در اثبات ولایت فقیه، به ادله اربعه تمسک شده است. چنانچه ادله عقلیه در این باب به اثبات برسد، خدشه در ادله لفظیه، مشکلی در اصل مطلب ایجاد نخواهد کرد.
طبق ترتیب بیان شده توسط امام خمینی (ره)، ابتدا به ادله عقلیه پرداخته میشود. در این راستا، میتوان پنج یا شش بیان مختلف را از منویات معظمله استخراج کرد:
بیان اول:
این بیان مبتنی بر هفت مقدمه است که ضمیمه شدن آنها به یکدیگر، منتج به نتیجه خواهد شد.
- مقدمه اول: توجه به گستره احکام اسلام که در تمامی شئون زندگی جاری و ساری است، نشان میدهد که در همه ابعاد زندگی، حکم اسلامی وجود دارد.
- مقدمه ثانیه: این احکام به طور عام، مخصوص زمان حضور امام (ع) نیست و نسخ نشدهاند.
- مقدمه ثالثه: این مقدمه دارای دو بیان برای تقریر است:
- بیان اول (ملازمه بین اعم): بقای این احکام منوط به وجود مجری توانا و ضرورتاً تشکیل حکومت است. از آنجایی که مدت غیبت امام (ع) نامعلوم است، بقای این احکام، ضرورت تشکیل حکومت را اثبات میکند.
- بیان دوم (دلالت التزامیه جمعی احکام بر تشکیل حکومت): ضمیمه شدن کلمات و احکام به یکدیگر، گاهی دلالت التزامیهای را ایجاد میکند. اگرچه تکتک احکام به تنهایی دلالت بر تشکیل حکومت نداشته باشند، اما مجموع آنها به صورت التزامی بر ضرورت تشکیل حکومت دلالت دارد.
- مقدمه چهارم: هنگامی که ضرورت تشکیل حکومت به اثبات رسید، ترک تشریع آن از سوی خداوند حکیم، غیرمعقول است.
- مقدمه پنجم: این حکومت نیازمند والی و حاکم است.
- مقدمه ششم: هم از منظر عقلا و هم شرعاً، والی و حاکم باید دارای دو ویژگی باشد: اول، عالم به احکام؛ دوم، عادل.
- مقدمه هفتم: مقتضای مقدمات ششگانه فوق، رجوع امر (حکومت) به فقیه عادل است.
اشکال استاد:
این مقدمات لزوماً اثبات نمیکنند که آن عالمِ عادل باید الزاماً مجتهد باشد، یا اینکه عالم عادل حتماً باید فقیه باشد. لذا برخی با ذکر این مقدمات، قائل شدهاند که اثبات ولایت فقیه باید از باب قدر متیقن صورت گیرد که در این صورت، فقیه همان مصداق قطعی و مورد نظر خواهد بود.
درس خارج فقه، ۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴