اینکه قرض به معنای اعطاء ـ همان گونه که شهید صدر فرموده ـ باشد این خلاف وجدان لغوی است؛ قرض به معنای قطع است. قرضه أی قطع، اقرضه مالا أی قطع له مالا، جدا کرد مالی را برای او. البته استعمال رایج در اقرضه این است که چیزی را برای او قطع کند و جدا کند به انتظار پاداش. من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا معنایش این است. معنایش این نیست که به مردم قرضالحسنة بدهید، نه، من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا این معنایش این است که عمل نیک انجام بدهید، خدا پاداش میدهد، عمل نیکتان را جدا کنید، یعنی انجام بدهید بگذارید کنار به انتظار پاداش.
من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه اضعافا کثیرة. حالا کنار صندوقهای قرضالحسنة مینویسند من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا ربطی ندارد این آیه به قرضالحسنة. پس اقراض به معنای اعطاء نیست عرفا، به معنای جدا کردن یک چیزی است، منتها استعمال رایجش این است که آن را جدا میکند به انتظار پاداش، عمل نیک انجام میدهد برای خدا به انتظار پاداش. به این میگویند یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه اضعافا کثیرة.
درس خارج فقه 10 تیر 1397