بررسی شرطیت موالات در عمل مرکب

بررسی شرطیت موالات در عمل مرکب
اصل شرطیت موالات برای صدق عنوان در یک مرکب واحد محل نزاع است.
آقای حکیم فرموده اند: «انصراف إطلاق التكليف بها الى خصوص صورة حصول الموالاة. يمكن منعها، كما تقدم في التيمم و غيره» (مستمسك العروة الوثقى ‌6: 486) یعنی مقتضای اطلاقات عدم اعتبار موالات است و نظر ایشان در مباحث مختلف همین است. آقای داماد هم در بحث سعی می‌‌فرمایند: اگر یک شوط در صبح و شوط دیگر در ظهر انجام شود باز هم سعی بین الصفا و المروة سبعة اشواط صادق است بله اگر فاصله زیاد باشد مثلا یک روز فاصله بیفتد در اینجا عرفا انصراف از عمل است و لکن این به معنای شرطیت موالات نیست . (كتاب الحج (للمحقق الداماد) ‌3: 651‌.-652.)
نظر آقای خویی
آقای خوئی در بحث وضو و در بحث غسل فرموده: در صدق « فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ» موالات شرط نیست. در نتیجه اگر روایات و اجماع نبود، در صورتی که ابتدا صورت شسته شود و بعد از مدتی طولانی دست راست و بعد از مدتی طولانی دست چپ را بشوید وضو صادق بود. ایشان در بحث وضو فرموده اند: «أن مقتضى إطلاق أدلة الوضوء من الآية المباركة و الأخبار الواردة عنهم (عليهم السلام) عدم الموالاة في الوضوء و أن حاله حال الغسل» . (موسوعة الإمام الخوئي ‌5: 388‌.)
ایشان در غسل جنابت فرموده اند: در غسل جنابت هم مسلم است که موالات معتبر نیست و طبق قاعده هم است. مقتضای اطلاقات این است که اگر غسل رأس و رقبه شود و بعد از آن غسل جسد شود ولو چند ساعت بین این دو فاصله باشد باز هم غسل صادق است و روایات هم که دلالت بر عدم موالات در غسل جنابت می‌‌کند . (موسوعة الإمام الخوئي ‌6: 383‌.)
در بحث تیمم نظر ایشان تغییر می کند و در صدق عرفی عمل عبادی که مرکب ارتباطی هست، موالات را شرط می دانند. ایشان در بحث تیمم می فرمایند: در فرض اخلال به موالات، «فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ» اصلا صادق نیست. ایشان می فرمایند : «لم يرد اعتبار الموالاة في دليل لفظي في المقام. …، نعم مقتضى الارتكاز المتشرعي أنّ للعبادات المركبة هيئة و صورة بحيث لو لم يؤت بأجزائها متوالية بأن تخلل بينها فصل طويل و لم يصدق عليها أنّها عمل واحد بطلت، …و بهذا اعتبرنا التوالي في الصلاة، و إلّا لم يقم دليل لفظي على اعتبارها بين أجزائها فإن مقتضى الارتكاز أنّه لو كبّر و قرأ الفاتحة ثمّ اشتغل بفعل آخر، و بعد مدّة ضمّ إليهما الركوع، و بعد فصل أتى بالسجود بطلت صلاته و لم يصدق على عمله الصلاة» .(موسوعة الإمام الخوئي‌10: 284‌.) در ادامه در بحث اذان و اقامه و نماز و طواف (موسوعة الإمام الخوئي ‌29: 51‌.) و سعی (موسوعة الإمام الخوئي ‌29: 125‌.) نیز همین مطلب را فرموده اند. در بحث اذان و اقامه می فرمایند: «لما هو المرتكز في الأذهان من أنّ كل واحد من الإقامة و الأذان عمل‌ وحداني ذو هيئة اتصالية منسجمة …، فلو انفصم النظم و تخلل الفصل بسكوت طويل أو عمل أجنبي ماح للصورة و مزيل للعنوان بحسب عرف المتشرعة لم يقع مصداقاً للمأمور به، … و هذا الوجه مطرد في عامة العبادات المركبة المعنونة بعنوان خاص، فانّ العرف يفهم أنّ الغرض لا يتحقق و المأمور به لا يقع إلا لدى الإتيان متصلة بحيث يصدق عنوان العمل العبادي» (موسوعة الإمام الخوئي ‌13: 331‌.)
اشکال به آقای خویی
اگر مولا به عبدش بگوید: «کل من هذا الطعام سبع مرات» یا «اضرب زیدا سبع مرات» یا «اغسل ثوبک مرتین» در این موارد عرف موالات نمی فهمد. آقای خوئی نیز در مصباح الفقاهة بر خلاف نظر مشهور که موالات بین ایجاب و قبول را شرط صدق عنوان عقد می دانند، فرموده اند: دلیلی بر موالات بین ایجاب و قبول وجود ندارد. اگر مالک خانه ای به کسی نامه بنویسد که من خانه را به تو به یک میلیارد فروختم و بعد از یک ماه نامه به دست مشتری برسد و بعد از چند روز مشتری نامه را پاسخ دهد و بنویسد که خریدم و حتی ممکن است سریع هم پاسخ ندهد و با تاخیر چند روزه جواب دهد، در اینجا بیع محقق است . (مصباح الفقاهة (المكاسب) ‌3: 53‌ -55.) بنابراین این که ایشان در بحث نماز می‌‌فرمایند صدق عرفی عمل مرکب موالات شرط است دلیلی ندارد. همانطور که آقای داماد فرمودند اگر کسی یک شوط بجا آورد و بعد از یک ساعت استراحت شوط بعدی را انجام داد باز هم صدق سعی سبعة اشواط می کند. اما آقای سیستانی می فرمایند که اگر ده دقیقه فاصله بین اشواط طواف و سعی بشود موالات به هم خورده و باید از ابتدا شروع کنند و در مورد هفت یا هشت دقیقه احتیاط واجب دارند و کمتر از پنج دقیقه را صحیح می دانند. آقای زنجانی نیز می فرمایند در صدق عرفی این افعال موالات معتبر است . (مناسك الحج (للشبيري) 145‌ -146.) اما وجه این مطلب برای ما روشن نیست.
مثلا اگر کسی زیارت عاشورا بخواند به این شکل که پنجاه لعن آن را بفرستد و مدتی استراحت کند و ادامه را بعد از مدتی انجام دهد باز هم می گویند که زیارت عاشورا را با صد لعن و صد صلوات خواند. در «اغسل ثوبک مرتین» یا «فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ» موالات فهمیده نمی شود.
البته فی الجمله قبول داریم که در ارتکاز متشرعه نماز خصوصیت دارد و اگر کسی «الله اکبر» بگوید و بعد از نیم ساعت بگوید «بسم الله الرحمن الرحیم» و سوره حمد را بخواند در ارتکاز متشرعه این را نماز نمی دانند. اما موالات به معنای تتابع عرفی که سخت‌گیری‌های خودش را دارد لازم نمی دانیم. مثلا آقای سیستانی در وضو می فرمایند: علاوه بر این‌که اعضای سابقه جفاف پیدا نکند، این را شرط می دانند که در حال اختیار عرفا هم باید پشت سر هم انجام شود. اما به نظر ما اگر مثلا ازدحام شد و ده دقیقه فاصله بین اشواط سعی افتاد اشکالی ندارد و باز هم صدق سعی بیی الصفا و المروة سبعة اشواط می کند.
البته این نکته قابل تذکر است که ما در نماز هم یک مقدار دچار ارتکاز مقدسی یا احتیاطی شده ایم بر خلاف روایات که این مقدار سخت نگرفته اند. در روایات مواردی ذکر شده که اگر کسی انجام بدهد به او گفته می شود که این دیگر چه نمازی است! در روایات شیردادن مادر به فرزند (وسائل الشيعة ‏7: 280.) یا قتل الحیة یا قتل العقرب (وسائل الشيعة، ‏7: 273.) یا فراری دادن سگ با پرتاب سنگ (وسائل الشيعة ‏7 : 258.)یا شستن خونی که از دماغ جاری شده (وسائل الشیعة 7: 239.) مطرح شده است. این روایات این‌ موارد را تخصیص نزده است بلکه مانع از صدق عرفی صلاه نمی‌داند.
آقای خوئی هم این موارد را مطرح کرده اند: « أنّ عدّة من الأخبار دلّت على جواز جملة من الأفعال أثناء الصلاة ممّا لا شبهة في عدّ بعضها عرفاً من الفعل الكثير كرمي الكلب بحجر، أو رمي‌ أحد بحصاة ليأتي نحوه كما فعله الصادق (عليه السلام) أو قتل الحيّة أو العقرب أو إرضاع الأُم ولدها و حمله معها، أو الذهاب عند الرعاف أو رؤية النجاسة في الثوب أو البدن للتطهير ثمّ العود لإتمام الصلاة، أو تصفيق المرأة للتنبيه على الحاجة، و نحو ذلك ممّا أورده صاحب الوسائل في الباب التاسع و العاشر من أبواب القواطع .و الحاصل: أنّ الكبرى الكلِّيّة المذكورة في كلمات القوم من قادحية الفعل الكثير بما هو و بوصفه العنواني لا يمكن المساعدة عليها إلّا فيما قام عليه دليل بالخصوص من إجماع و نحوه» البته ایشان درادامه فرموده: «او اوجب الاخلال بالموالاة المعتبرة بین الاجزاء المستلزم طبعا لمحو صورة ‌الصلاة».(موسوعة الإمام الخوئي ‌15: 503‌ -504.)
به نظر ما مردم در مورد اینکه مفهوم عرفی صلات متقوم به چه مقدار از موالات است دچار احتیاط شدند. صاحب عروه و آقای خویی می فرمایند که دعای کمیل هم می توانی وسط نماز بخوانی و این ماحی صورت صلات نیست، برخی اشکال کرده اند که عرف می گوید این نماز نیست و خواندن دعای کمیل است.

برگرفته از درس خارج فقه استاد شهیدی حفظه الله - 22 مهر 1403