پیشنهادی برای روز وفات حضرت معصومه (س)
مناسب است روزی که به عنوان روز وفات حضرت معصومه سلام الله علیها مطرح است، به عنوان روز توسل به حضرت معصومه قرار داده شود، نه اموری مثل وفات حضرت در این روز که سند و مدرکی ندارد تا آنکه احترام حضرت محفوظ ماند و سخنان بدون سند بی بها ماند.
شعری از سید حمید رضا برقعی در وصف حضرت معصومه (س)
سید حمید رضا برقعی شعر معروفی در وصف حضرت معصومه سروده که دو بیت آن بسیار معروف تر است:
خوشبخت قوم طایفه ما مردم قمیم
جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم
اعجاز این ضریح که همواره بی حد است
چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است
نکاتی در رابطه با شعر مذکور
دو نکته در رابطه با این دو بیت قابل توجه است:
1. مراد از «قوم طایفه»
گاهی تعبیر «قوم طایفه »، به اشتباه «قوم و طایفه» قرائت میشود. شاعر خود این شعر را به صورت «قوم طایفه» میخواند، و تعبیر «قوم طایفه» بسیار زیباتر از «قوم و طایفه» است. مراد از «طایفه» امامیه است. قوم در این تعبیر به طایفه اضافه شده است. شاعر بیان کرده است ما در میان طایفه خوشبختان هستیم، و این طایفه که خوشبختی با انتساب به این طایفه ایجاد میشود، ما در این طایفه، خوشبختِ خوشبختان هستیم.
2. مراعات حدود توسط شاعر
نکتهای که در این شعر بسیار مورد توجه است، مراعات حدود است. شاعر، حضرت معصومه را در کنار امام رضا علیه السلام و یا در کنار موسی بن جعفر علیه السلام قرار نداده است تا جایگاه والای ائمه علیهم السلام محفوظ باشد.
دکتر سید علی موسوی گرمارودی بر یکی از دفاتر اشعار جناب آقای برقعی ، مقدمهای زیبا و قابل توجهی نوشته و بیان کرده است شاعران آیینی با دو آسیب روبرو هستند که یکی تملّق و دیگری غلوّ است. ایشان توضیح داده که جناب شاعر به صراحت بیان کرده که در اشعارش تنها معصومین علیهم السلام را مدح نموده، و به تملّق شخص دیگری نپرداخته است.
اما نسبت به غلوّ باید گفت یکی از مراتب غلو، مراعات نکردن حدود و قرار دادن معصومین در کنار غیرمعصوم است. سید حمید رضا برقعی در این شعر نشان داده که حدود را مراعات میکند. در تعبیر «جاروکشان خواهر خورشید هشتم» تفاوت بین معصوم و غیر معصوم روشن است. امام علیه السلام خورشید است، و حضرت معصومه به جهت انتساب به ایشان دارای قدر و منزلت است و خواهر آن جناب شمرده شده است. جناب شاعر در بیتی دیگر، از حضرت معصومه با تعبیر «دختر موسی بن جعفر» یاد میکند.
شاعر در بیت دوم، ضریح حضرت معصومه را با ضریح امام رضا علیه السلام مقایسه نکرده بلکه با پنجره فولاد مقایسه نموده است. آن هم نه اینکه با خود پنجره فولاد مقایسه کند؛ بلکه تعبیر «چیزی شبیه پنجره فولاد» را به کار برده است. این شاعری است که حدود را میشناسد. غیرمعصوم هرچقدر دارای مقام و منزلت باشد، نباید در کنار معصوم قرار گیرد.
متن کامل شعر
همسایه سایه ات به سرم مستدام باد
لطفت همیشه زخم مرا التیام داد
وقتی انیس لحظه تنهایی ام توئی
تنها دلیل اینکه من اینجایی ام توئی
هر شب دلم قدم به قدم می کشد مرا
بی اختیار سمت حرم می کشد مرا
با شور شهر فاصله دارم کنارتان
احساس وصل می کند آدم کنارتان
حالی نگفتنی به دلم دست می دهد
در هر نماز مسجد اعظم کنارتان
با زمزم نگاه دمادم هزار شمع
روشن کنند هاجر و مریم کنارتان
تا آسمان خویش مرا با خودت ببر
از آفتاب، رد شده شبنم کنارتان
در این حریم، سینه زدن چیز دیگری است
خونین تر است ماه محرم کنارتان
ما در کنار صحن شما تربیت شدیم
داریم افتخار که همشهری ات شدیم
ما با تو در پناه تو آرام می شویم
وقتی که با ملائکه همگام می شویم
بانو! تمام کشور ما خاک زیر پات
مردان شهر نوکر و زنها کنیزهات
زیباترین خاطره هامان نگفتنی است
تصویر صحن خلوت و باران، نگفتنی است
باران میان مرمر آیینه دیدنی است
این صحنه در برابر آیینه دیدنی است
مرغ خیال سمت حریمت پریده است
یعنی به اوج عشق، همین جا رسیده است
خوشبخت قوم طایفه، ما مردم قمیم
جاروکشان خواهر خورشید هشتمیم
اعجاز این ضریح که همواره بی حد است
چیزی شبیه پنجره فولاد مشهد است
من روی حرف های خود اصرار می کنم
در مثنوی و در غزل اقرار می کنم
ما در کنار دختر موسی نشسته ایم
عمری است محو او به تماشا نشسته ایم
اینجا کویر داغ و نمک زار شور نیست
ما روبروی پهنه دریا نشسته ایم
قم سالها است با نفسش زنده مانده است
باور کنید پیش مسیحا نشسته ایم
بوی مدینه می وزد از شهر ما، بیا
ما در جوار حضرت زهرا نشسته ایم
از ما به جز بدی که ندیدی ببخشمان
از دست ما چه ها که کشیدی ببخشمان
من هم دلیل حسرت افلاک می شوم
روزی که زیر پای شما خاک می شوم.
نکته شاعر در حاشیه
شاعر نیز در حاشیه متذکّر شده که من در تمامی عمر در مدح شخص دیگری شعر نسرودهام و اگر در مدح مرحوم امام خمینی –قدّس سرّه- هم شعر سرودم از آن رو است که ایشان مرجع تقلید من بوده، نه به جهت آنکه صاحب قدرت بوده است.