مرحوم حکیم ادعا کرد که لله علیّ أن اصلی جماعة، باعث ایجاد حق برای خدا نسبت به نماز جماعت میشود. اگر مکلف کاری کند که این نماز جماعت زائل شود، مبغوضیت دارد و مبغوضیت با عبادت سازگار نیست و اگر مکلف نماز با موالات عرفیه یا با جماعت را نذر کرد و این عمل دارای محبوبیت شد، و کاری کرد که این عمل قابل اتیان نشود، عمل دوم مبغوض است. دلیل ایشان آن است که ظاهر ظرف آن است که مستقر باشد و مکلف میگوید این عمل برای خدا و حق او است.
اما اشکال به سخن ایشان آن است که ظاهر لله علیّ ان اصلی جماعة، به معنای ایجاد حق برای خدا نیست. ارتکاز میگوید گفتنی نیست که مکلف برای خدا چیزی را به عنوان حق جعل کند با اینکه او مالک کون و مکان است. البته اگر خدا خودش برای خودش چیزی را جعل کند، مشکلی ندارد مثل آیه خمس، ولی اینکه مکلف بتواند یک ملک و حقی برای خدا قرار دهد، صحیح نیست. خصوصا که لفظ علیّ نیز در صیغه نذر گفته میشود یعنی مکلف در حال به عهده گذاشتن برای خودش است، اما به خاطر خدا، چون ارجح است و اگر نذر نکند، آن کار را انجام نمیدهد و این ربطی به حق برای خدا ندارد. اصلا نذر برای این است که فلان عمل را به خدا اضافه کند و نسبت دهد تا ارادهاش تقویت شود و آن را حتما انجام دهد لذا اگر انجام ندهد، حرمت خدا رعایت نشده و حنث محقق میشود. لذا فرمایش مرحوم حکیم نادرست است.