راههای توثیق ابی البرکات
1.
شهادت استاد: تعبیر «الإمام الزاهد» توسط شیخ صدوق
صاحب ریاض العلماء چند نسخه از عیون أخبار الرضای شیخ صدوق را در اختیار داشته که وقتی ایشان به نام شاگردش أبو البرکات میرسد میگوید:
[!quote] تعبیر مرحوم صدوق در مورد ابوالبرکات
فقد وقع في صدر بعض نسخ عيون أخبار الرضا عليه السلام هكذا… في داره بنيسابور في شهور سنة احدى و أربعين و خمسمائة، قال حدثنا السيد ابو البركات على بن الحسين الحسيني الخوزي، قال حدثنا الشيخ الامام العالم الاوحد ابو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن موسى بن بابويه القمي «رض» قال: الحمد للّه-الخ.و في بعض نسخ أخر منه مثل ما مر، الا أنه قال فيه بعد قوله «عند مجاورته به» هكذا: قال حدثنا الشيخ الفقيه العالم ابو الحسن علي بن عبد الصمد «رض» عنه في داره بنيسابور في شهور سنة احدى و أربعين و خمسمائة، قال حدثنا السيد الامام الزاهد ابو البركات الخوزي «رض» ، قال حدثنا الشيخ الامام العالم الاوحد ابو جعفر محمد بن علي بن الحسين بن موسى بن بابويه القمي-الخ.[1]
این که استادی در حق شاگردش تعبیر الإمام الزاهد بگوید خیلی است. البته این به عنوان قرینه یا مؤید است اما این جمله را دست کم نگیرید.
2.
اعتراف دشمن: ستایش «ثعالبی» از ابی البرکات
ضربالمثل “الفضل ما شهدت به الأعداء” در مورد ابی البرکات مصداق پیدا میکند. ثعالبی او را به عنوان امام شیعه نیشابور معرفی میکند.
ثعالبی از علمای مهم اهل سنت، معاصر ابوالبرکات و اهل نیشابور است. ایشان جریانی را در مورد قحطی در سال ۴۰۱ در نیشابور نقل میکند و میگوید در آن قحطی، ۱۰۰ هزار نفر از دنیا رفتند. ایشان مطلبی را در مورد أبی البرکات نقل میکند که نشاندهنده وثاقت اوست. ثعالبی در کتاب یتیمة الدهر دو گزارش از أبی البرکات در مورد اتفاقات سال ۴۰۱ در نیشابور دارد که یکی از آنها گزارش زیر است:
[!quote] کلام ثعالبی در مورد ابوالبرکات
السيد أبو البركات علي بن الحسين العلوي قد تتوج كتاب اليتيمة بذكره وصبابة من شعرة ولا غنية بهذا الكتاب عن غرر له من نكت دهره وما أقول في بقية الشرف وبحر الأدب وربيع الكرم وغرة نيسابور وشيخ العلوية وحسنة الحسينية و أمام الشيعة بها ومن له صدر تضيق عنه الدهناء وتفزع إليه الدهماء (وكلام كدمع صب غريب * رق حتى الهواء يكثف عنده) (رق لفظا ودق معنى فأضحى * كل سحر من البلاغة عبده)[2]
ثعالبی ابوالبرکات را به عنوان امام شیعه نیشابور معرفی میکند.
3.
نقش اجتماعی: نامهنگاری با ابن فندق و رهبری جامعه
ابن فندق در کتاب تاریخ بیهق در تعریف کردن جریان برف شدید در نیشابور در سال ۴۰۰ و جریان قحطی سال ۴۰۱ میگوید:
[!quote] مکاتبه ابن فندق و ابوالبرکات
وقال الشيخ أبو الفضل البيهقيّ: إن الثلج سقط في نيسابور سبعا وستين مرة في عام أربع مئة، فكتب لي السيد أبو البركات العلوي الجوريّ آنذاك رسالة وفيها هذان البيتان:
هنيئا لكم يا أهل غزنة قسمة … خصصتم بها فخرا ونلتم بها عزّا
دراهمنا تجبى إليكم وثلجكم … يردّ إلينا، هذه قسمة ضيزى[3]
ابن فندق غزنوی بوده و ابوالبرکات به او نامه مینویسد که در نیشابور قحطی آمده و شما مقداری کمک بفرستید تا مردم از این قحطی نجات پیدا کنند. این نامهنگاری معلوم میکند که او بزرگ قوم بوده و مورد قبول طرف مقابل هم بوده است که مطالبه کمک میکند؛ مانند بزرگ عشیره که مطلبی را مینویسد.
جمعبندی نهایی
کسی که امام شیعیان نیشابور است و سنیهای هم دوره اش، او را مایه افتخار شهر میدانند و استادش شیخ صدوق آنچنان تعبیری در موردش دارد، ظاهر حال به وثاقتش حاصل میشود. ![]()