نظر آیتالله سیستانی در مورد اخلال به واجبات غیر رکنیه و حدیث «السنة لا تنقض الفریضة»
آیتالله سیستانی معتقدند که اگر در اثنای نماز بعضی از واجبات غیر رکنیه مفقود شد حدیث «السنة لا تنقض الفریضة» نماز را تصحیح میکند و لذا ایشان میفرمایند:
مثال ۱: فاصله بین زن و مرد در نماز
[!abstract] در جایی که مرد جلوتر از زن نیست احتیاط واجب این است که بین زن و مرد چهار متر و نیم فاصله باشد چه زن در سمت راست یا چپ یا جلوتر از مرد باشد. اگر مردی نماز را شروع کرد و بعد از آن، زنی هم در جلو یا سمت راست یا چپ و در کمتر از چهار متر و نیم شروع به نماز خواندن کرد و مرد هم نمی تواند فاصله چهار متر و نیم را رعایت کند مثلا یک طرف آن زن قرار دارد و در طرف دیگر و پشت سرش دیوار قرار دارد. ایشان می فرمایند: این نماز راه حلی ندارد مگر اینکه باطلش کند و این خلاف «السنة لاتنقض الفریضة» است.
مثال ۲: فقدان ما یصح السجود علیه در اثنای نماز
[!abstract] یا اگر کسی در وسط نماز یادش بیاید که ما یصح السجود علیه ندارد، یا ما یصح السجود علیه داشت و در وسط نماز به سمتی افتاد که اگر بخواهد مهر را بردارد فقط باید پشت به قبله کند. در اینجا آقای سیستانی می فرمایند که روی همان فرش نماز بخواند و مشکل ندارد. چون در قرآن که نفرموده باید سجده بر خاک کنید و این مطلب در روایات گفته شده پس سنت می شود. در این نماز نیز مضطر به اخلال به سنت هستید و «السنة لاتنقض الفریضة» جاری می شود.
البته اگر قبل از نماز میدانست که ما یصح السجود ندارد نباید شروع می کرد زیرا عرفا اضطرار نیست.
اشکال به نظر آیتالله سیستانی
البته این بحث را قبلا مطرح کرده ایم که:
۱. انصراف حدیث «لا تعاد»
اولا به نظر ما ظاهر «لا تعاد» منصرف است به کسی که در حال اخلال یا ناسی است یا جاهل است و بعد از التفات، مقتضی اعاده درست میشود، که به او گفته می شود که «لا تعاد». «لا تعاد» متصل به «السنة لا تنقض الفریضة» است و لذا احراز ظهورش نسبت به موارد اخلال عن ضرورة مشکل است.
۲. عدم اضطرار به ادامه نماز ناقص
ثانیا، تمام کردن این نماز واجب نیست و «السنة لا تنقض الفریضة» انصراف به صورتی دارد که اضطرار به اخلال به سنت وجود داشته باشد. در این مثال ها اضطرار به این است که در این نماز نمیتواند شرایط را مراعات کند اما اضطرار ندارد که این نماز را ادامه بدهد، بلکه می تواند نماز را رها کرده و یک نماز دیگر شروع کند. زیرا در در صرف الوجود نماز مضطر به اخلال به غیر ارکان نیست.
۳. مخالفت با فهم عرفی (مرتکزات)
ثالثا، عرفی هم نیست که در مورد یک خانمی که در زیر چادرش فقط ساتر عورت دارد و بچه ای چادر او را کشید و ده متر آن طرف تر انداخت، گفته شود که «السنة لا تنقض الفریضة» و به همین شکل نماز را ادامه دهد و این خلاف مرتکز است. البته ایشان این مثال را نزدند اما نتیجه حرف ایشان در «السنة لا تنقض الفریضة» بوده و البته ممکن است که ملتزم بشوند. در این مثال، ساتر عورت را فرض می کنیم که مفقود نشده زیرا در صورت فقدان ساتر عورت وظیفه تبدیل به نماز ایمائی می شود یعنی باید ایماء به رکوع و سجود کند و این موجب اخلال به ارکان می شود زیرا رکوع و سجود اختیاری رکن است.
پاسخ به استدلال «لا تبطلوا اعمالکم»
گفته نشود که ابطال نماز خلاف اطلاق «لا تبطلوا اعمالکم» است زیرا آقای سیستانی در این موارد نمی فرمایند که ابطال نماز حرام است حتی با وجود اینکه «السنة لا تنقض الفریضه» شامل نماز بشود. ایشان می فرمایند که استمرار در این نماز جایز است زیرا عذر عرفی دارید.
مختار استاد
به نظر ما این نماز باطل است و اگر هم دلیل لفظی بر حرمت بطلان نماز داشتیم در مورد نمازی بود که فی حد نفسه صحیح است و شامل نمازی که فی حد نفسه اشکال دارد نمی شود.
برگرفته از درس خارج فقه استاد شهیدی حفظه الله - 12 آبان ۱۴۰۳