بررسی رجالی ابو سمینه

:receipt: بررسی رجالی ابو سُمَینة


تضعیفات

مورد اول: تضعیف نجاشی

نجاشی در ترجمه ابو سمینة می‌نویسد:

894 محمد بن علي بن إبراهيم بن موسى أبو جعفر القرشي‏ مولاهم، صيرفي، ابن أخت خلاد المقرئ، و هو خلاد بن عيسى. و كان يلقب محمد بن علي أبا سمينة، ضعيف جدا، فاسد الاعتقاد، لا يعتمد في شي‏ء. و كان ورد قم- و قد اشتهر بالكذب بالكوفة- و نزل على أحمد بن محمد بن عيسى مدة، ثم تشهر بالغلو، فجفا، و أخرجه أحمد بن محمد بن عيسى عن قم، و له قصة. له من الكتب: كتاب الدلائل، و كتاب الوصايا، و كتاب العتق. …

(رجال النجاشی، ص ۳۳۲)

نکته آن است که نجاشی «ضعيف جدا» و «فاسد الاعتقاد» را به‌عنوان دو حکم مستقل ذکر کرده است، نه این‌که ضعف را معلَّل به فساد اعتقاد بداند. همچنین تعبیر «لا يعتمد في شيء» ظهور در آن دارد که حتی قرائن جابر به نحو عام نیز در مورد او پذیرفته نیست.

تعبیر «و قد اشتهر بالكذب بالكوفة» نشان می‌دهد که ابو سمینة در کوفه به کذب شهرت یافته بوده، با توجه به این‌که کوفیان در عقاید سخت‌گیر بوده‌اند. اگر این شهرت در قم بود، احتمال داده می‌شد که ناشی از اختلافات اعتقادی باشد، اما در کوفه چنین توجیهی جاری نیست.

همچنین در عبارت «و نزل على أحمد بن محمد بن عيسى مدة، ثم تشهر بالغلو، فجفا، و أخرجه أحمد بن محمد بن عيسى عن قم» اشاره شده است که احمد بن محمد بن عیسی اشعری ـ که پیش‌تر در کوفه بوده ـ ابو سمینة را می‌شناخته است. ابو سمینة پس از ورود به قم مدتی نزد او ماند، اما پس از اشتهار به غلو، مطرود طائفه شد و احمد بن محمد بن عیسی او را از قم اخراج کرد.

مورد دوم: تضعیف شیخ طوسی

شیخ طوسی در فهرست می‌نویسد:

[625] محمد بن علي الصيرفي الكوفي، يكنّى أبا سمينة، له كتب، و قيل إنّها مثل كتب الحسين بن سعيد… إلّا ما كان فيها من تخليط أو غلوّ أو تدليس أو ينفرد به و لا يعرف من غير طريقه.

(فهرست، ص ۴۱۲)

تعبیر «و قيل إنّها مثل كتب الحسين بن سعيد» نوعی تمجید ابتدایی است و استثناء با «إلّا» ناظر به موارد تخلیط، غلو، تدلیس و تفردات غیر قابل شناسایی است. تعبیر «تدلیس» بار منفی سنگینی دارد و حاکی از آن است که راوی مطالب ناصحیح را در قالب روایت صحیح القا می‌کند.

نکته: ذکر کتاب برای چنین شخصی به این معناست که روایات او می‌تواند در فضای «تراکم ظنون» و «موثوق‌الصدور» مورد استفاده قرار گیرد، نه این‌که مفردات او حجت باشد.


مورد سوم: علامه حلی

علامه حلی در رجال خود عبارات نجاشی و شیخ طوسی را نقل کرده و بر ضعف شدید و فساد اعتقاد ابو سمینة تأکید می‌کند.
(رجال العلامه الحلی، ص ۲۵۳)


مورد چهارم: کشّی

کشّی نقل‌هایی از حمدویه و علی بن محمد بن قتیبة نیشابوری از فضل بن شاذان درباره رمی ابو سمینة به غلو و کذب مشهور ذکر می‌کند.
(اختیار معرفة الرجال، ج ۲، ص ۸۲۳)

در این نقل‌ها، فضل بن شاذان ابو سمینة را از مشهورترین کذّابان می‌شمارد. نسبت به محمد بن سنان، با فضل بن شاذان موافق نیستیم و او را ثقه می‌دانیم.

سؤال یکی از طلاب: با توجه به برخورد فضل بن شاذان با برخی وکلای ائمه، آیا می‌توان به قضاوت او اعتماد کرد؟
پاسخ استاد: ابتدا باید ریشه‌های این برخوردها بررسی شود. فضل بن شاذان عقل‌گرا بود و نسبت به وجاده و اجازه حساسیت داشت.(و اطرافیانش به او خبر داده بودند که این وکیل، وجاده ای است. لذا این برخورد را کرد اگر چه کارش اشتباه بود.) این امر هرچند نقطه منفی است، اما مانع از ملاحظه سایر جهات مثبت او نمی‌شود.


مورد پنجم: مستثنیات ابن ولید و شیخ صدوق

نام ابو سمینة در مستثنیات نوادر الحکمة آمده است. این استثناء ظهور در تضعیف شخص دارد و نشان می‌دهد روایات او از دایره اعتماد خارج شده‌اند.
(رجال النجاشی، ص ۳۴۸–۳۴۹؛ فهرست شیخ، ص ۴۱۰)


توثیقات

مورد اول: وقوع در اسناد کامل الزیارات

این وجه پذیرفته نیست؛ زیرا تنها مشایخ بلاواسطه معتبرند و تضعیف خاص مقدم است.

مورد دوم: إکثار روایت اجلاء

هرچند اجلایی از ابو سمینة روایت کرده‌اند، اما این نقل‌ها محدود به مدارس خاص (کوفه و ری) است و با وجود قدح خاص، کفایت در توثیق ندارد.

مورد سوم: کثرت وقوع در اسناد کافی

این کبری مورد قبول نیست؛ زیرا اطمینان باید از مدارس متعدد حاصل شود.


نتیجه نهایی

ابو سمینة ضعیف است و برای ما قابل اعتماد نیست.

درس خارج جلسه ۷۷، ۴ بهمن ماه ۱۴۰۴.