بررسی وقوع سقط در روایات موسی بن قاسم
صاحب منتقی الجمان یک اشکال عام در مورد روایات موسی بن قاسم مطرح کرده است. ایشان بیان کرده که سقط در اسناد این راوی بسیار زیاد است. یکی از مواردی که سقط به کثرت رخ میدهد، جایی است که ابتدای سند با اتکا به سند پیشین حذف میشود. ما به تبع مرحوم آیتالله خویی از این مطلب با عنوان «تعلیق» یاد میکنیم. صاحب منتقی الجمان از این مطلب با عنوان «بنا» و «مبنی بودن بر سند پیش» یاد کرده است.
دو مثال واقعی ذکر میشود.
مثال اول: گاهی در کافی این سند وارد شده است: «عدّة من أصحابنا عن سهل بن زیاد عن …». در روایت بعد، مشاهده میشود که «عدّة من أصحابنا» از ابتدای سند حذف شده و سهل بن زیاد در صدر سند است. شیخ طوسی که این روایت را از کافی اخذ کرده به تعلیق سند توجه نکرده است. در تهذیب در موارد فراوانی که از کافی نقل کرده، مشاهده میشود که شیخ، سند را بدین صورت آورده است: «محمد بن یعقوب عن سهل بن زیاد». در این موارد، شیخ متوجه تعلیق نشده است. البته شیخ خیلی اوقات متوجه تعلیق بوده، و گاهی هم ملتفت نبوده است.
مثال دوم: سند دیگری که در تهذیب در موارد متعددی وارد شده این سند است: «محمد بن یعقوب عن أحمد بن محمد عن…».
در کافی دو گروه از راویان با عنوان «أحمد بن محمّد» نامشان وارد شده است:
اول : گروهی که شیخ مستقیم کلینی هستند که عبارتاند از: «احمد بن محمد العاصمی» و «احمد بن محمد بن سعید بن عقدة».
دوم : گروهی که کلینی با یک واسطه از ایشان نقل میکند، که معمولا دو راوی هستند: «احمد بن محمد بن عیسی» و «احمد بن محمد بن خالد».
گاهی اوقات احمد بن محمد در ابتدای سند واقع شده و مراد از این عنوان، شیخ مستقیم کلینی نیست؛ بلکه سند معلّق بر سند پیش است، و با توجه به طبقه راویان میتوان این مطلب را تشخیص داد. در برخی از این موارد که سند به صورت معلّق بوده، شیخ طوسی به تعلیق توجه نکرده است. توجه به آنکه مراد از «احمد بن محمد» وقتی در ابتدای سند کلینی واقع میشود، چه کسی است، به دقت ویژه و بهعلاوهای نیاز دارد، و طبیعی است که شیخ طوسی به جهت کثرت مشاغل، از این موارد غفلت نموده و دچار اشتباه شده باشد. در این موارد، سند باید توسط شیخ طوسی بدین صورت نقل میشده: «محمد بن یعقوب عن عدّة من أصحابنا عن أحمد بن محمّد» یا «محمد بن یعقوب عن محمد بن یحیی عن أحمد بن محمّد»، ولی به اشتباه بدین صورت ذکر شده است: «محمد بن یعقوب عن أحمد بن محمّد». این موارد را در تهذیب دنبال کنید.
صاحبمعالم بیان کرده است که عدم توجه به سند مبنیّ و عدم ذکر واسطهای که به جهت بنا حذف شده سبب سقط در سند میشود. ایشان بیان کرده در روایات موسی بن قاسم سقط بسیار شایع است. جناب آیتالله والد در باب حج در موارد متعددی این مطلب صاحبمعالم را ذکر نموده و صحّت و سقم آن را مورد بررسی قرار داده است. این بحث منشا شد که ما تمامی روایات موسی بن قاسم را مورد بررسی قرار دادیم، و رسالهای با این موضوع تالیف نمودیم. البته برخی اسناد ویژه که مشکل است نیازمند به بررسی بیشتری است. از این رو رساله ما ناقص مانده است. یکی از روایاتی که صاحب معالم به آنها اشکال نموده روایت عبد الصمد بن بشیر است. ایشان بیان کرده موسی بن قاسم ممکن نیست به طور مستقیم از عبدالصمد بن بشیر نقل کند. تعبیر ایشان بدین شرح است:
«و هذا الحديث بحسب الظّاهر إسناده من الصحيح المشهوريّ، و عند التّحقيق يرى أنّه معلّل، لأنّ المعهود من رواية موسى بن القاسم عن أصحاب أبي عبد اللّه عليه السّلام الّذين لم يتأخّروا إلى زمن الرضا عليه السّلام أن يكون بالواسطة، و عبد الصّمد بن بشير منهم و بالجملة فالشكّ حاصل في اتصال الطريق لشيوع التوهّم في مثله و فقد المساعد على نفيه». «۱»
ما تمامی روایات موسی بن قاسم و طبقه وی را بررسی نمودیم، و پس از آن، روایات بدون اشکال وی را جدا کرده و باقی اسنادی که نام وی در آن وارد شده به تفصیل یک به یک بررسی کردیم. گاهی به جهت یک سند باید جمیع اسناد یک راوی ملاحظه شود. ما به مناسبت این روایت، جمیع روایات عبدالصمد بن بشیر را هم بررسی کردیم. نتیجه بحث آن است که اشکال صاحبمنتقی الجمان در برخی موارد مورد پذیرش و در برخی موارد صحیح نیست.
نکته جدیدی باید به مباحث پیش اضافه شود: اگر واسطهای سقط شده باشد آیا امکان پیدا کردن این واسطه وجود دارد؟
برخی از تحقیقات جناب استاد شبیری در خصوص نقل موسی بن قاسم از عبد الصمد بن بشیر در ضمن چند پست در ادامه ارسال میگردد.
۱. منتقی الجمان فی الاحادیث الصحاح و الحسان، جلد: ۳، صفحه: ۲۲۴
درس خارج اصول استاد معظّم سید محمد جواد شبیری مورخ ۱۵ آذر ۱۴۰۴