گستردگى درمانهای ناباروری به روش تلقيح مصنوعى، پاسخ به اين پرسش را ضروری مى سازد كه آيا رضاع با شير حاصل از اين بارداری ها، موجب و سبب نشر محرميت رضاعى بين شيرخوار با صاحب اسپرم يا صاحب رحم در فرايند تلقيح مصنوعى و توابع (محارم نسبى) وی می شود يا خير؟
برای پاسخ به این سوال در این مقاله ابتدا دو شرط اعتبار وطی و اعتبار مشروعیت شکل گیری جنین در تحقق محرمیت رضاعی بررسی شده است؛ مهم ترین دلیل شرط اول اجماع و شرط دوّم صحيحۀ عبدالله بن سنان[1]است؛ در این صحیحه از تعبير«أرضعت إمرأتک من لبنک ولبن ولدک»برای بيان نشر محرمیت رضاعى استفاده شده است. با توجه به دو قید «ارضعت امراتک من لبنک» و «لبن ولدک» در این صحیحه مواردی از تلقیح مصنوعی که یکی از این دو قید صادق نباشد، رضاع با شیر حاصل از آن نیز موجب نشر محرمیت نخواهد بود. فقط در فرض رضاع با شیر حاصل از تلقیح اسپرم مرد با تخمک همسر خودش، و انتقال آن به رحم، و لو اينكه آميزشى صورت نگرفته باشد. میتوان به مقتضای صحیحه نشر حرمت را ثابت دانست.
در ادامه نیز در فرض شک معقول مقتضای قواعد و اصول نیز بررسی شده است.
آیه 23 و 24 سوره نساء،
حُرِّمَت عَلَيكُم أُمَّهَٰتُكُم … و أُمَّهَٰتُكُمُ ٱلَّٰتِی أَرضَعنَكُم وَ أَخَوَٰتُكُم مِّنَ ٱلرَّضَٰعَةِ …﴿٢٣﴾…وَ أُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَآءَ ذَٰلِكُم …﴿٢٤﴾
صحیحه ابن سنان، عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: يَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعِ مَا يَحْرُمُ مِنَ الْقَرَابَةِ. (کلینی)[2]
و استصحاب عدم محرمیت رضاعی از جمله قواعد واصولی هستند که در این مجال میتواند مرجع عند الشک باشند.
برگرفته از مقالۀ بررسی فقهی نشر محرمیت رضاعی با شیر حاصل از تلقیح مصنوعی، دو فصلنامه علمی پژوهشی تااجتهاد، سال نهم، ش17 بهار و تابستان 1404
[1]. 1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ لَبَنِ الْفَحْلِ قَالَ هُوَ مَا أَرْضَعَتِ امْرَأَتُكَ مِنْ لَبَنِكَ وَ لَبَنِ وَلَدِكَ وَلَدَ امْرَأَةٍ أُخْرَى فَهُوَ حَرَامٌ . کلینی محمد بن یعقوب. الکافي (اسلامیه). ج 5، دار الکتب الإسلامیة، 1363، ص 440.
[2] کلینی محمد بن یعقوب. الکافي (اسلامیه). ج 5، دار الکتب الإسلامیة، 1363، ص 437.