بررسی تفاوت ضمانت نقل ذمّه و ضمانت تعهدی رایج در بانکها
یکی از مباحث فرعی اما مفید برای روشن شدن موضوع (از حواشی بحث هبه مشروطه که برای تبیین ماهیت قرض بیان میشود تا ماهیت حساب های جاری بانکی روشن شود)، بررسی ماهیت ضمانتهای رایج در بانکهاست که گاهی بحث را به حاشیه میکشاند، اما فهم دقیق آن، در تشخیص حق و دین تأثیرگذار است. ضمان در فقه، بر دو گونه قابل تصویر است: گونهٔ نخست، «ضمان نقل ذمّه الی ذمّه» است که در آن، ضامن بدهکار میشود و بدهی از ذمّهٔ مدیون اصلی به ذمّهٔ ضامن منتقل میگردد. این معنا در گذشته رایج بوده و به این معناست که ضامن از همان ابتدا، خود را در برابر طلبکار، بدهکار محسوب میکند. امّا گونهٔ دوم، ضمانتِ تعهدی است که امروزه در بانکها رایج میباشد؛ در این نوع، ضامن متعهد میشود که در صورت عدم پرداخت بدهکار اصلی، دین او را اداء نماید، و این صرفاً یک تعهد به فعل است، نه انتقال بدهکاری به ذمّهٔ ضامن.
حال اگر بدهکار اصلی فرار کند و ضامن نیز با وجود اخطارهای مکرر، از انجام تعهد خود خودداری نماید و سپس فوت کند، اختلافی میان فقها در خصوص تأثیر این تعهد بر ترکهٔ ضامن پدید میآید. مرحوم آقای خوئی معتقد بودند که پس از عدم اداء بدهکار اصلی، این تعهد به دین تبدیل میشود و ضامن، بدهکار محسوب میگردد؛ از این رو، طلب بانک از ترکهٔ ضامن قابل وصول است. امّا آقای سیستانی بر این باورند که ضامن صرفاً تعهدی التزامی داشته که تا زمان فوت بدان عمل نکرده است و دلیلی بر تبدیل آن به دین و کسر از ترکه وجود ندارد. همین مطلب در هبه مشروطه نیز می آید چون وجوب وفای به شرط یک حق بر علیه مشروط علیه است نه دینی بر ذمه او.