بررسی نحوه‌ی کشف اجماع در مسائل مبتلی به از قول امام علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی نحوه‌ی کشف اجماع در مسائل مبتلی به از قول امام علیه السلام
نکته مهم دیگر در اینجا این است که اگر گفته شود یک فعل باید محل ابتلاء باشد تا از عدم انعکاس در کلمات مجمعین کشف شود که مورد رضایت ائمه اطهار بوده است این از باب سکوت ائمه علیهم السلام نیست.
یعنی مراد این نیست که مجمعین نظری در مرآی و مسمع امام علیه السلام داشته‌اند و امام علیه السلام سکوت کرده، و این سکوت امام (ع) کاشف از رضایت به نظر مجمعین است. اصلا آیا همه مجمعین در زمان خود امام علیه السلام بوده‌اند تا سکوت کاشف باشد؟ اصلا طریقه تأثیر ابتلاء این نیست. طریقه تأثیر مثل کشف لمی است یعنی ما می‌بینیم قول فقهاء متحد است و در آن مخالفی نیست، می‌گوئیم در مسئله مبتلابه که از امام (ع) حتما راجع به آن سؤال کرده‌اند اگر نظر امام (ع) غیر از این بود اصلا اجماع شکل نمی‌گرفت. نه اینکه اجماع در محضر امام وجود دارد و وقتی امام (ع) ساکت باشد این سکوت کشف از رضایت او می‌کند آن‌طوری که در مورد سیره‌ گفته می‌شود. ما می‌گوئیم در میان فقهاء اصلا نباید اجماع شکل می‌گرفت یعنی اگر یک مسئله مبتلابه باشد معنایش این است که از امام علیه السلام سؤال شده است. حال نمی‌شود با وجود ابتلاء که طبیعتا مکرر سؤال می‌شود نظر امام (ع) حکم دیگری باشد ولی در میان کلمات فقهاء منعکس نشود.
نمی‌شود که همه فقهاء حکمی بگویند و نظر امام (ع) نباشد و هیچ انعکاسی در کلمات نداشته باشد اگر نظری بود باید در میان قول فقهاء منعکس می‌شد.
اینجا مثل تأثیر لمی است یعنی از علت به معلول است یعنی کلام و قول امام سبب می‌شد که اصلا اجماع محقق نشود. نه اینکه در مقابل اجماع موجود، سکوت امام ع کاشف از رضایت است.
ایشان (آیت الله زنجانی حفظه الله) می‌فرمایند بلع مثل حصاة و مأکول و مشروب غیر متعارف از فروض نادره است. همه موارد غیر متعارف که خاک خوردن و حصاة خوردن نیست، این همه امور غیر متعارف که مردم می‌خورند بعد گفته‌اند از مسائل مبتلابه نیست تا سکوت ائمه و اجماع مجمعین، کاشف از امضاء حکم مجمع علیه باشد. در بحث اجماع اصلا بحث امضاء نیست بلکه بحث این است که چطور اجماع تحقق پیدا می‌کند. اگر مسئله‌ای مبتلابه باشد و نظر امام چیز دیگری باشد اجماع محقق نمی‌شود چون نظر امام در میان اقوال فقهاء منعکس می‌شود. نمی‌گوئیم همه این را بگویند چون همه به دستشان نمی‌رسد، ولی بالاخره عده‌ای به دستشان می‌رسد، در کلام آن فقهائی که نظر امام (ع) به آنها رسید باید منعکس شود.
کسانی که مسئله ابتلاء را مطرح می‌کنند، تأثیرش از این قسم نیست که بگویند چون مجمعین نظری داشتند در مرآی و مسمع امام بود و امام در مسائل مبتلابه سکوت کرد پس کاشف از امضاء است. می‌گوئیم اصلا بحث امضاء نیست، بلکه بحث تحقق نظر فقهی فقهاء است. با وجود نظر امام در مسائل مبتلابه، نمی‌شود همه فقهاء طرف دیگر بروند. اشکال این است. بحث تحقق اجماع است، اصلا بحث سکوت و امضاء نیست.