محقق حلی در معتبر روایاتی را از جامع بزنطی نقل میکند مانند روایت عبدالله بن ابی یعفور که می فرماید: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ تَسْلِيمِ الْإِمَامِ وَ هُوَ مُسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةِ قَالَ يَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ» .
در مورد اعتماد به نقل معتبر از جامع بزنطی که بدون سند این حدیث را ذکر میکند بحث است. آقای خوئی در ابتدای بحث طهارت اعتماد میکرد، اما بعدها نظرشان تغییر کرد و فرمودند که محقق حلی به این کتاب سند ذکر نکرده، شاید این کتاب را در بازار پیدا کرده بدون اینکه سند به او داشته باشد او را ذکر کرده است و نمیتوان به آن اعتماد کرد.
ما بعید نمیدانیم که در زمان محقق حلی هنوز بخش مهمی از اصول اربعمأة در دسترس علما بوده باشد. در حملۀ مغول، کتابخانه بغداد را آتش زدند و بسیاری از آثار مسلمین را از بین بردند ولی حداقل بخشی از زندگی محقق حلی در زمانی بود که این کتابها بطور متعارف در دسترس علما بوده و شاید در آن زمان جزء کتب مشهور بوده است و دلیلی برای عدم اعتماد نیست. اگر سند ذکر میکردند، آیا سندی که ثابت شد تشریفاتی است فایده ای دارد؟ صاحب وسائل نیز یک سند تشریفاتی ذکر کرده است، اینکه گفته شود هر چه صاحب وسائل از کتب قبول میکنیم اما نقل محقق -که نوعا در طریق علمای بعد از خودش به کتب اصحاب قرار داشته چنانکه در سند صاحب وسائل نیز هست،- را نپذیریم و اعتماد نکنیم به این خاطر که مثلا سند به کتاب جامع بزنطی را ذکر نکرده است عرفی نیست و لذا ما بعید نمیدانیم سند این روایت، درست باشد.
برگرفته از درس خارج فقه استاد شهیدی حفظه الله - 14 مهر 1403