بررسی مفهومی طیب نفس با تکیه بر کلام محقق اصفهانی و نقد امام خمینی

در بخشی از کلام مرحوم اصفهانی در حاشیه مکاسب، این مطلب استفاده می‌شود که در مواردی مانند عقد اکراهی یا اضطراری، هرچند طیب نفس به معنای ابتهاج نفس و ملائمت با قوای طبعیه وجود ندارد، امّا در عین حال، این موارد از مصادیق طیب نفس به شمار می‌آیند، منتها طیب نفس به معنای ابتهاج نیست، بلکه «طیب نفس عقلی» در آنها وجود دارد و آنچه در آیه شریفه به عنوان شرط صحت معامله بیان شده است، رضایت به همان معنای طیب نفس است، ولی طیب نفس به معنای خاص آن (موافقت با طبع) نیست، بلکه به معنای اعم و شامل طیب نفس عقلی نیز می‌شود.

ایشان در توضیح این مطلب می‌فرمایند که هر فعل اختیاری که از انسان صادر می‌شود، ناشی از شوق فاعل به انجام آن فعل است و شوق نیز به این معناست که آن فعل با قوه‌ای از قوای شخص، ملائمت داشته باشد. این ملائمت بر دو قسم است: گاهی فعل انجام‌شده با قوای طبعیه شخص ملائمت دارد، مانند موافقت صورت زیبا با قوه باصره؛ و گاهی ملائمت، از نوع طیب نفس عقلی است که از ملائمت شیء با قوه عاقله شخص ناشی می‌شود. در افعالی که از روی اراده انجام می‌گیرند، ممکن است فعل هم با قوای طبعیه موافق باشد و هم با قوه عقلانی؛ و ممکن است تنها با یکی از آنها موافقت داشته باشد. برای نمونه، خوردن سکنجبین برای بیمار هرچند با قوه طبعیه او موافقت دارد، امّا با قوه عقلیه او در منافرت است. عکس آن نیز مانند شرب داروی تلخ که با طبع انسان ملائمت ندارد، ولی با قوه عقلیه او موافقت دارد. از این رو، آنچه در آیه شریفه به عنوان رضا و طیب نفس، شرط صحت معامله قرار داده شده است، خصوص طیب نفس به معنای اوّل (طبعی) نیست، بلکه طیب نفس عقلی را نیز شامل می‌شود و مناط در صحت، اصلِ طیب نفس است؛ بدین معنا که در عقد اکراهی و اضطراری، طیب نفس به معنای موافقت قوه عقلیه وجود دارد و همین مقدار برای صحت معامله کافی می‌باشد.

امّا مرحوم امام خمینی در کتاب البیع، بر این فرمایش مرحوم اصفهانی اشکال کرده و می‌فرمایند که این مواردی که به عنوان طیب نفس عقلیه مطرح شده‌اند، چنان که پیداست، شأن قوه عاقله، ادراک و درک است و اشتیاق، شأن عقل نمی‌باشد و حیثیت عقلی با اینکه طیب برای آن یافت شود، منافات دارد. بله، بر اساس دیدگاهی که حقیقت اراده را به شوق مؤکد بازمی‌گرداند، در موارد اراده حتماً شوق وجود دارد و ناچار باید چنین تصویری ارائه شود، امّا اگر حقیقت اراده را ارتباطی با شوق ندانیم، حمل طیب نفس بر معنای اعم وجهی نخواهد داشت. بنابراین، به نظر امام، مقصود از طیب نفس، همان ابتهاج نفس است، امّا رضا در آیه شریفه به معنای طیب نفس نمی‌باشد و از این رو، نمی‌توان طیب نفس عقلی را به عنوان شرط صحت معامله در آیه اخذ نمود.

درس خارج فقه استاد حسین شوپایی

1401/07/26