مقدمه: طرح مسئله استحباب قنوت و نظر برخی فقها
بحث در مورد استحباب قنوت در نماز شفع بود. برخی از بزرگان یا فتوا به عدم استحباب قنوت در نماز شفع دادند و یا احتیاط کردند. به نظر ما احتمال استحباب واقعا وجود دارد و لذا انسان میتواند رجاءاً قنوت بجا بیاورد.
طرح شبهه «زیاده» بودن قنوت در نماز شفع
این شبهه که ممکن است قنوت در نماز شفع زیاده باشد و زیاده غیر سهویه در نماز مستحب مبطل است، مبتنی بر این است که اتیان به جزء مسانخ و لو بدون قصد جزئیت مصداق زیاده باشد.
مبنای شبهه: تعریف «زیاده» (اتيان جزء مسانخ بدون قصد جزئيت) و شاهد آن (سجده تلاوت)
یعنی اگر در نماز آیه سجده شنیده شود و انسان بدون قصد جزئیت به سجده تلاوت برود، سجده تلاوت محسوب شده و برخی مانند آقای سیستانی قائل هستند که عرفا زیاده در نماز بوده و «زاد فی صلاته» صادق است.
نقد مبنا: عدم وضوح صدق «زیاده عرفیه» بدون قصد جزئیت
به نظر ما اگر عرف بداند که قصد جزئیت از این سجده نشده است، روشن نیست که عرف «زاد فی صلاته» را صادق بداند. اگر کسی در طواف، بعد از هفت شوط، شوط هشتم را به نیت اموات انجام داده و قصد ندارد که که شوط هشتم متمم هفت شوط باشد در اینجا معلوم نیست که عرفا «زاد فی طوافه» صادق باشد و یا استظهار این است که عرف «زاد فی طوافه» نمیگوید بلکه گفته میشود «اضاف شوطا بعد طوافه». یا اگر شک شود اصل برائت از مانعیت و مبطلیت این شوط هشتمی که قصد جزئیت از آن نداشته، جاری میشود.
تحلیل روایت «السجود زیادة فی المکتوبة» و دلالت آن بر ابطال
البته در روایت نقل شده که در نماز فریضه آیه سجده را تلاوت نکن زیرا «فَإِنَّ السُّجُودَ زِيَادَةٌ فِي الْمَكْتُوبَةِ» (وسائل الشیعة 6: 105.). از این روایت فهمیده میشود که اتیان به سجود تلاوت مبطل نماز است و بالاولویة رکوع اضافی نیز بدون قصد جزئیت مبطل نماز بوده و زیاده در نماز فریضه است.
نقد تفسیر تعبدی روایت (دیدگاه آقای خویی) و تبیین معنای «زیاده» در روایت
آقای خویی فرموده: این روایت تعبد است و موردش هم سجود است و بالاولویة رکوع است و مورد آن نیز نماز فریضه است.
به نظر ما عرف از این تعلیل تعبد نمیفهمد اینکه بفرماید: «لَا تَقْرَأْ فِي الْمَكْتُوبَةِ بِشَيْءٍ مِنَ الْعَزَائِمِ» چون سجده تلاوت، تعبدا زیاده در فریضه است، عرفی نیست. بلکه عرف میفهمد روایت یک معنای خفیای که در نهی از زیاده در فریضه اراده شده، توضیح میدهد. زیاده در فریضه یک معنای ظاهری دارد که احراز نکردیم که بر اتیان به سجده تلاوت صادق است و یک معنای خفیای دارد که اوسع از آن معنای ظاهر است. از تعبیر روایت با توجه به اینکه تعبد محض بودن تعلیل خلاف ظاهر است، فهمیده میشود که نسبت به نهی از زیاده در مکتوبه که در روایت بیان شده، معنای خفی و اوسع آن اراده شده است.
نتیجهگیری از روایت: معنای خفی زیاده در نماز فریضه
از این رو به نظر ما اگر اجزای مسانخ دیگر غیر سجود و رکوع را در نماز فریضه عمدا و بدون قصد جزئیت بیاورد نماز باطل است همانطور که آقای سیستانی نیز همین مطلب را میفرمایند.
تمایز حکم زیاده در نماز فریضه و نافله (عدم سریان معنای خفی)
اما چون با استفاده از روایت این مطلب را فهمیدیم که اراده یک معنای خفیای شده که اوسع از آن معنای ظاهری است، باید به قیود روایت توجه کنیم. این روایت، ادله نهی از زیاده در فریضه را تفسیر میکند اما در مورد زیاده در نافله دلیلی نداریم که معنای خفی اراده شده باشد بلکه همان معنای ظاهر اراده شده که در مورد آن معنا بیان شد که صدقش بر اتیان جزء مسانخ بدون قصد جزئیت روشن نیست و لذا به نظر ما در مورد قنوت نماز شفع، شبهه وارد نمیشود.
اشکال بر دیدگاه آقای سیستانی در جواز قنوت رجاءً
اما آقای سیستانی که اتیان به جزء مسانخ را زیاده عرفیه میدانند چطور میفرمایند که «لا بأس بالقنوت فی صلاة الشفع رجاءاً». ایشان به طور کلی اتیان به جزء مسانخ را که امر ندارد در نماز اشکال میکند.
نقد دفاع احتمالی از ایشان
ممکن است در دفاع از ایشان گفته شود وقتی در نماز شفع، قنوت نیست، اتیان به قنوت اتیان به جزء مسانخ نماز شفع نیست. اما این مطلب هم صحیح نیست زیرا قنوت جزء مسانخ نماز است و همین کافی است ولو در نماز شفع قنوت نداشته باشد.
اشاره به بحث مرتبط: نقش احتمال امر و استصحاب عدم در صدق زیاده
بحث است که اگر احتمال امر داده شود با «استصحاب عدم امر» عنوان زیاده ثابت میشود یا نمیشود، این مطلب را ما در گذشته بحث کرده ایم و آقایان هم به صرف احتمال امر نمیگویند عرفا صدق زیاده نمیکند و زیاده را صادق میدانند چون استصحاب عدم امر کرده و جزء مسانخ هم هست.