بررسی روایات ایذاء و احزان والدین بر مبنای کاربردی آیتالله تبریزی (ره)
بحث اصلی در این است که آیا روایاتی مانند «مَنْ آذَى وَالِدَيْهِ فَقَدْ آذَانِي وَمَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اللَّهَ وَمَنْ آذَى اللَّهَ فَهُوَ مَلْعُونٌ» دلالت بر حرمت مطلق ایذاء والدین (و حتی محزون کردن آنان) دارد یا خیر.
معارض روایات ایذاء با روایت امام صادق علیهالسلام
روایات دال بر حرمت ایذاء والدین با روایتی معارض است که دلالت بر جواز ایذاء (در حد غیر عاق) دارد:
«سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنْ إِمَامٍ لَا بَأْسَ بِهِ فِي جَمِيعِ أُمُورِهِ عَارِفٍ غَيْرَ أَنَّهُ يَسْمَعُ أَبَوَيْهِ الْكَلَامَ الْغَلِيظَ الَّذِي يُغِيظُهُمَا، أَقْرَأُ خَلْفَهُ؟ قَالَ: لَا تَقْرَأْ خَلْفَهُ مَا لَمْ يَكُنْ عَاقّاً قَاطِعاً».
در این روایت، فرزند کلام غلیظ میگوید که موجب غیظ و سخط والدین میشود (یعنی ایذاء عاطفی و محزون کردن)، اما امام علیهالسلام اقتدا به او را جایز میشمارد مگر آنکه عاق و قاطع باشد. این نشان میدهد که صرف ایذاء والدین (یا محزون کردن آنان) حرام مطلق نیست.
ارتکاز بر عدم اطلاق حرمت احزان والدین
روایتی مانند «مَنْ أَحْزَنَ وَالِدَيْهِ فَقَدْ عَقَّهُمَا» (یا همراه با «مَنْ آذَى وَالِدَيْهِ») مطرح است. سند برخی نسخهها ضعیف است، اما فرض بر قطعیالصدور بودن آن گرفته شود.
شبهه ارتکاز: اطلاق سبب شدن حزن والدین حرام نیست. مثال: فرزند به سفر یا تحصیل در شهر دوردست (مانند قم) میرود؛ والدین دلتنگ و محزون میشوند («شب و روز در فکر پسرمان هستیم، ناراحتیم»). این محزون شدن صدق «أحزن والدیه» میکند، اما عرفاً حرام نیست و کسی آن را عقوق نمیشمارد. پس ارتکاز قطعی بر عدم حرمت مطلق احزان وجود دارد.
مبنای آیتالله تبریزی (ره) در نهیهای خلاف ارتکاز
استاد تبریزی (ره) مبنایی داشتند که اصل آن صحیح است: اگر خطابی (نهی) از عنوانی نهی کند که اطلاق آن عنوان خلاف ارتکاز باشد، امر دائر میان دو احتمال است:
- نهی تحریمی باشد و موضوع را مقید کنیم (مثلاً حمل بر موارد خاص).
- یا نهی کراهتی باشد و اطلاق حفظ شود.
ترجیحی برای تقید موضوع و تحریم مطلق وجود ندارد؛ بلکه میتوان نهی را کراهتی دانست.
مثالهای ایشان:
- اگر مولا بگوید «مزاح نکنید»، اطلاق مزاح حرام نیست (حتی کثرة المزاح). دلیلی ندارد نهی را تحریمی بدانیم و اطلاق را قید بزنیم به مزاح منافی عفت؛ بلکه نهی کراهتی است.
- در بحث نهی از اسراف: اسراف عرفی مطلقاً حرام نیست (مثل ریختن نصف لیوان آب یا فاسد شدن غذا). تبذیر حرام است، اما اسراف (زیادهروی) نه. پس یا نهی کراهتی است یا حمل بر اسراف همراه با تبذیر؛ قرینهای برای تقید و تحریم مطلق نیست، لذا دلیل بر حرمت اسراف نداریم (اصل کبری ایشان درست است).
نتیجهگیری بر اساس این مبنا
چون ارتکاز بر عدم حرمت مطلق محزون کردن والدین قطعی است (مانند دلتنگی ناشی از دوری فرزند برای تحصیل یا ازدواج یا شغل)، وجهی ندارد ظهور روایت «مَنْ أَحْزَنَ وَالِدَيْهِ» را در تحریم حفظ کنیم و آن را بر محزون کردن همراه با ایذاء حمل نماییم.
بلکه احتمال قویتر آن است که نهی از احزان، نهی کراهتی باشد (نه تحریمی) و اطلاق عنوان احزان حفظ شود بدون آنکه حرمت مطلق ایجاد کند. این مبنا با روایت معارض (جواز اقتدا به امام غلیظالکلام با والدین) و ارتکاز عرفی سازگارتر است.
والله العالم.