سودی که بانکها به سپردهگذاران در حسابهای کوتاهمدت، میانمدت و درازمدت پرداخت میکنند، بر اساس متن قرارداد، با وکالت و وصایت بانک در اجرای معاملات شرعی سودآور با این پول صورت میگیرد. علت ضمیمه شدن وصایت به وکالت، حل مشکل فوت سپردهگذار است؛ به شرط آنکه سپرده از ثلث میت تجاوز نکند تا وصیت در آن نافذ باشد، یا اگر بیش از ثلث است، ورثه صغیر باشند که وصیت در اموال آنان جایز باشد. اما آنچه در اینجا مهم است، ماهیت این قراردادهای شرعی و نحوهٔ اجرای آن توسط بانک بر اساس وکالت میباشد.
یکی از قراردادهای شرعی که بانک به موجب وکالت اقدام به آن میکند، عقد مضاربه است. در این عقد، بانک از سوی سپردهگذار (صاحب سرمایه) وکیل میشود تا با شخص مراجعهکننده به بانک که وام مضاربه دریافت میکند، قرارداد مضاربه منعقد نماید. در این ترتیب، سپردهگذار نقش صاحب سرمایه را ایفا میکند و آن شخصِ وامگیرنده، عامل مضاربه محسوب میشود و بانک نیز معمولاً واسطه است و برای وساطت خود، کارمزد دریافت میکند؛ هرچند به ندرت ممکن است خودِ بانک به عنوان عامل مضاربه نیز ظاهر شود.
اشکال اساسی این نوع مضاربه، آن است که بر فرض تحقق کامل آن (یعنی بانک بر اساس وکالت از صاحب سرمایه، عقد مضاربه را با مراجعهکننده منعقد کند و عمل نیز بر اساس آن انجام شود)، مشکل نخست آن است که در عقد مضاربه، درصد سود عامل و صاحب سرمایه باید به صورت کسر مشاع از سود تعیین شود؛ بدین معنا که طرفین باید به طور دقیق مشخص کنند که هر یک چه نسبتی از سود حاصل را دریافت میکنند، مثلاً نصف، ثلث، ربع یا خمس آن. اما متأسفانه در متن قراردادهای بانکی، تعبیر به «سیزده درصد سود علیالحساب» میشود که ناظر به سود نیست، بلکه سیزده درصد از سرمایه است؛ مثلاً اگر یک میلیون تومان سرمایهگذاری شود، سیزده درصد آن در سال، صد و سی هزار تومان میشود و این مقدار، هیچگونه نسبتی با سهم واقعی سود ندارد. همچنین واژهٔ «علیالحساب» به معنای پرداخت موقت و پیشپرداخت است که پس از محاسبهٔ نهایی، تعدیل میگردد، اما هنگامی که سهم سودِ عامل و صاحب سرمایه در قرارداد تعیین نشده باشد، اصلاً معنایی ندارد که بگوییم مبلغی علیالحساب پرداخت میشود و بعداً محاسبهٔ نهایی انجام خواهد گرفت.
اگر به فرض، محاسبهای صورت گیرد و مشخص شود که یک میلیون تومان سرمایه، برای مثال سیصد هزار تومان سود خالص (پس از کسر هزینهها) داشته است، در این صورت اگر سهم عامل و صاحب سرمایه در قرارداد به صورت کسر مشاع تعیین میشد (مثلاً نصف سود برای عامل و نصف برای صاحب سرمایه)، آنگاه سهم هر یک صد و پنجاه هزار تومان میشد. اما وقتی چنین نسبتی در قرارداد وجود ندارد، تعیینِ سیزده درصد که ناظر به سرمایه است، فاقد ارزش تعیینکننده برای سهم سود است و واژهٔ «علیالحساب» نیز بدون وجود سهمِ واقعیِ معیّن، امری بیمعنا خواهد بود. این اشکال، اساسِ قراردادهای مضاربهٔ بانکی را از حیث تطابق با موازین شرعی با چالش جدی مواجه میسازد و نشان میدهد که آنچه در عمل تحت عنوان مضاربه اجرا میشود، با شرایط و ارکان شرعیِ این عقد، تطابق کامل ندارد.