باسمه تعالی
مقدمه: آیه شریفه و پرسش پیرامون وجوب رد هر نیکی
در آیهی:
«وَ إِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا» [1]
به رد تحیت امر شده، آیا رد هر تحیتی واجب است؟ تحیت، در لغت، به معنای هر نیکیای است[2]. آیا از این آیه استفاده میشود: «هر کس به ما نیکیای کرد و احترامی گذاشت یا هدیهای داد، واجب است ما هم مثل او یا احسن از او پاسخش را بدهیم.»؟
معنای لغوی «تحیت» و دلالت اولیه آیه بر وجوب رد مطلق نیکیها
ظاهر اولیهی این آیه، وجوب رد مطلق تحیات است، به مثل همان تحیت، یا احسن از آن؛ کما این که مرحوم علامه طباطبایی فرمودهاند[3]. لکن به دلایلی نمیتوان به این حکم عام ملتزم شد:
دلایل عدم التزام به وجوب رد مطلق تحیت
1. دلیل اول: سیره قطعیه متشرعه بر عدم وجوب
اولاً سیره قطعیه متشرعه، بر عدم وجوب رد مطلق تحیات است. (جلسه۶۵ صوت کانال:دقیقه۲۶:۲۰) لذا مرحوم صاحب حدائق فرموده چنین برداشتی قائل ندارد[4].
2. دلیل دوم: احتمال انحصار «تحیت» در «سلام» در اصطلاح شرعی
ثانیاً تحیت اگرچه در لغت به معنای هر برّ و نیکیای است، ولی احتمال معتنابه میدهیم که «تحیت» مصطلح شده برای معنای «سلام»، و احتمال تقیید، مانع تمسک به اطلاق است.
2.1. قرائن شرعی بر اصطلاح شدن «تحیت» در معنای «سلام»
برای این اصطلاحشدن، قرائنی داریم:
- قرینه اول: خود قرآن میگوید:
«وَ إِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ»[5]؛
مسلمین میخواستند تحیتی که خدا سفارش کرده را بگویند[6].
- قرینه دوم:
«فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ»[7]؛
«تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» این است که به همدیگر سلام بدهید. اما سایر تحیات مثل «انعم صباحاً» تحیتهای جاهلیت است[8].
- قرینه سوم: وقتی ابلیس از سجده ابا کرد و خدا او را اخراج کرد، خدا به حضرت آدم خطاب کرد به ملائکه بگو: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»، آنها هم در جواب حضرت آدم گفتند: «وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ»، خداوند فرمود:
«هَذِهِ تَحِيَّتُكَ وَ تَحِيَّةُ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ بَعْدِكَ فِيمَا بَيْنَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة»[9]؛
تحیت تو و تحیت نسل تو، همین «سلام» است[10].
بعضی تفاسیر هم همین معنا را استظهار کردهاند[11].
3. دلیل سوم: سیاق آیات و نزول آیه در بحث جهاد
ثالثاً این آیه، در سیاق آیات جهاد وارد شده که امر به قتال میکند، مرحوم علامه طباطبایی هم این آیه را با سیاقش تفسیر کردهاست[12]؛ یعنی صرف نظر از این که این آیه در سیاق آیات جنگ است، ظهور اولیهی این آیه، در وجوب رد مطلق تحیات است.
3.1. تبیین مراد از آیه با ملاحظه سیاق (رد تحیت در شرایط جنگ)
ولی وقتی به سیاق این آیه نگاه میکنیم، متوجه میشویم منظور این آیه، این است که اگر در خلال جنگ، دشمنان با تحیت به سوی شما آمدند، با آنها نجنگید و تحیتشان را پاسخ دهید.
3.2. تمثیل به آیه مشابه در سیاق جهاد
مثل این آیه است:
«وَ لاَتَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»[13]؛
منظور از «أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ» این نیست که حتماً اسلام بیاورد، بلکه این آیه میگوید: اگر کافری شبیه مسلمانها به شما سلام کرد ولو شهادتین نگفته، اینطور نباشد که بگویید: «او منافق است» و بکشیدش و اموالش را به عنوان «غنیمت» بگیرید؛ بلکه همین تحیتش نشاندهندهی این است که برای مسلمانشدن آمده، جواب تحیتش را بدهید و نگویید: «تو هنوز دشمن ما هستی».
نتیجهگیری: عدم ثبوت وجوب رد مطلق تحیات به دلیل عدم قائل و احتمالات مانع اطلاق
نتیجه: بنابراین اگرچه ظاهر اولیهی این آیه رد هر تحیتی است کما این که بعضی علما اینطور برداشت کردهاند[14]، ولی اولاً وجوب مطلق رد تحیات قائل ندارد، ثانیاً احتمال معتنابه میدهیم اطلاق این آیه مراد نباشد؛ یا از این جهت که مراد از تحیت «سلام» باشد، یا از این جهت که مراد «تحیتِ دشمنان در جنگ» باشد و منظور این است که: «جواب تحیتِ در جنگ را بدهید، و بنا را بر بدبینی نگذارید.»، و این احتمالها مانع تمسک به اطلاق آیه بوده[15] و لذا وجوب رد مطلق تحیات ثابت نمیشود.
برگرفته از درس خارج فقه استاد شهیدی - جلسات ۶۵ تا ۶۷ (۳ تا ۵ دی ۱۴۰۳ )
النساء، ۸۶ ↩︎
و المراد بِالتَّحِيَّةِ السلام و غيره من البر كما جاءت به الرواية عنهم(ع). مجمع البحرين، ج1، ص: 113 ↩︎
هو حكم عام لكل تحية حيي بها. الميزان فى تفسير القرآن، ج5، ص: 30 ↩︎
بقي هنا اشكال و هو انه على تقدير العموم في الآية يلزم وجوب تعويض كل بر و إحسان و الظاهر انه لا قائل به بل ربما دلت الأخبار على العدم، و يمكن حمل الآية على الرجحان المطلق الشامل للوجوب و الاستحباب، و على هذا فالاستدلال بالآية المذكورة على وجوب الرد لا يخلو من الإشكال إلا ان يقال ان الواجب الحمل على مقتضى ظاهر الأمر و قيام الدليل الصارف في بعض الافراد لا يستلزم القول بذلك في ما لا دليل عليه. الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة؛ ج9، ص: 69 ↩︎
المجادلة:8 ↩︎
قالوا: هؤلاء هم اليهود كانوا إذا أتوا النبي ص قالوا: السام عليك- و السام هو الموت- و هم يوهمون أنهم يقولون: السلام عليك. الميزان فى تفسير القرآن، ج19، ص: 186 ↩︎
نور:۶۱ ↩︎
اگر از این آیه برداشت کردیم: «سلام، تحیت مبارکه طیبه از طرف خداست.»، چطور مفهومگیری میکنیم که: «غیر از سلام، تحیت نیست.»؟! مقرر ↩︎
أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ شَاذَانَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ عُثْمَانَ الْبَرْوَاذِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيٍّ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ سُفْيَانَ الْحَافِظُ السَّمَرْقَنْدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا صَالِحُ بْنُ سَعِيدٍ التِّرْمِذِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْمُنْعِمِ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ وَهْبٍ الْيَمَانِيِّ قَالَ: لَمَّا أَسْجَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْمَلَائِكَةَ لآِدَمَ ع وَ أَبَى إِبْلِيسُ أَنْ يَسْجُدَ قَالَ لَهُ رَبُّهُ عَزَّ وَ جَلَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ لآِدَمَ يَا آدَمُ انْطَلِقْ إِلَى هَؤُلَاءِ الْمَلَإِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَقُلِ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ فَقَالُوا وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَلَمَّا رَجَعَ إِلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لَهُ رَبُّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى هَذِهِ تَحِيَّتُكَ وَ تَحِيَّةُ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ بَعْدِكَ فِيمَا بَيْنَهُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. علل الشرائع، ج1، ص: 102 ↩︎
بین «تحیتک هذه» با «هذه تحیتک» آیا فرقی نیست؟ آیا هر دو ظهور در حصر دارد؟! گویا ظاهر این روایت، این است که: «اگر این جعل الهی نبود، سلام، تحیت نبود. ولی با این جعل الهی، سلام هم داخل در تحیت شد.»، ولی نسبت به این که: «غیر از سلام آیا تحیت نیست؟» گویا این روایت ساکت است. مقرر ↩︎
الوجیز: وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ و هي السّلام المتعارف شرعا، لا الجاهلي فحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها أوجب الردّ إما بأحسن منها، و هو أن يزيد «و رحمة اللّه». الوجيز فى تفسير القرآن العزيز، ج1، ص: 330 (علی بن حسین عاملی قرن۱۲) تفسیر شبر: «وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ» هي السلام المتعارف شرعا لا الجاهلي و روي هي السلام و غيره من البر. تفسير القرآن الكريم، ص: 121 (مرحوم شبر قرن۱۳) ↩︎
قوله تعالى: «وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بأَحْسَنَ مِنْها» (الآية) أمر بالتحية قبال التحية بما يزيد عليها أو يماثلها، و هو حكم عام لكل تحية حيي بها، غير أن مورد الآيات هو تحية السلم و الصلح التي تلقى إلى المسلمين على ما يظهر من الآيات التالية. الميزان فى تفسير القرآن، ج5، ص: 30 ↩︎
النساء:94 ↩︎
ولى روشن است كه اين پيوند (با آیات سابق که درباره جهاد بود)، مانع از آن نيست كه يك حكم كلى و عمومى در زمينه تمام تحيتها و اظهار محبتهايى كه از طرف افراد مختلف مىشود، بوده باشد. آيه در آغاز مىگويد:" هنگامى كه كسى به شما تحيت گويد پاسخ آن را به طرز بهتر بدهيد و يا لا اقل به طور مساوى پاسخ گوئيد". (وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها)" تحيت" در لغت از ماده" حيات" و به معنى دعا براى حيات ديگرى كردن است خواه اين دعا به صورت سلام عليك (خداوند تو را به سلامت دارد) و يا حياك اللَّه (خداوند تو را زنده بدارد) و يا مانند آن، باشد ولى معمولا از اين كلمه هر نوع اظهار محبتى را كه افراد بوسيله سخن، با يكديگر مىكنند شامل مىشود كه روشنترين مصداق آن همان موضوع سلام كردن است. ولى از پارهاى از روايات، همچنين تفاسير، استفاده مىشود كه اظهار محبتهاى عملى نيز در مفهوم" تحيت" داخل است، در تفسير على بن ابراهيم از امام باقر و امام صادق … تفسير نمونه، ج4، ص: 42 ↩︎
طبق آنچه در اصول منقح شده، اگر در وجود قرینه شک داشته باشیم، میتوانیم به اطلاق تمسک کنیم. ولی اگر در قرینیتِ (مایصلح للقرینیه) شک داشته باشیم، نمیتوانیم به اطلاق تمسک کنیم. در مانحنفیه، معنای شرعی تحیت، یا سیاق آیات، ما یصلح للقرینیت بوده مانع تمسک به اطلاق است. ↩︎