در تعریف اصل انقلاب، باید توجه داشت که انقلاب، قاعده فقهی محسوب نمیشود، بلکه امری خلاف قاعده است که در مواردی مانند تبدیل خمر به خل، با روایات خاص اثبات شده است.
ماهیت اصل انقلاب
در انقلاب، تغییر از نوع متوسط است و بدون وجود روایت، استصحاب نجاست جاری میگردد.
اشکال در اعمال اصل انقلاب در تصفیه فاضلاب
اعمال اصل انقلاب در تصفیه فاضلاب، نوعی قیاس و الحاق واقعه بدون نص (تصفیه فاضلاب) به واقعه دارای نص (تبدیل خمر به خل) به دلیل شباهت است.
از انجا که امور خلاف قاعده، مانند طهارت و نجاست، تأسیسی هستند و ملاک انها در دسترس نیست، چنین الحاقی قیاس محسوب میشود و جایز نیست.
یا اسمش را انقلاب نگذارید یا اگر انقلاب است یعنی موضوع تغییر کرده
یعنی واقعا به نظر شما عرف سرکه را همان شراب می داند؟ از نظر عرف شراب و سرکه یکی است؟!
، وقتی موضوع تغییر کرده، چطور استصحاب حکم می کنید در حالی که شرط استصحاب وحدت موضوع متیقن و مشکوک عند العرف است.
مقصود از وحدت موضوع که شرط استصحاب است، وحدت ماهوی نیست، بلکه همان موضوع عرفی است ولو به لحاظ ماهوی و دقی تغییر کرده باشد. الان اگر روایت نبود و سرکه ای تبدیل به شراب می شد به نظر شما استصحاب جاری می شد؟
واقعا جریان استصحاب اینقدر وسیع است که شامل موضوعی که منقلب به موضوع دیگر شده هم می شود؟
عرض سلام و ادب
شما در مورد صغرای تغییر متوسط که انقلاب و تبدیل شراب به سرکه باشد، اشکال دارید اما اینکه طبق بیان استاد در تغییر متوسط مواردی است که نصوص ادله شامل نمی شود ولی وحدت عرفیه وجود دارد که برای استصحاب کردن کافی است اشکال وارد نمی شود.
البته بنده در صغری با شما موافق هستم و تبدیل شدن شراب به سرکه را مصداق تغییر شدید و تغییر عرفی موضوع می دانم که استصحاب جاری نیست.