استدلال آیتالله خویی به حدیث «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ» بر اثبات اعتبار قصد قربت در زکات
آیتالله خویی برای اثبات اعتبار قصد قربت در زکات، به حدیث شریف:
[!quote] «بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ»[1]
استدلال کردهاند.
تقریب استدلال ایشان این است که اعمال مذکور در این روایت، ماهیت عبادی دارند و سیاق روایت اقتضا میکند که زکات نیز یک عبادت باشد.
اما چند مسئله در مورد این روایت نیاز به بررسی دقیقتر دارد؛ از جمله اینکه آیا ولایت نیز عبادی و متفرع بر قصد قربت است یا خیر. همچنین، اشکالات دیگری نیز بر این نظریه وارد است. ابتدا به مسئله ولایت پرداخته و سپس سایر اشکالات مطرح خواهد شد.
تحلیل تعبدیبودن ولایت و نسبت آن با قصد قربت
اگر در خود مامور به، امر به اضافه به مولا شده باشد -مثل امر «اطیعوا الله» که مفادش آن است که خدا را اطاعت کن- این امر آیا تعبدی است یا توصلی؟ این مساله بستگی به آن دارد که تعبّدی را چگونه تعریف نماییم.
اگر «تعبدی» به معنای امری باشد که صرفاً با حصول مامورٌبه حاصل نمیشود و نیاز به شیء زائدی دارد، در این صورت، امر به اطاعت، تعبدی نیست؛ چرا که با صِرف حصول مامور به، حاصل میشود" چرا که قصد قربت در مامورٌبه اخذ شده و قوام مامورٌبه به آن است.
در روایت مورد بحث، در سه مورد از پنج مورد (نماز، روزه و حج)، قصد قربت خارج از مامورٌبه است. این سه عمل میتوانند هم با قصد قربت و هم بدون آن محقق شوند. اما ولایت اینگونه نیست. ولایت به این معنی است که عمل به دستورات خداوند از طریق ولی انجام شود. تعبیر زیر به این امر اشاره دارد:
[!quote] «أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَيْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَيْه مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ حَقٌّ فِي ثَوَابِهِ».[2]
تعبیر «فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَيْه» به این معنی است که امتثال اوامر باید از طریق ولی انجام پذیرد. ولایت یعنی اطاعت از امام (علیهالسلام) از آن جهت که ایشان ولی الله است. یعنی امیرالمومنین (علیهالسلام) را «مفترض الطاعة من الله» بداند و در عمل ملتزم به این امر باشد؛ یعنی در امور دین از او تبعیت نماید. این مفهوم بدون قصد قربت محقق نمیشود؛ یعنی قصد قربت، جزء مقوم آن است.
بیان ۳ اشکال اساسی به استدلال آیتالله خویی
سه اشکال عمده به کلام آیتالله خویی وارد است:
۱. عدم دلالت وحدت سیاق بر تعبدی یا توصلی بودن اعمال
اشکالی که آیتالله هاشمی و آیتالله والد به آیتالله خویی دارند، این است که وحدت سیاق لزوماً به معنای یکسانبودن تمامی اعمال از جهت تعبدی یا توصلیبودن نیست؛ همانطور که در برخی از روایات بناء اسلام، جهاد با وجود توصلیبودن، ذکر شده است.
۲. تفاوت ماهیت ولایت با سایر اعمال
با چشمپوشی از اشکال اول، اشکال دیگر این است که همانطور که بیان شد، ولایت با چهار واجب دیگر متفاوت است. در چهار مورد دیگر، علاوه بر انجام متعلق، باید امر دیگری که قصد قربت است نیز ضمیمه شود. اما ولایت اینگونه نیست؛ بلکه صرف انجام متعلق کافی است. زکات نیز ممکن است اینگونه باشد و صرف انجام متعلق برای آن کافی باشد.
نتیجه شباهت زکات با ولایت، عدم اعتبار قصد قربت در آن است. و این دقیقاً عکس مطلبی است که آیتالله خویی بیان فرمودهاند. در نماز، قصد قربت یک شرط زائد است، ولی در ولایت، قصد قربت یک شرط زائد نیست، بلکه جزء هویت و ماهیت آن است. نام آن را واجب تعبدی بگذاریم یا توصلی، چندان اهمیتی ندارد. مهم، مفهوم و ماهیت آن است که قصد قربت، شرط زائد آن نیست. بنابراین، زکات نیز ممکن است مانند ولایت باشد، به این بیان که انجام متعلق آن کفایت کند و نیاز به شرط زائد نداشته باشد.
ممکن است بیان شود که در هر صورت، قصد قربت در تمامی این موارد وجود دارد؛ در برخی، قصد قربت جزء ماهیت است، و در برخی دیگر، شرط زائد است، ولی در هر صورت، در تمامی این موارد، قصد قربت وجود دارد. نتیجه آن میشود که در زکات نیز قصد قربت معتبر باشد.
پاسخ آن است که وحدت سیاق، چنین اقتضایی ندارد. ممکن است اقتضای وحدت سیاق آن باشد که متعلق این امور انجام شود. در ذات متعلق ولایت، قصد قربت وجود دارد، ولی در ذات متعلق زکات، وجود ندارد. پس انجام متعلق آن، اقتضای اعتبار قصد قربت ندارد.
۳. بحث در حکم وضعی زکات است، نه حکم تکلیفی
اشکال سوم این است که بحث ما در مورد حکم وضعی زکات است. اعتبار قصد قربت در حکم تکلیفی زکات، مورد تردید نیست. استدلال به حدیث بناء اسلام، نهایت امری که اثبات میکند، اعتبار قصد قربت در حکم تکلیفی است. یعنی روایت بناء اسلام دال بر آن است که زکاتدادن که فعل مکلف است، باید همراه با قصد قربت باشد، به طوری که اگر با قصد قربت انجام نشود، معصیتی رخ داده است. ولی این امر ملازم با آن نیست که ذمه او فارغ شود.
برگرفته از درس خارج فقه استاد سید محمدجواد شبیری
تاریخ: ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳