شناسایی و زمینه تاریخی راوی
أبوالحسن موسی بن إسماعیل بن موسی بن جعفر، نوه امام موسی کاظم (ع) و نواده امام جعفر صادق (ع)، از راویان شیعه در قرن دوم هجری است. وی مدتی در مصر اقامت داشته و احتمال داده شده است که در همانجا با محمد بن محمد بن أشعث آشنا شده باشد. از شاگردان او نام برده میشود: ابراهیم بن هاشم، محمد بن محمد بن أشعث، احمد بن عیسی کوفی و عبدالله بن حمید.
در کتاب المجدی فی أنساب الطالبیین (ص ۱۵) از وی بهعنوان یکی از علمای شیعه مصر یاد شده است. شیخ طوسی در فهرست کتب الشیعة (ص ۴۵۵) نام او را بدون توثیق یا تضعیف ذکر کرده و تألیفاتی مانند «کتاب الصلاة»، «کتاب الوضوء» و «جوامع التفسیر» را به او نسبت داده است. مرحوم نجاشی نیز وفات او را در سال ۲۱۰ هجری قمری دانسته است. با این حال، در منابع اولیه، توثیق صریحی برای او نقل نشده و از اینرو، به بررسی قرائن رجالی تمسک شده است.
قرینه اول: جایگاه در روات کامل الزیارات
موسی بن اسماعیل از راویان کتاب کامل الزیارات ابن قولویه قمی (متوفای ۳۶۷ هـ) است. لکن با توجه به وفات زودهنگام وی در سال ۲۱۰ هجری، نقل ابن قولویه از او با واسطه بوده است؛ بنابراین، بر اساس مبنای توثیق روات بیواسطه کامل الزیارات، وثاقت او اثبات نمیشود. این قرینه، هرچند میتواند کاشف از نوعی اعتماد باشد، اما به جهت واسطهدار بودن، برای توثیق مستقیم کفایت نمیکند.
قرینه دوم: کثرت روایت أجلاء
از جمله کسانی که از موسی بن اسماعیل روایت کردهاند: ابراهیم بن هاشم، محمد بن محمد بن أشعث، احمد بن عیسی کوفی و عبدالله بن حمید هستند. بر اساس مبنای کثرت روایت أجلاء یا جلیلالقدرها، این امر میتواند دلالتی بر وثاقت داشته باشد. لکن همه این افراد از مدرسه کوفهاند و بر مبنای دقیقتر، تأکید بر تنوع مدارس مطرح است. در فرض تکمدرسه، این اطمینان حاصل نمیشود و این سؤال مطرح میگردد که چرا مدارس دیگر ـ مانند بغداد که به روایات کوفی نیز دسترسی داشتهاند ـ از او نقل نکردهاند. از این جهت، این قرینه بهتنهایی برای اثبات وثاقت کافی دانسته نشده است.
نکته: لزومی به عمل همه مدارس نیست، زیرا رجال از قبیل شبهه موضوعیه است و عمل چند مدرسه ظاهر حال را ایجاد میکند. همچنین اگر مشکل احتمالی راوی، غلو باشد و قمیها نقل کنند، یا وجاده و خراسانیها نقل کنند، این نقلها مفید است؛ اما عدم نقل مدارس دیگر، بدون دانستن مشکل احتمالی، اثباتکننده نخواهد بود.
قرینه سوم: تعبیر سید بن طاووس در إقبال الأعمال
آقای مروی نقل میکند که سید بن طاووس در إقبال الأعمال (ج ۱، ص ۳) میگوید:
«رَأَيْتُ وَ رُوِّيتُ فِي [مِنْ] كِتَابِ الْجَعْفَرِيَّاتِ وَ هِيَ أَلْفُ حَدِيثٍ بِإِسْنَادٍ وَاحِدٍ عَظِيمِ الشَّأْنِ إِلَى مَوْلَانَا مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (ع) عَنْ مَوْلَانَا جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ…»
تعبیر «عظیم الشأن» برای سند کتاب جعفریات، به دو راوی میان محمد بن أشعث و امام صادق (ع) ـ که از جمله آنان موسی بن اسماعیل است ـ بازمیگردد. در نقد دیدگاهی که از آقای سیستانی نقل شده و توسط آقای گنجی تقریر شده است ـ مبنی بر اینکه «عظیم الشأن» صفت حدیث است ـ گفته میشود که «واحد» و «عظیم الشأن» هر دو صفت «إسناد» هستند، نه صفت حدیث، و از این جهت، این تعبیر بهعنوان قرینهای بر وثاقت تلقی شده است.
قرینه چهارم: موضع ابن غضائری در پذیرش اشعثیات
ابن غضائری که به افراط در تضعیف معروف است، ذیل سهل بن أحمد دیباجی ـ که شاگرد موسی بن اسماعیل است و نسخه شیخ طوسی به او میرسد ـ چنین میگوید:
«سهل بن أحمد بن عبد اللّه [بن أحمد] بن سهل، الديباجيّ، أبو محمّد. كان ضعيفا، يضع الأحاديث. و يروي عن المجاهيل. و لا بأس بما رواه من “الأشعثيّات” و بما يجري مجراها، ممّا رواه غيره»[1]
با توجه به اینکه پذیرش «اشعثیات» بدون پذیرش موسی بن اسماعیل و پدرش اسماعیل بن موسی ممکن نیست، از این تعبیر استفاده شده است که ابن غضائری در این جهت، آنان را مورد اعتماد میدانسته است.
جمعبندی قرائن
با ملاحظه این قرائن، با آنکه توثیق صریحی در منابع اولیه نقل نشده است، لکن مجموعِ کثرت روایت (با محدودیت تکمدرسهای)، تعبیر سید بن طاووس و موضع ابن غضائری، زمینهای برای اعتماد به موسی بن اسماعیل فراهم میکند. ![]()
بر اساس جلسه ۵۷
۲۵ آذر ۱۴۰۴
رجال ابن غضائری، ص ۶۷ ↩︎