اشکال آقای سیستانی به رساله محض الاسلام
آقای سیستانی درمورد رساله محض الاسلام فرمودند که ممکن نیست که امام رضا ع در نامه رسمی به مامون تقیه را کنار گذاشته و به خلفای مرضی نزد عامه حمله کرده و در مورد خلیفه سوم این تعابیر را داشته باشد و بفرماید که محض الاسلام این است. در این رساله نقل شده: «وَ الْبَرَاءَةُ مِنَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ الَّذِينَ هَتَكُوا حِجَابَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ نَكَثُوا بَيْعَةَ إِمَامِهِمْ وَ أَخْرَجُوا الْمَرْأَةَ وَ حَارَبُوا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ قَتَلُوا الشِّيعَةَ الْمُتَّقِينَ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ وَاجِبَةٌ وَ الْبَرَاءَةُ مِمَّنْ نَفَى الْأَخْيَارَ وَ شَرَّدَهُمْ وَ آوَى الطُّرَدَاءَ اللُّعَنَاءَ وَ جَعَلَ الْأَمْوَالَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ وَ اسْتَعْمَلَ السُّفَهَاءَ مِثْلَ مُعَاوِيَةَ وَ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ».
علاوه بر اینکه از دوازده امام در این رساله نام برده شده که این هم معهود نیست، چون بنا بر اخفای اسمای ائمه بود و لذا وقتی زراره در کوفه خبر وفات امام صادق ع را شنید فرزندش را به مدینه فرستاد که ببیند امام بعدی چه کسی است. پسرش دیر کرد، زراره در حال احتضار بود و گفت خدایا هر کس که بعد از جعفر بن محمد صادق، امام مفترض الطاعه است من به او ایمان آوردم و فوت کرد.
این مطالب نشان میدهد که رساله محض الاسلام جعلی است.
پاسخ به اشکال آقای سیستانی
در عیون اخبار الرضا سه سند برای محض الاسلام نقل شده است. شیخ صدوق فرموده: «حديث عبد الواحد بن محمد بن عبدوس رضي الله عنه عندي أصح» اما این تصحیح سند نیست بلکه ممکن است که به لحاظ متن باشد زیرا از لحاظ متنی با دو سند دیگر اختلاف دارد. به هر حال سه سند تا فضل بن شاذان است و این وثوق به صدور می آورد و فضل بن شاذان هم که جلیل القدر است و جعل نمیکند. او میگوید: «سَأَلَ الْمَأْمُونُ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع أَنْ يَكْتُبَ لَهُ مَحْضَ الْإِسْلَامِ عَلَى سَبِيلِ الْإِيجَازِ وَ الِاخْتِصَارِ فَكَتَبَ ع لَهُ أَنَّ مَحْضَ الْإِسْلَامِ…».
مامون تظاهر به شیعه بودن میکرد، اصحاب مذاهب را دعوت میکرد و افضلیت امیرالمومنین ع بر همه اصحاب پیامبر ص را اثبات میکرد، فدک را به بنی هاشم برگرداند، «أصبح وجه الزمان قد ضحكا / برد مأمون هاشم فدكا». امام رضا ع از این فرصت استفاده کرده تا عده ای از مردم هدایت شوند؛ درست است که در زمان بنی عباس روی خلیفه اول و دوم حساسیت وجود داشت اما خلیفه سوم محل نزاع بوده و معلوم نیست بر روی او حساسیت زیادی وجود داشته است. اگر حساسیت هم وجود داشته باشد قدرت امام رضا ع در آن زمان مانع میشد که آنها با ایشان برخورد بکنند. علاوه بر این که نامه به مامون است و اگر هم توسط او پخش شد چاره ای می اندیشند. بنابراین اینطور نیست که گفته شود که قطعا امام ع این کار را نمیکردند. دلیلی هم وجود ندارد که امام ع این مقدار از خلاف تقیه را انجام ندهد همچنان که امیرالمومنین ع فرمودند: «شِقْشِقَةٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّت»که در آن خطبه که ظاهرا مجلس علنی هم بود اینطور سخن گفتند.
در مورد اسامی ائمه ع نیز در جایی که که اعداء بر ائمه بعدی مسلط بشوند به شکل علنی ابراز نمیکردند و ممکن است که امام رضا ع مطمئن بودند که مامون نمیتواند آسیبی به امام جواد ع برسانند.
عيون أخبار الرضا عليه السلام 2: 125
رجال الکشی 155؛ 254 حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ قُولَوَيْهِ، قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدٌ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْمِسْمَعِيُّ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زُرَارَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ بَعَثَ زُرَارَةُ عُبَيْداً ابْنَهُ يَسْأَلُ عَنْ خَبَرٍ أَبِي الْحَسَنِ (ع) فَجَاءَهُ الْمَوْتُ قَبْلَ رُجُوعِ عُبَيْدٍ إِلَيْهِ، فَأَخَذَ الْمُصْحَفَ فَأَعْلَاهُ فَوْقَ رَأْسِهِ، وَ قَالَ إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ مَنِ اسْمُهُ بَيْنَ الدَّفَّتَيْنِ فِي جُمْلَةِ الْقُرْآنِ مَنْصُوصٌ عَلَيْهِ، مِنَ الَّذِينَ أَوْجَبَ اللَّهُ طَاعَتَهُمْ عَلَى خَلْقِهِ، أَنَا مُؤْمِنٌ بِهِ، قَالَ فَأَخْبَرَ بِذَلِكَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ (ع) فَقَالَ وَ اللَّهِ كَانَ زُرَارَةُ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ تَعَالَى.
عيون أخبار الرضا عليه السلام 2: 121؛ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ النَّيْسَابُورِيُّ الْعَطَّارُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ بِنَيْسَابُورَ فِي شَعْبَانَ سَنَةَ اثْنَتَيْنِ وَ خَمْسِينَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَيْبَةَ النَّيْسَابُورِيُّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ قَالَ. همان 2: 127؛ حَدَّثَنِي بِذَلِكَ حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو نَصْرٍ قَنْبَرُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ شَاذَانَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع. همان؛ و حدثنا الحاكم أبو محمد جعفر بن نعيم بن شاذان رضي الله عنه عن عمه أبي عبد الله محمد بن شاذان عن الفضل بن شاذان عن الرضا ع.
عيون أخبار الرضا عليه السلام 2: 121
السقيفة و فدك 104
نهج البلاغة (للصبحي صالح) 50
برگرفته از درس خارج فقه استاد شهیدی حفظه الله - 19 شهریور 1403