ترجمه سعد اسکاف در کلام مرحوم نجاشی، کشی، ابن غضائری و شیخ طوسی
سعد اسکاف همان سعد بن طریف است که در کتب رجالی معرفی شده است.
۱. کلام مرحوم نجاشی
[!quote] سعد بن طريف الحنظلي مولاهم الاسكاف، كوفي يعرف و ينكر روى عن الاصبغ بن نباته و روى عن أبي جعفر و أبي عبد الله و كان قاضيا.
۲. رجال کشی
[!quote] قال حمدوية: سعد الاسكاف وسعد الحقاف و سعد بن طريف واحد قال نصر: و قد أدرك علي بن الحسين قال حمدويه وكان ناووسيا وفـد (وقف خ.ل) على أبي عبد الله
بنابر اظهر نسخه صحیح، «وقف» است و عبارت «وقف على أبي عبد الله» تفسیر ناووسیه است. ناووسیه هم از فرق واقفه هستند که معتقدند امام صادق آخرین امام بوده و آن حضرت فوت نکرده و از نظر غایب است؛ پس ناووسیه الواقفه على الصادق هستند؛ نه واقفه معروف که «الواقفه على أبي الحسن الکاظم» هستند.
۳. کلام ابن غضائری
[!quote] سعد بن طريف الحنظلي، الخفاف. روى عن الأصبغ بن نباتة. ضعيف.
۴. کلام شیخ طوسی
[!quote] سعد بن طريف الحنظلي الإسكاف، مولى بني تميم الكوفي، ويقال: سعد الخفاف، روى عن الأصبغ بن نباتة و هو صحيح الحديث
استفاده ابن غضائری از متنشناسی در جرح و تعدیل راویان
با ملاحظه مجموع کلمات ائمه رجال میتوان گفت مسلک ابن غضائری متنشناسی بوده و گاه با ملاحظه روایت افراد آنها را به عقیده خود غلوآمیز میدانسته و راوی را تضعیف میکرده است. در مورد سعد اسکاف نیز شاید در بین روایات او روایاتی مربوط به مذهب ناووسی دیده و او را تضعیف کرده است؛ چنانکه نجاشی نیز برخی از روایات او را صحیح و برخی را نادرست دانسته و از او به یعرف و ینکر یاد کرده است؛ اما شیخ طوسی در روایات سعد که مربوط به احکام بوده نقطه ضعفی ندیده و او را معتبر و معتمد و صحیح الحدیث دانسته است.
نظر مختار: وثاقت سعد اسکاف
بنابراین از مجموع كلمات ائمه رجال برمیآید که روایات فقهی سعد اسکاف معتمد است؛ حال آیا واقعا ناووسی بوده یا خیر؟ معلوم نیست. البته گرچه ظاهر صحیح الحدیث، به معنای صحیح الخبر است اما شاید بتوان به قرینه سایر نقلها و برای جمع بین كلمات قوم، صحیح الحدیث را به معنای صحیح التحدیث و صحیح الاخبار دانست؛ یعنی سعد اسکاف خودش در نقل -نه در منقول- مورد اعتماد است؛ بنابراین منافاتی ندارد که برخی منقولات وی اعتبار لازم را نداشته و به تعبیر نجاشی «یعرف و ینکر» باشد. این معنا البته خلاف ظاهر است. همچنین ممکن است عبارت نجاشی به معنای دیگری باشد که البته بعید است و آن این است که مراد از یعرف و ینکر این باشد که «یعرف من جهة حديثه و ينكر من جهة مذهبه»، همانند بنو فضال که دربارۀ آنان وارد شده خذوا ما رووا وذروا ما رأوا.
به هر حال به نظر میرسد که ما باید روایات سعد اسکاف را بپذیریم.
کتاب نکاح، ج ۱، ص ۴۳۹ الی ۴۴۱ (آیت الله شبیری زنجانی دام ظله)