بررسی هبهٔ مشروطه به عنوان حیلهٔ ربا و آثار فقهی آن در تبیین حقیقت قرض

بررسی هبهٔ مشروطه به عنوان حیلهٔ ربا و آثار فقهی آن در تبیین حقیقت قرض

از آنجا که هبه، تملیک مجانی محسوب می‌شود، گاهی در ضمن آن شرط می‌شود که موهوب‌له، در زمان معیّنی، مالی را به واهب بازگرداند؛ که این همان «هبهٔ مشروطه» است و نزد بسیاری از فقها از جمله آقای سیستانی، به عنوان یکی از حیل شرعی برای گریز از ربا پذیرفته شده است. بر اساس این حیله، شخصی مبلغ یک میلیون تومان را به دیگری هبه می‌کند، مشروط بر آنکه موهوب‌له پس از شش ماه، مبلغ یک میلیون و نیم تومان را به واهب هبه نماید. در اینجا، موهوب‌له بدهکار نیست، بلکه صرفاً شرطی بر عهده دارد و التزام و تعهدی بر انجام فعل، که ضمانت اجرای آن از طریق دادگاه و حاکم شرع قابل اعمال است؛ بدین معنا که اگر موهوب‌له از انجام شرط امتناع ورزد، حاکم به عنوان ولیّ ممتنع، از اموال وی برداشت کرده و به واهب می‌پردازد.

اما آنچه در این میان حائز اهمیت است، تفاوت میان «دین» و «حق الناس» می‌باشد. در اینجا، واهب طلبکار به معنای دین نیست، بلکه صاحب حقی است که بر ذمّهٔ موهوب‌له ثابت شده است. حال اگر موهوب‌له پیش از اجرای شرط از دنیا برود، اختلافی میان فقها پدید می‌آید: برخی از فقها از جمله مرحوم آقای خوئی، ظاهر کلامشان آن است که وفای به شرط، به عنوان یک حق بر عهدهٔ میت باقی می‌ماند و ورثه باید آن را از ترکهٔ او ادا کنند. امّا برخی دیگر مانند آقای سیستانی معتقدند که شرط، امری شخصی بوده و با فوت موهوب‌له، تعهد او منتفی می‌شود؛ چرا که ورثه، خود شرط نکرده‌اند و این حق، از مصادیق دین نیست تا از ترکه کسر گردد، بلکه صرفاً حقی است که با مرگ موهوب‌له، مسیر استیفای آن مختل می‌شود.

خارج فقه 05 تیر 1397