سخن در این است که آیا مکلف میتواند قنوت را با التفات، بعد از رکوع اتیان کند یا نه؟ ظاهرا مشهور فقهاء این نکته را قبول ندارند. اما ظاهر محقق در معتبر پذیرش این نکته است. همچنین شهید. دلیل آنها روایت اسماعیل جعفی است:وَ عَنْهُ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ وَ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:الْقُنُوتُ قَبْلَ الرُّكُوعِ وَ إِنْ شِئْتَ فَبَعْدُ.
گفته شده این روایت با روایت معاویة بن عمار تعارض دارد:وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا أَعْرِفُ قُنُوتاً إِلَّا قَبْلَ الرُّكُوعِ.لسان این روایت، نفی است و با روایت معمر تنافی دارد.
مرحوم همدانی فرموده میان این دو روایت جمع میشود. در روایت معاویة نمیگوید لا قنوت الا قبل الرکوع که ظاهر در نفی مشروعیت است، بلکه فرموده لا اعرف، و این دو تعبیر با هم تفاوت دارد. گاهی به دلیل افضلیت یک فرد از عمل و اینکه گوینده فقط خودش همان فرد را انجام میدهد، چنین تعابیری به کار میرود و امام علیهالسلام میفرماید قنوت بعد از رکوع نزد ما معروف نیست.
مرحوم خوئی ابتدا فرمایش مرحوم همدانی را پذیرفته که چنین تعابیری در عرف شایع است ولی در اصطلاح روایات، شأن امام علیهالسلام آن است که مشروعیت احکام را بیان کند و اگر فرمود ما اعرف، یعنی مشروع نیست و مثل این است که بفرماید لا قنوت الا قبل الرکوع، لذا با روایت معمر تنافی دارد.
بیشتر به نظر میرسد فرمایش مرحوم همدانی نزدیک به ارتکاز است. اگر متکلّم یکبار بفرماید قنوت هم قبل از رکوع و هم بعد از رکوع است، و یک بار بفرماید غیر از قنوت قبل از رکوع چیزی را نمیشناسم، جمله دوم نمیتواند تعارض باشد با توجه به اینکه امام علیهالسلام باید بدون تعارف، حکم را با صراحت بفرماید. بنابراین اگر پذیرفتیم که در عرف، چنین استعمالات رایج است، پس شریعت نیز همانند عرف سخن میگوید و لااقل باعث اجمال روایت میشود. خصوصا با توجه به اینکه میدانیم در بعضی روایات، الفاظ از سوی راوی بیان میشود.