه من صريح الألفاظ حتى أن مسئلة لو غير لفظها و عبر عن معناها بغير اللفظ المعتاد لهم لعجبوا منها و قصر فهمهم عنها.

و كنت عملت على قديم الوقت كتاب النهاية، و ذكرت جميع ما رواه أصحابنا في مصنفاتهم و أصولها من المسائل و فرقوه في كتبهم، و رتبته ترتيب الفقه و جمعت من النظائر، و رتبت فيه الكتب على ما رتبت للعلة التي بينتها هناك، و لم أتعرض للتفريع على المسائل و لا لتعقيد الأبواب و ترتيب المسائل و تعليقها و الجمع بين نظائرها بل أوردت جميع ذلك أو أكثره بالألفاظ المنقولة حتى لا يستوحشوا من ذلك، و عملت بآخره مختصر جمل العقود في العبادات …» .

مرحوم شیخ طوسی بیان کرده است که فقه ما بر دو قسم است. یک قسم از آن اصول، و قسم دیگر، فروع است. ایشان در ادامه متذکّر می‌شوند که علمای ما عادت بر آن دارند که در کتب فقهی خودشان تنها فتاوایی را ذکر کنند که در روایات وارد شده است، و از ذکر فتاوایی که در روایات وارد نشده، خوف داشتند. شیخ بیان کرده است که طائفه امامیه نسبت به تالیف کتابی که مشتمل بر جمیع فقه باشد، اشتیاقی از خود نشان نمی‌دادند؛ از این رو، من هم رغبت به نوشتن چنین کتابی پیدا نمی‌کردم. ایشان در ادامه بیان کرده است که طایفه شیعه با روایات انس دارند، و انس ایشان به حدّی است که اگر لفظی از الفاظ روایات تغییر کند، برای ایشان عجیب و غیرقابل فهم است.

شیخ طوسی بیان می‌کند که ما اولین کسی هستیم که از این عادت تخطّی می‌کنیم و فروع را هم در کتاب خویش ذکر می‌نماییم. کتاب مبسوط شیخ هم مشتمل بر اصول و هم مشتمل بر فروع فتاوی است. در مورد کتاب نهایه شیخ تعبیر می‌شود به «النهایة فی مجرّد الفتاوی». در این تعبیر، مراد از فتاوی، اصول فتاوی است.

آیت الله بروجردی از عبارت شیخ طوسی در مقدّمه مبسوط نتیجه‌ای گرفته‌اند که صحیح به نظر نمی‌رسد. ایشان گمان کرده‌اند که عبارت شیخ طوسی ناظر به آن است که فتاوایی که در کتب فقه ماثور ذکر شده، از روایاتی اخذ شده که مسلّم و قطعی است. ایشان به فتاوایی که در این کتب ذکر شده، «متلقّاة» تعبیر می‌کنند. و گاهی از این فقه با تعبیر «فقه بقچه‌پیچ» یاد می‌کنند. گویا این فتاوی از قدیم در بقچه‌ای بوده و به این فقها رسیده، و از مسلّمات است.

ابن ادریس در مورد نهایه شیخ طوسی نیز مطلبی بیان کرده که ممکن است موید آیت الله بروجردی باشد. ایشان تعبیری را به طور مکرّر در مواضع مختلف کتاب سرائر نقل کرده است. ایشان بیان کرده که آنچه در کتاب نهایه است، فتاوای شیخ نیست، بلکه روایاتی است که او نقل کرده است. تعبیر «أورده ایراداً لا اعتقاداً» در موارد متعدّد در سرائر آمده است:

«و قد اعتذرنا في عدة مواضع، للشيخ أبي جعفر رحمه اللّٰه فيما يورده في كتاب النهاية، و قلنا أورده إيرادا لا اعتقادا، لأنّ هذا الكتاب، أعني كتاب النهاية كتاب خبر، لا كتاب بحث و نظر، و قد قال هو رحمه اللّٰه في كتابه هذا ما قاله في خطبة مبسوطة، فكيف يعتمد و يقلد ما يوجد فيه».

ابن ادریس بیان کرده است: شاهد بر آنکه این کتاب فتوا نیست، آن است که شیخ در کتب فقهی دیگر خود –مثل کتاب مبسوط و خلاف که بعدا تالیف نموده-، فتاوایی بر خلاف مطالب این کتاب ذکر کرده است.

این نظریه مرحوم آیت الله بروجردی، کلام تمامی نیست. سخن مرحوم ابن ادریس نیز صحیح نیست. در پست‌های بعدی نقد این نظریه ارائه می‌گردد.

برگرفته از درس خارج فقه استاد سید محمّد جواد شبیری در تاریخ ۵ و ۸ اردیبهشت ۱۴۰۳

المبسوط فی فقه الإمامیة، شیخ طوسی، ج1، ص2.
السرائر الحاوي لتحریر الفتاوی، ابن ادریس الحلّي، محمد بن منصور، ج1، ص304 و ۱۱۰ و ۲۴۷ و ۲۶۹ و ۳۴۱ و …