باسمه تعالی
مقدمه: نظر مشهور و تعارض روایات
مشهور قائل شده اند به کراهت ابتدا به سلام به نامحرم مطلقاً ؛ چه زنان جوان، و چه زنانی که جوان نیستند. روایاتی داریم که از «ابتدا به سلام به اجنبیه » منع کرده اند، و روایاتی هم داریم که دلالت بر جواز دارند، چطور بین این دو دسته روایات میتوان جمع نمود؟ و درنهایت آیا نظر مشهور تأیید میشود؟
دلیل منع (عدم جواز یا کراهت)
روایات دال بر منع
صحیحه غیاث بن ابراهیم:
«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: لَاتُسَلِّمْ عَلَى الْمَرْأَةِ .»[1]
روایت مسعده بن صدقه:
«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ [عَنْ أَبِيهِ] عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع لَاتَبْدَءُوا النِّسَاءَ بِالسَّلَامِ وَ لَاتَدْعُوهُنَّ إِلَى الطَّعَامِ ؛ فَإِنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ: النِّسَاءُ عَيٌّ وَ عَوْرَةٌ؛ فَاسْتُرُوا عِيَّهُنَّ بِالسُّكُوتِ وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُيُوتِ .»[2]
تبیین دلالت روایات منع (حمل بر نامحرم)
چون در زن های محرم، سیره قطعیه بر جواز «ابتدا به سلام» داریم، این دو روایت را حمل بر زن های نامحرم مثل دخترخاله و دخترعمو و خواهرزن کرده اند؛ بنابراین ظاهر این دو روایت، حرمت سلام بر اجنبیه است.
دلیل جواز
روایت دال بر جواز
صحیحه ربعی:
«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُسَلِّمُ عَلَى النِّسَاءِ وَ يَرْدُدْنَ عَلَيْهِ السَّلَامَ، وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يُسَلِّمُ عَلَى النِّسَاءِ، وَ كَانَ يَكْرَهُ أَنْ يُسَلِّمَ عَلَى الشَّابَّةِ مِنْهُنَّ، وَ يَقُولُ: أَتَخَوَّفُ أَنْ يُعْجِبَنِي صَوْتُهَا فَيَدْخُلَ عَلَيَّ أَكْثَرُ مِمَّا أَطْلُبُ مِنَ الْأَجْرِ .»[3]
تبیین دلالت روایت جواز (سیره پیامبراکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع))
پیامبر، خودش ابتدا به سلام میکرد به زن ها، و زن ها هم جواب میدادند.
جمع بین روایات (بررسی اقوال مختلف)
بین دلیل منع و دلیل جواز چطور باید جمع کنیم؟
1. وجه اول: حمل بر کراهت (نظر مشهور)
مشهور ، به قرینه صحیحه ربعی ، روایات مانعه را حمل بر کراهت کرده اند.
نقد وجه اول: عدم سازگاری با سیره معصومین
ولی قرینه حمل بر منع یعنی صحیحه ربعی ، با کراهت نمیسازد؛ چون نمیشود سیره پیامبر و حضرت علی بر فعل مکروهی باشد.
2. وجه دوم: تعارض و ترجیح صحیحه ربعی (نظر مرحوم حکیم)
چون حمل بر کراهت ، با صحیحه ربعی سازگار نیست، پس با هم تعارض میکنند. مرحوم آقای حکیم فرموده: به خاطر «ترجیح به صفات راوی » صحیحه ربعی را مقدم میکنیم؛ چون آن دو روایت موثقه است به خاطر غیاث بن ابراهیم در روایت اول، و مسعده بن صدقه در روایت دوم؛ که هر دو بتری [4] هستند[5].
نقد وجه دوم: عدم صحت ترجیح به صفات راوی کبرویا و صغرویا
ولی اولاً طبق تحقیق آیت الله شبیری زنجانی و مرحوم آقای خوئی، با توجه به راوی از غیاث بن ابراهیم و تاریخ وفاتش، آن «غیاث بن ابراهیم »ی که از امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام روایت میکند کما فی هذه الروایه، غیر از آن «غیاث بن ابراهیم »ی است که از امام باقر علیهالسلام روایت میکند و بتری است[6]. این غیاث بن ابراهیم ، به شهادت نجاشی، ثقه است[7]. پس روایت دال بر منع نیز صحیحه است و نمیتوان به خاطر «ترجیح به صفات راوی » روایت دال بر جواز را مقدم کرد.
ثانیاً در اصول، کبرای «ترجیح به صفات راوی عند التعارض» را نپذیرفتیم ؛ در ترجیح به صفات راوی ، سند مرفوعه زراره را نپذیرفتیم، و مقبوله عمر بن حنظله هم درباره صفات قاضی بود.
دو روایت دال بر منع، مطلق است. روایت دال بر جواز، درباره امیرالمؤمنین، مقید به نساء غیرشابه است؛ حضرت به نساء سلام میکرد، به شابّات سلام نمیکرد. مطلق (عدم جواز سلام به مطلق زنان) را به وسیله مقید (جواز سلام به نساء غیر شابّات ) حمل بر «شابّات » میکنیم؛ بنابراین سلام به «شابّات » جایز نیست و دو روایت دال بر منع ناظر به آنهاست، و سلام به «نساء غیر شابّات » جایز است و دلیل منع ناظر به آنهاست.
نقد وجه سوم: غیر عرفی بودن جمع مذکور
ولی این که بگویند: «لاتسلم علی المرأة» و مراد «مرأه شابّه» باشد، غیرعرفی است ؛ خصوصاً که تعلیل روایت مسعده «النِّسَاءُ عَيٌّ وَ عَوْرَةٌ؛ فَاسْتُرُوا عِيَّهُنَّ بِالسُّكُوتِ وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُيُوتِ .» اعم از شابّات است.
4. وجه چهارم: احتمال خصوصیت داشتن معصوم (ع)
آقای زنجانی فرموده اند: حضرت علی معصوم بوده و ممکن است «ارتباط آن حضرت با زنان مسلمان» متفاوت باشد با «ارتباط غیرمعصومین با زنان مسلمان»؛ مؤید ایشان، روایاتی است که پیامبر فرموده: «انا و علی ابوا هذه الامه»[8]. بنابراین ممکن است حکمِ «جواز» اختصاصیِ حضرت علی باشد و سلام بر غیرشابّه، بر حضرت مکروه نبوده، بلکه مستحب بوده، ولی برای ما، سلام بر مطلق زنان (ولو غیرشابه) مکروه باشد[9].
نقد وجه چهارم: بعید بودن حکم اختصاصی معصوم (ع) و مخالف ظاهر روایت بودن
ولی این که حضرت در این خصوص، حکم اختصاصی داشته باشند، بعید است؛ خصوصاً که حضرت این را برای مردم نقل کرده اند و توضیح نداده اند که اختصاصی بوده، لذا ظاهر این روایت این است که: «حکم شرعی، این است.» .
5. وجه پنجم و مختار: تساقط و استحباب اولی سلام به نامحرم مطلقاً
بنابراین به نظر ما، جمع های گفته شده، صحیح نیست و این روایات تعارض و تساقط میکند ، رجوع میکنیم به اطلاقات «السلام تطوع» . پس سلام به زن نامحرم مطلقاً (ولو شابّه)، به عنوان اولی، مستحب است . اما خوف وقوع در تحریک جنسیِ نوع، مانع از استحباب است.
الکافی (ط - الاسلامیه)؛ ج۵، ص: ۵۳۵ ↩︎
الکافی (ط - الاسلامیه)؛ ج۵، ص: ۵۳۵ ↩︎
الکافی (ط - الاسلامیه)؛ ج۲، ص: ۶۴۸ ↩︎
بتریه (یا بتریه/ ابتاریه)، یکی از فرقه های زیدیه که پیرو کثیرنواء و حسن بن صالح بن حی بوده اند. سمعانی در الانساب، آن را «بتری» ضبط کرده است. این ضبط شاید از آن جهت باشد که زید بن علی بن حسین در حضور جمعی از پیشوایان این فرقه و در محضر امام باقر علیه السلام خطاب به آنان فرمود: «بترتم أمرنا بترکم الله» (کارما را بریدید، خدا شما را ببراد!) و این جمع از آن زمان به بتریه معروف شدند: بتریه (یا بتریه / ابتریه ) بتریه گروهی از زیدیه هستند که قائلند: «امامت، حق قابل تفویض امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است. و چون حضرت امامت را با سکوت یا بیعت به خلفا تفویض کرده، خلافت دو خلیفه نخست، مشروع است.»، نقل هایی که از بتریه درباره عثمان وجود دارد، مختلف است…: https://eshia.ir/feqh/archive/text/shobeiry_mohammad/feqh/1401/14010906/ ↩︎
غیاث بن ابراهیم، بتری. رجال الطوسی، ص: ۱۴۲ ↩︎
أن غیاث بن ابراهیم الذی ذکره الشیخ فی أصحاب الباقر ع و قال بتری مغایر لمن عده فی أصحاب الصادق ع و ترجمه فی الفهرست و ترجمه النجاشی و له کتاب و الدلیل علی ذلک أن … معجم رجال الحدیث ج : ۱۳ ص : ۲۳۲ ↩︎
غیاث بن ابراهیم التمیمی الأسیدی بصری سکن الکوفه ثقه روی عن أبی عبد الله و أبی الحسن علیهما السلام. رجال النجاشی/باب الغین/۳۰۵ ↩︎
حدثنا محمد بن أحمد السنانی رضوان الله علیه قال حدثنا محمد بن جعفر الکوفی الأسدی قال حدثنا محمد بن اسماعیل البرمکی قال حدثنا عبد الله بن أحمد قال حدثنا القاسم بن سلیمان عن ثابت بن أبی صفیه عن سعید بن علاقه عن أبی سعید عقیصا عن سید الشهداء الحسین بن علی بن أبی طالب ع عن سید الأوصیاء أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ع قال قال رسول الله ص یا علی أنت أخی و أنا أخوک أنا المصطفی للنبوه و أنت المجتبی للإمامه و أنا صاحب التنزیل و أنت صاحب التأویل و أنا و أنت أبوا هذه الأمه یا علی أنت وصیی و خلیفتی و وزیری و وارثی و … الأمالی( للصدوق)، النص، ص: ۳۳۲ ↩︎
اگر روایت دال بر جواز را با احتمال «خصوصیت نسبت به معصوم» کنار بگذاریم، چه دلیلی داریم که روایات دال بر منع را حمل بر کراهت کنیم نه حرمت؟ برای رسیدن به فتوای مشهور، باید روایات منع را توجیه کنیم، نه روایات جواز را. مقرر ↩︎