۱. طرح مسأله
یکی از مؤیداتى که مرحوم شیخ صدوق بین “قال” و “رَوی عنه” در فقيه فرق نمیگذارد این است که شبیه همین بحث صیغه جزمی و صیغه غیر جزمی_در مواردی که نام راوی در اول سند فقیه آمده مطرح است. شیخ صدوق در مواردی گفته است «رَوی زرارة» و جاهایی «رُوی عن زرارة». آیا هر دو گروه این روایات مشمول عبارت مشیخه صدوق یعنی «ما رویته عن زراره» میشود یا خیر؟ بحثی هست که من نخستین بار در استقصاء الاعتبار مرحوم شیخ محمد پسر صاحب معالم دیدم و سیصد چهارصد سالی سابقه دارد و آن اینکه بعضی میگویند ما رویته عن زراره باید به صیغه جزمی باشد و فقط موارد روی زراره را شامل میشود و بر مثل “رُوی عنه” صدق نمیکند یا لااقل صدق کردنش مشکوک است.
۲. روشهای پاسخ به مسأله
ما با روشهایی پاسخ این مطلب را مطرح کردیم که عمدهاش دو روش است.
روش اول: شمول “رويتُه”
روش اول این است که عدهای به نظرم 54 نفر هستند که در مشیخه فقیه طریق به آنها با همین تعبیر رویته ذکر شده است و در کل فقیه فقط یک روایت دارند و شیخ صدوق درباره گروهی از آنها با تعبیر “رُوی عنه” یاد کرده است. این نشان میدهد که تعبیر “رُوی عنه” مشمول عبارت مشیخه است.
روش دوم: ترتیب مشیخه فقیه
نکته دیگر این است که مرحوم شیخ صدوق 393 عنوان را در مشیخه فقیه ذکر کرده که هیچ ترتیب خاصی در آن دیده نمیشود؛ نه ترتیب الفبایی، نه ترتیب مشهور و غیر مشهور، نه صاحب کتاب و غیر صاحب کتاب، نه طبقه مقدم و مؤخر. 393 عنوان به صورت فلهای ذکر شدهاند. ما این را دنبال کردیم و به این نتیجه رسیدیم که شیخ صدوق این عناوین را از اصل کتاب گرفته است. البته نکتهای که باعث شده خیلی از افراد متوجه نشوند این است که انگار موقعی که میخواسته مشیخه را تنظیم کند به حدود 10 صفحه اول کتاب مراجعه نکرده است. از حدود ده پانزده صفحه اول که بگذریم، از جایی که مرحوم شیخ صدوق شروع به ذکر عناوین کرده است، طریق هر عنوانی که در متن فقیه روایت داشته را در مشیخه ذکر کرده است. در واقع مشیخه فقیه به ترتیب اولین مورد ورود این نام در فقیه تنظیم شده است. اولین مورد ورود، قدر متیقن عبارت مشیخه است، یعنی آنچه مسلماً مشیخه به آن ناظر است. بعضی از این اولین موردها با تعبیر روی عن هست که قدر مسلم است. بنابراین تعبیر رویته شیخ صدوق موارد روی عن را هم شامل میشود. پس روی الصادق بگوید یا روی عن الصادق، هر دو رویته عن الصادق هستند.
۳. علت ارسال در مرسلات فقیه
من در مقدمه برنامه درایة النور که بحث مفصلی درباره معرفی فقیه دارد، همین نکاتی که الآن عرض میکنم را آوردهام. آنجا اضافاتی دارد و از جمله درباره بحث مرسلات فقیه اشاره کردهام که در درصد بالایی از مرسلات، علت مرسل بودن متن در فقیه این است که در کتاب اصلی روایت مرسل بوده است. راوی اخیرش بعض اصحابنا، عن من اخبره و این جور تعبیرات بوده است که ایشان مرسل گذاشته است. بنابراین علت ارسال در فقیه این نیست که مثلاً یک روایت بوده است. ایشان روایتهای مرسله را با قال الصادق تعبیر میکرده است و فرقی هم بین مرسلات کلینی و مرسلات شیخ صدوق نیست، یعنی اگر شیخ صدوق به این روایت اعتماد کرده به قرینه خارجی بوده است، نه به خاطر سندش. وقتی به قرینه خارجی باشد یعنی استنباطی است و بحثی که این شهادات، دوران امر بین حس و حدس است کنار میرود. آدم مطمئن است که علت ارسال درصد بالایی از موارد، مرسل بودن روایت در جایی دیگر است، پس اگر شیخ صدوق; به اینها اعتماد کرده است به خاطر قرائن خارجی و استنباط است.
۴. مرسلات جزمی و غیر جزمی شیخ صدوق
بعضی از آقایان مرسلات شیخ صدوق را حجّت میدانند و بعضی هم تفصیل میدهند بین مرسلاتی که با لفظ «قال» به صیغه جزمی گفته شده باشد و مرسلاتی که با تعبیر «روی عن» آمده باشد. ما بین این دو تعبیر فرق نمیگذاریم و هیچ کدام را حجت نمیدانیم. اشاره اجمالی به بعضی از نکات این بحث بی فایده نیست. کسانی که قائل به تفصیل بین این دو شدهاند میخواهند بگویند جایی که مرحوم صدوق «قال امیرالمؤمنین» میآورد، مثل اینکه دارد شهادت میدهد که امیرالمؤمنین این مطلب را فرمودهاند و چون این شهادت دوران امر بین حس و حدس است حجت است، اما جایی که «روی عن» میگوید چنین شهادتی در موردش وجود ندارد.
خیلی وقتها که مؤلف در مقام جمعآوری روایات است و میخواهد همه روایتهایی که در موضوع خاصی است را جمع کند، به خصوص جایی که بخواهد روایتهای آداب، سنن و اخلاقیات را جمع کند مثل مکارم الاخلاق مرحوم طبرسی یا غرر و درر آمدی همین تعبیر «قال» را به کار میبرد. اینجا مفاد تعبیر قال این نیست که میخواهد شهادت بدهد امیرالمؤمنین علیه السلام این مطلب را فرمودهاند. مثل اینکه قال امیرالمؤمنین عبارتی مقدر دارد: قال امیرالمومنین علی ما هو المروی فی کتب الحدیث.
در مورد شیخ صدوق رحمه الله در فقیه چگونه میخواهیم این احتمال را نفی کنیم؟ نفی این احتمال با استناد به عبارت شیخ صدوق در مقدمه کتاب است. شیخ صدوق در مقدمه کتاب میفرماید من از آن افراد نیستم که بخواهم همه احادیث را جمع آوری کنم: (و لم أقصد فيه قصد المصنّفين في إيراد جميع ما رووه بل قصدت إلى إيراد ما أفتي به و أحكم بصحّته و أعتقد فيه أنّه حجّة فيما بيني و بين ربّي تقدّس ذكره و تعالت قدرته). این عبارت احتمال اینکه شیخ صدوق در مقام جمع آوری روایات است و آن تقدیری که به حسب ظهور عرفی باید در خیلی از مشابهاتش مقدر گرفته شود را نفی میکند. در این عبارت بین مواردی که با تعبیر «قال» و «روی عنه» آمده فرقی نیست و بنابراین نباید اینجا تفصیل قائل شد.