الزاني و الزانية فاجلدوا كل واحد منهما ماة جلدة، السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما. فالمخاطب هو؟ المجتمع الذي يتولإه النبي صلی الله عليه و اله، و هذا الحكم لم يكن منحلا الی كل فرد من افراد المجتمع فالقدر المتيقن منه النبي و الإمام بمنزلته. و هذا لا ينافي اطلاق الآیة بحسب الازمان لإنه لو كان المخاطب بهذا الخطاب الإمام و النبي عليهما السلام فهذا الحكم ابدي و لكن لا بد من تحصيل شرطه ان امكن و هو اقامة حكم اسلامي يترئسه المعصوم عليه السلام و لم يحرز اطلاق هذه الادلة لمجتمع فقدوا فيه نبيهم و امامهم و صاروا ايتام. من اين نحرز ان هذا المجتمع مخاطب بهذه الاية، يخاطب بقوله تعالی الزاني و الزانية فاجلدوا كل واحد منهما ماه جلدة حتی نقول بان القدر المتيقن هو الفقيه العادل الذي يوجد في هذا المجتمع.
و هذا اشكال لابد من التامل فيه.
در اینجا استدلالی از صاحب جواهر در مورد اقامه حدود در عصر غیبت نقل می شود و بخشی از آن که مربوط به تعطیلی امور است مورد نقد واقع می شود:
ثم صاحب الجواهر يقول:
بفحوى ما سمعته من جواز إقامة السيد الحد و الوالد و الزوج على القول بهما مع أمن الضرر، بل القطع باولوية الفقيه من غيره بعد ان جعله الامام حاكما و خليفة بل لولا عموم الولاية لبقي كثير من الامور المتعلق بالشيعة معطلة فمن الغريب وسوسة بعض الناس في ذلك بل كانه ما ذاق من طعم الفقه شيئا و لا فهم من لحن قولهم و رموزهم امرا و لا تامل المراد من قولهم.
اذا فرض صاحب الجواهر ان الامور تعطل، فنقول: بمقدار ان لاتعطل يلتزم بولاية الفقيه، و لكنه اذا لمنقل بالولاية المطلقة للفقيه لايعطل الامور. بمقدار الذي تعطل الامور نلتزم بثبوت الولاية للفقيه ان كان مقتضی القاعدة الاولية عدم صلاحية الاشخاص العاديين للتصرف كالتصرف في اموال القصّر و الغيّب أو التصرف في الشؤون العامة كالانفال و نحو ذلك. نلتزم بان القدر المتيقن ممن يصلح للتصدي هو الفقيه العادل الذي له كفائة اجتماعية في هذه الشؤون، و اما ان له اقامة الحدود هل نحتاج في ادارة المجتمع الی اقامة الحدود؟ نعم نحتاج الی التعذير و الا لصار حرج و مرج في المجتمع، لأنتشر الفوضا في المجتمع. و اما نقيم الحدود نعدم المرتدين نجلد الزناة، لادليل علی ذلك، لايصير حرج و مرج اذا عطلنا الحدود بالنسبة الی حقوق الله. و لاجل ذلك انكر السيد الحكيم في كتاب مصاحب المنهاج ثبوت ولاية الفقيه في اقامة الحدود و نحوها.
اجلدوا و اقطعوا خطاب به مومنین است نه خطاب به نبی صلوات الله علیه و آله پس مکلف به جلد و قطع مومنین هستند با این توضیح که اولا با قیام من به الکفایه از بقیه ساقط می شود و ثانیا به لحاظ عقلایی جرم شخص باید در دادگاه عادله ثابت شود و الا اینکه هر کس بخواهد به تشخیص خود اقدام کند مستلزم هرج و مرج و سو استفاده بوده و اگر نامعقول نباشد دست کم خلاف ارتکاز است ولی قید حضور معصوم از کجای آیه استفاده می شود.
الزاني و الزانية فاجلدوا كل واحد منهما ماة جلدة، السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما. فالمخاطب هو؟ المجتمع الذي يتولإه النبي صلی الله عليه و اله، و هذا الحكم لم يكن منحلا الی كل فرد من افراد المجتمع فالقدر المتيقن منه النبي و الإمام بمنزلته. و هذا لا ينافي اطلاق الآیة بحسب الازمان لإنه لو كان المخاطب بهذا الخطاب الإمام و النبي عليهما السلام فهذا الحكم ابدي و لكن لا بد من تحصيل شرطه ان امكن و هو اقامة حكم اسلامي يترئسه المعصوم عليه السلام و لم يحرز اطلاق هذه الادلة لمجتمع فقدوا فيه نبيهم و امامهم و صاروا ايتام. من اين نحرز ان هذا المجتمع مخاطب بهذه الاية، يخاطب بقوله تعالی الزاني و الزانية فاجلدوا كل واحد منهما ماه جلدة حتی نقول بان القدر المتيقن هو الفقيه العادل الذي يوجد في هذا المجتمع.
و هذا اشكال لابد من التامل فيه.
خارج فقه صوم، سال دوم درس سوم، 22مهرماه1401
با توجه به اشکالی که استاد مطرح کرده اند این اشکال در همه خطابات شارع مانند زکات و خمس و … وارد نیست؟
حجت الاسلام حسین طائب، معاون اسبق ضدجاسوسی وزارت اطلاعات، فرمانده سابق اطلاعات سپاه
سال 68 بود که مجدداً به قم برگشتم و مدیر کل اطلاعات قم شدم. در آنجا ارتباطم با علما هم از باب طلبگی و هم از باب شغلم بیشتر بود. در موقعی که مدیرکل اطلاعات قم بودم معمولا ماهی یکبار جهت دیدار کاری خدمت مرحوم حاج شیخ جواد تبریزی میرسیدم و به قول معروف با حاج آقا خودمانی شده بودیم و دو نفره مینشستیم و حدود یک ساعت و گاهی بیشتر با هم صحبت میکردیم.
مرحوم آیتالله العظمی شیخ جواد تبریزی یک رادیو داشتند و اخبار را هم از رادیوهای دیگر هم پیگیری میکردند. به عنوان مثال میگفتند: دیشب رادیو لندن این مطلب را میگفت، جریان این مطلب از چه قرار است؟
در ایام موشکباران هر چه به ایشان گفتند که درس را تعطیل کنید، حاضر به تعطیلی درس نشدند و میگفتند: این کار به نوعی ضعف محسوب میشود. بدین ترتیب درس را ادامه دادند.
نکته مهم دیگری که در مورد آقای شیخ جواد تبریزی میتوان گفت این است که نفس ایشان آنقدر گرم بود که در بین شاگردانشان ضدانقلاب پیدا نمیکنید. ممکن است آن طرف انقلابی نباشد، اما ضد انقلاب نداریم. جلسه درس ایشان بدین صورت نبود که پاتوق افراد ضدانقلاب باشد. این نکته خیلی مهم است.
حاج آقا جواد تبریزی روی پیاده شدن احکام دین خیلی تأکید داشتند. مرحوم آیتالله یزدی زمانی که ریاست قوه قضائیه بود به دیدار آیتالله تبریزی رفته بود. در آن جلسه بحث فقهی مطرح شد. آیتاللهالعظمی تبریزی به آقای یزدی توصیهای کرده بود که: مراقب باشید در احکامتان ملاحظه غربیها را نکنید. شما حکم خدا را صادر کنید. بعد ایشان این آیه را قرائت کرده بودند: « َلَن تَرضى عَنكَ اليَهودُ وَلَا النَّصارى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم …» اگر شما بخواهید به حرف اینها (غربیها) گوش بدهید تا آخر باید تابعشان باشید. شما کار خودتان را انجام دهید و خیلی به فکر مسائلی که غربیها مطرح میکنند نباشید.
منبع:
rasanews.ir/0032R4
فکر نمی کنم الآن هم دقیقاً قرار بر اجرای کامل حدود باشد بطور نمونه در قانون جدید مجازات اسلامی بطور کلی نامی از سنگسار برده نشده است و چنین مجازاتی بطور کلی از قانون حذف شده است.
یا اینکه دیگر در صورتیکه وارثان دو برادر باشند یکی مسلمان و یکی مسیحی، هر دو ارث می برند و اینطور نیست که فقط برادر مسلمان ارث ببرد.
این خبر از طرف دوستی کلیمی رسید:
قوه قضائیه قانون جنجالی مربوط به ۹۰ سال قبل درباره تبعیض ارث بین وراث مسلمان و غیرمسلمان رو لغو کرد. یعنی خروج موضوعی اقلیت های مذهبی شناخته شده در قانون اساسی از شمول آن ماده که اشعار میدارد در زمینه تقسیم میراث، کافر از مسلمان ارث نمی برد
دکتر همایون سامهیح نجف آبادی
نماینده ایرانیان کلیمی در مجلس شورای اسلامی
در موارد مرتبط این است که در صورتیکه کسی مرتکب قتل شود، حق خانواده مقتول است که بین قصاص و دیه یکی را انتخاب کنند. سؤال اینجاست که در شرایط قاتل باید خود را تسلیم خانواده مقتول کند یا اینکه باید خود را تسلیم پلیس و دستگاه قضایی کند؟
زیرا در صورتیکه خانواده مقتول به دریافت دیه راضی شوند. قاتل همچنان از تبعات کار خود نظیر منع استخدام در دستگاه دولتی و حبس تعزیری و … در رنج خواهد بود.
در نمونه ای نوجوانی پس از ارتکاب قتل داوطلبانه با امام جمعه شهر خود مشورت کرده و طبق نظر مشاوره ای او خودش را به پلیس تسلیم کرده و سپس قصاص شده است. آیا امام جمعه باید می گفته که خودش را تسلیم پلیس کند یا اینکه باید تسلیم خانواده مقتول کند؟
در آستانه ایام سالروز ولادت حضرت زهرا سلامالله علیها، جمعی از بانوان فرهیخته، مادران برگزیده و فعالان عرصههای فرهنگی، اجتماعی و علمی، صبح امروز (چهارشنبه) با حضرت آیتالله خامنهای دیدار کردند.
1401/10/14 https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=51648
اجلدوا و اقطعوا خطاب به مومنین است نه خطاب به نبی صلوات الله علیه و آله پس مکلف به جلد و قطع مومنین هستند … ولی قید حضور معصوم از کجای آیه استفاده می شود.
قید حضور معصوم (ع) از کجای آیه نمازجمعه استفاده می شود؟
در مورد علت کثرت روایات رسیده با مضمون اصل اقامه نمازجمعه این سؤال مطرح است که مگر در زمان حضور معصومین(ع) نماز جمعه توسط امامیه اقامه می شده که سبب شده بوده که امامیه از معصومین(ع) این حجم زیاد پرسش فقهی در مورد اقامه جمعه بپرسند؟
در زمان حضور معصومین(ع) نصب امام جمعه با اذن معصوم(ع) لازم است، گزارشی نداریم که معصومین(ع) کسی را برای اقامه جمعه اذن داده باشند و با اقامه نشدن جمعه، چگونه بوده است که امامیه این قدر اصرار داشتند که معصومین(ع) به پرسش های فقهی آنان در مورد اقامه جمعه پاسخ بدهند؟
در فرضی که در زمان حضور امامان(ع) به دلیل بسط ید نداشتن معصومین(ع)، نمی توانستند به کسی اذن امامت جمعه بدهند، زیرا هم معصوم(ع) و هم امام جمعه منصوب هر دو توسط حکومت ظالم تحت فشار قرار می گرفتند و هیچ نمازجمعه ای توسط امامیه اقامه نشده است، پس چگونه است که روایات فراوانی در مورد اصل اقامه جمعه توسط معصومین(ع) صادر شده و بسیاری از این روایات به صورت پاسخ به پرسشهای امامیه از معصومین(ع) بوده است؟
اگر بگوییم که امامیه قطعاً توانسته بودند مخفیانه برای خود جمعه ای برپا کنند اگرچه به دلیل شرایط تقیه و اقامه مخفیانه جمعه و خطر اعدام امام جمعه، از جمعه های اقامه شده توسط امامیه در زمان معصومین(ع) هیچ گزارشی در منابع ما موجود نیست. و یا بگوییم که در زمان حضور معصومین(ع)، لااقل در بسیاری از در نمازهای جمعه اقامه شده امامیه، آنها امام جمعه منصوب با اذن خاص معصوم(ع) نداشته اند بلکه اذن عام و نصب عام امام جمعه مثل شرایط معاصر ما بوده است. (اگر این نظر را بپذیریم شاید اینجا هم شاهدی باشد که بگوییم که اذن خاص یا حضور معصوم(ع) لازم نیست)
ولی اگر قائل باشیم چون هیچ گزارشی از جمعه اقامه شده توسط امامیه در دوران معصومین(ع) به ما نرسیده است ثابت می شود که در صورتیکه امام جمعه منصوب معصوم(ع) نباشد، شرکت در جمعه ای که امام جمعه آن اذن معصوم(ع) را ندارد واجب نیست بلکه حداقل تخییر دارد. (اگر این نظر را بپذیریم شاید اینجا هم بتوان به عنوان شاهد گفت که خطاب آیه به گونه ای است که در آن حضور معصوم(ع) مقید شده است)
فتاوای آیت الله العظمی شبیری زنجانی
مسأله 742- در زمان حضور امام عليه السلام واجب است انسان در روز جمعه بجاي نماز ظهر دو ركعت نماز جمعه بخواند، ولي در زمان غيبت حضرت – عجل الله تعالي فرجه الشريف – خواندن نماز ظهر در وقت امكان حضور در نماز جمعه با شرايط معتبر، خلاف احتياط است، همچنانکه اگر نماز جمعه خواند، باید بنابراختیاط به آن اکتفا نکرده بلکه باید نماز ظهر را هم بخواند.
منبع:
اینجا کلیک کنید
نماز عید فطر و عید قربان (آیت الله سید موسی شبیری زنجانی)
مسأله 1525 :
نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام علیهالسلام واجب است و باید به جماعت خوانده شود و در زمان ما که امام علیهالسلام غایب هستند، مستحب میباشد و بنا بر احتیاط، آن را به جماعت نخوانند.
منبع:
اینجا کلیک کنید
در آستانه ایام سالروز ولادت حضرت زهرا سلامالله علیها، جمعی از بانوان فرهیخته، مادران برگزیده و فعالان عرصههای فرهنگی، اجتماعی و علمی، صبح امروز (چهارشنبه) با حضرت آیتالله خامنهای دیدار کردند.
1401/10/14 https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=51648
اجلدوا و اقطعوا خطاب به مومنین است نه خطاب به نبی صلوات الله علیه و آله پس مکلف به جلد و قطع مومنین هستند با این توضیح که اولا با قیام من به الکفایه از بقیه ساقط می شود و ثانیا به لحاظ عقلایی جرم شخص باید در دادگاه عادله ثابت شود و الا اینکه هر کس بخواهد به تشخیص خود اقدام کند مستلزم هرج و مرج و سو استفاده بوده و اگر نامعقول نباشد دست کم خلاف ارتکاز است ولی قید حضور معصوم از کجای آیه استفاده می شود.
سلام بر شما برادر عزیز
به توصیه مسئول تالار، مطلب فوق را در پستی جدید به فارسی نوشتم. اگر مقدور است و لطف بفرمایید در آنجا سوال را مطرح بفرمایید ممنون می شوم. این هم لینک پست جدید:
الزاني و الزانية فاجلدوا كل واحد منهما ماة جلدة، السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما. فالمخاطب هو؟ المجتمع الذي يتولإه النبي صلی الله عليه و اله، و هذا الحكم لم يكن منحلا الی كل فرد من افراد المجتمع فالقدر المتيقن منه النبي و الإمام بمنزلته. و هذا لا ينافي اطلاق الآیة بحسب الازمان لإنه لو كان المخاطب بهذا الخطاب الإمام و النبي عليهما السلام فهذا الحكم ابدي و لكن لا بد من تحصيل شرطه ان امكن و هو اقامة حكم اسلامي يترئسه المعصوم عليه السلام و لم يحرز اطلاق هذه الادلة لمجتمع فقدوا فيه نبيهم و امامهم و صاروا ايتام. من اين نحرز ان هذا المجتمع مخاطب بهذه الاية، يخاطب بقوله تعالی الزاني و الزانية فاجلدوا كل واحد منهما ماه جلدة حتی نقول بان القدر المتيقن هو الفقيه العادل الذي يوجد في هذا المجتمع.
و هذا اشكال لابد من التامل فيه.
خارج فقه صوم، سال دوم درس سوم، 22مهرماه1401
با توجه به اشکالی که استاد مطرح کرده اند این اشکال در همه خطابات شارع مانند زکات و خمس و … وارد نیست؟
سلام بر شما برادر عزیز
به توصیه مسئول تالار، مطلب فوق را در پستی جدید به فارسی نوشتم. اگر مقدور است و لطف بفرمایید در آنجا سوال را مطرح بفرمایید ممنون می شوم. این هم لینک پست جدید:
اجلدوا و اقطعوا خطاب به مومنین است نه خطاب به نبی صلوات الله علیه و آله پس مکلف به جلد و قطع مومنین هستند … ولی قید حضور معصوم از کجای آیه استفاده می شود.
قید حضور معصوم (ع) از کجای آیه نمازجمعه استفاده می شود؟
در مورد علت کثرت روایات رسیده با مضمون اصل اقامه نمازجمعه این سؤال مطرح است که مگر در زمان حضور معصومین(ع) نماز جمعه توسط امامیه اقامه می شده که سبب شده بوده که امامیه از معصومین(ع) این حجم زیاد پرسش فقهی در مورد اقامه جمعه بپرسند؟
در زمان حضور معصومین(ع) نصب امام جمعه با اذن معصوم(ع) لازم است، گزارشی نداریم که معصومین(ع) کسی را برای اقامه جمعه اذن داده باشند و با اقامه نشدن جمعه، چگونه بوده است که امامیه این قدر اصرار داشتند که معصومین(ع) به پرسش های فقهی آنان در مورد اقامه جمعه پاسخ بدهند؟
در فرضی که در زمان حضور امامان(ع) به دلیل بسط ید نداشتن معصومین(ع)، نمی توانستند به کسی اذن امامت جمعه بدهند، زیرا هم معصوم(ع) و هم امام جمعه منصوب هر دو توسط حکومت ظالم تحت فشار قرار می گرفتند و هیچ نمازجمعه ای توسط امامیه اقامه نشده است، پس چگونه است که روایات فراوانی در مورد اصل اقامه جمعه توسط معصومین(ع) صادر شده و بسیاری از این روایات به صورت پاسخ به پرسشهای امامیه از معصومین(ع) بوده است؟
اگر بگوییم که امامیه قطعاً توانسته بودند مخفیانه برای خود جمعه ای برپا کنند اگرچه به دلیل شرایط تقیه و اقامه مخفیانه جمعه و خطر اعدام امام جمعه، از جمعه های اقامه شده توسط امامیه در زمان معصومین(ع) هیچ گزارشی در منابع ما موجود نیست. و یا بگوییم که در زمان حضور معصومین(ع)، لااقل در بسیاری از در نمازهای جمعه اقامه شده امامیه، آنها امام جمعه منصوب با اذن خاص معصوم(ع) نداشته اند بلکه اذن عام و نصب عام امام جمعه مثل شرایط معاصر ما بوده است. (اگر این نظر را بپذیریم شاید اینجا هم شاهدی باشد که بگوییم که اذن خاص یا حضور معصوم(ع) لازم نیست)
ولی اگر قائل باشیم چون هیچ گزارشی از جمعه اقامه شده توسط امامیه در دوران معصومین(ع) به ما نرسیده است ثابت می شود که در صورتیکه امام جمعه منصوب معصوم(ع) نباشد، شرکت در جمعه ای که امام جمعه آن اذن معصوم(ع) را ندارد واجب نیست بلکه حداقل تخییر دارد. (اگر این نظر را بپذیریم شاید اینجا هم بتوان به عنوان شاهد گفت که خطاب آیه به گونه ای است که در آن حضور معصوم(ع) مقید شده است)
فتاوای آیت الله العظمی شبیری زنجانی
مسأله 742- در زمان حضور امام عليه السلام واجب است انسان در روز جمعه بجاي نماز ظهر دو ركعت نماز جمعه بخواند، ولي در زمان غيبت حضرت – عجل الله تعالي فرجه الشريف – خواندن نماز ظهر در وقت امكان حضور در نماز جمعه با شرايط معتبر، خلاف احتياط است، همچنانکه اگر نماز جمعه خواند، باید بنابراختیاط به آن اکتفا نکرده بلکه باید نماز ظهر را هم بخواند.
منبع:
اینجا کلیک کنید
نماز عید فطر و عید قربان (آیت الله سید موسی شبیری زنجانی)
مسأله 1525 :
نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام علیهالسلام واجب است و باید به جماعت خوانده شود و در زمان ما که امام علیهالسلام غایب هستند، مستحب میباشد و بنا بر احتیاط، آن را به جماعت نخوانند.
منبع:
اینجا کلیک کنید
سلام بر شما برادر عزیز
به توصیه مسئول تالار، مطلب فوق را در پستی جدید به فارسی نوشتم. اگر مقدور است و لطف بفرمایید در آنجا سوال را مطرح بفرمایید ممنون می شوم. این هم لینک پست جدید: