بازخوانی فقهی قاعده «من أدرك» | از مستندات روایی تا مرزهای شمول

قاعده «من ادرک» یکی از قواعد فقهی باب صلاة است. مفاد قاعده مذکور این است که درک یک رکعت از نمازهای داری وقت در وقتش، حکم خواندن تمام نماز در وقت را دارد.
در این نوشتار، به بررسی ادله این قاعده و مناقشات مطرح شده پیرامون آن، با استفاده از مطالب مطرح شده در درس خارج فقه استاد شهیدی -دامت افاداته- پرداخته‌ایم.

:brain: ادله قاعده «من ادرک»


:handshake: ۱. تسالم اصحاب

عمده‌ترین مستند قاعده «من ادرک»، تسالم اصحاب است. ظاهراً میان فقها تسالم وجود دارد که اگر کسی یک رکعت از نماز را در وقت درک کند، واجب است که آن نماز را به صورت ادایی انجام دهد؛ زیرا شارع در وقت توسعه اضطراریه داده است.

نکات مهم:

  • :warning: پس شکی نیست که اختیاراً کسی نمی تواند نماز را تا یک رکعت به آخر وقت مانده، تأخیر بیندازد؛ اما اگر کسی ولو عمداً، نماز را تأخیر انداخت و تنها یک رکعت از وقت باقی بود، مشمول این قاعده می‌شود.
  • قدر متیقن این قاعده جایی است که تأخیر از روی سهو یا اضطرار باشد، اما به نظر می‌رسد حتی در صورت تأخیر عمدی، قاعده شامل آن می‌شود، هر چند آن فرد معاقب است.

دیدگاه شیخ طوسی در “خلاف” و “مبسوط” در مورد وجود اجماع:

شیخ طوسی در کتاب خلاف می‌فرماید:

[!quote] کلام مرحوم شیخ طوسی در خلاف
«إذا صلى من الفجر ركعة ثم طلعت الشمس أو صلى من العصر ركعة و غابت الشمس، فقد أدرك الصلاة جميعها في الوقت، و هو ظاهر مذهب الشافعي و هو قول ابن خيران من اصحابه و به قال أحمد و إسحاق و عامة الفقهاء. و ذهبت طائفة من اصحاب الشافعي إلى أنه يكون مدركا للركعة الاولى في وقتها و قاضيا للآخرى في غير الوقت. و قال المرتضى رحمه الله من اصحابنا: أنه يكون قاضيا لجميع الصلاة. دليلنا: إجماع الفرقة المحقة، فإنهم لا يختلفون في أن من أدرك ركعة من الفجر قبل طلوع الشمس يكون مؤديا في الوقت، و انما اختلفوا في أن هذا هل هو وقت اختيار، أو وقت اضطرار، فأما أنه وقت الأداء فلا خلاف بينهم فيه.»[1]

در مبسوط نیز درباره نماز عصر فرموده است:

[!quote] کلام مرحوم شیخ طوسی در مبسوط
«فإن لحق بركعة من العصر قبل غروب الشمس لزمه العصر كلها. و يكون مؤديا لها لا قاضيا لجميعها و لا لبعضها على الظاهر من المذهب.»[2]

چالش‌ها و بررسی:

  • شیخ طوسی این ادعا را در خصوص نماز صبح و عصر مطرح کرده است. اما آیا این قاعده در مورد نماز ظهر و مغرب -در فرضی که پنج رکعت به انتهای وقت مانده باشد- نیز جاری است؟ این مطلب در کلمات بزرگان ذکر نشده است.
  • به نظر ما تسالم اصحاب از اجماع قوی‌تر و قابل وثوق‌تر است و با استناد به آن می‌توان مفاد قاعده «من ادرک» را اثبات نمود.
  • البته ممکن است برخی تسالم را به اجماع برگردانند که در این صورت، اجماع مدرکی یا محتمل المدرک بوده و اثبات قاعده ممکن نخواهد بود.

:open_book: ۲. آیه شریفه «أقم الصلاة لدلوک الشمس»

علامه حلی در مختلف برای اثبات قاعده «من ادرک» به آیه شریفه «أقم الصلاه لدلوک الشمس إلی غسق اللیل» استدلال کرده و می‌گوید:

[!abstract] کلام مرحوم علامه در استناد به آیه اقم الصلاة لدلوک الشمس
آیه اطلاق دارد و شامل فرضی که یک رکعت هم درک شود، می‌شود و امر به اقامه نماز می‌کند. هرچند این اطلاق شامل کمتر از یک رکعت هم می‌شود، اما این مورد با اجماع خارج شده است.[3]

مناقشه در استدلال به آیه

این استدلال ناتمام است؛ زیرا ظاهر آیه این است که نماز را قبل از “غسق اللیل” بخوانیم. اگر تنها یک رکعت به آخر وقت مانده باشد، دیگر از اتیان تکلیف عاجز خواهیم بود و آیه شامل این صورت نمی‌شود.

:scroll: ۳. اخبار و روایات

علاوه بر تسالم، تعدادی روایت مرسله و یک روایت معتبره برای اثبات قاعده «من ادرک» ذکر شده است که در ادامه بررسی می‌شوند:

الف) موثقه عمار بن موسی: مستند یا مورد مناقشه؟ :thinking:

یکی از اخباری که برای اثبات قاعده «من ادرک» مورد استناد قرار گرفته و سند قابل قبولی دارد، موثقه عمار بن موسی است:

[!quote] موثقه عمار بن موسی
«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: فَإِنْ صَلَّى رَكْعَةً مِنَ الْغَدَاةِ ثُمَّ طَلَعَتِ الشَّمْسُ- فَلْيُتِمَّ وَ قَدْ جَازَتْ صَلَاتُهُ.»[4]

دفاع محقق خوئی از دلالت روایت:

محقق خوئی این روایت را تنها مستند قاعده «من ادرک» دانسته و کوشیده تا اشکالات وارد بر دلالت آن را پاسخ دهد؛ از این رو، مواردی را طرح و مورد نقد قرار داده است:

  • اشکال اول (مورد روایت): مورد روایت نماز صبح است و احتمال خصوصیت برای نماز صبح داده می‌شود.
    • جواب محقق خوئی: نماز صبح خصوصیت ندارد، بلکه أسوأ حالاً است؛ زیرا یک رکعت از آن در وقت درک می‌شود و رکعت بعدی مصادف با طلوع شمس است که نماز مکروه است.
  • اشکال دوم (دلالت روایت): روایت نمی‌گوید اگر به اندازه یک رکعت وقت بود، سریع نماز را بخوان؛ بلکه در صدد بیان آن است که نمازی که شروع کرده‌ای تمام کن («ان صلّی رکعه فلیتم»).
    • جواب محقق خوئی: ظاهر «فلیتمّ الصلاه و قد جازت صلاته» این است که این نماز به صورت ادایی است و معنایش این است که وقت باقی است. ظاهر قضیه شرطیه نیز این نیست که اگر این مطلب اتفاقاً رخ داد (یک رکعت از نماز صبح را خواندید و بعد اتفاقاً آفتاب زد) حکمش چیست، بلکه این قضیه شرطیه به نحو قضیه حقیقیه است و ظاهر آن این است که وقت نماز صبح برای کسی که یک رکعت از آن را قبل از طلوع شمس درک کند، توسعه پیدا می‌کند و وقت ادایی اضطراری می‌شود وگرنه تعبیر به و قد جازت صلاته نمی کردند که به این معنا است که نماز صحیح و تام است و به همان معنایی که متوقع بود واقع می شود و متوقع این بود که ادایی واقع شود؛ لذا اینکه بگوییم این نماز قضا است یا تلفیق از ادا و قضاء است خلاف ظاهر ادله است.

مناقشه در جواب‌های محقق خوئی:

اشکالاتی به فرمایش محقق خویی وارد است:

  • در کلام شیخ طوسی گذشت که سید مرتضی گفته است کل نماز صبح که یک رکعت آن قبل از طلوع شمس درک می‌شود، قضا است. با این حال حتی ایشان نگفته که لازم نیست الان بخوانید؛ بلکه باید الان خوانده شود و کل آن قضا محسوب می شود؛ زیرا نتیجه تابع أخص مقدمتین است؛ لذا تسالم وجود دارد و مؤید این تسالم این است که عامه فقهای اهل سنت هم قائل به قاعده من ادرک هستند و از ائمه علیهم‌السلام نه تنها خلاف آن صادر نشده، بلکه احادیثی هم به عنوان مؤید آن صادر شده است و این موجب وثوق می شود به اینکه در زمان ائمه (ع) این قاعده مطرح بوده است.
    اگر این قاعده در زمان ائمه (ع) بین شیعه و عامه مطرح بوده است، هر چند مدرکی هم باشد باز هم به دلیل آنکه ردعی از آن صورت نگرفته معتبر است. اینکه اجماع مدرکی را معتبر نمی دانیم به این خاطر است که اجماع در زمان غیبت کشف از نظر اصحاب أئمه (ع) در زمان أئمه (ع) نمی کند؛ و گرنه اگر نظر اصحاب أئمه (ع) در زمان أئمه (ع) را بفهمیم و نه تنها ردعی هم صورت نگرفته باشد، بلکه مؤید هایی هم صادر شده باشد معتبر خواهد بود. لذا وثوق به قاعده من أدرک پیدا می شود؛
    ولی اگر این تسالم را نادیده بگیریم، از نظر فنی در استدلال به اخبار اشکالاتی وجود دارد که حتی در تسالم هم قابل طرح است. یعنی می توان گفت همانند روایات، معقد تسالم نماز صبح و نماز عصر بوده و در نهایت نماز عشاء هم به آن دو ملحق می شود؛ ولی تسالم در مورد نماز ظهر و مغرب در فرضی که پنج رکعت به انتهای وقت مانده است ثابت نیست و روایتی هم نداریم.
  • اینکه محقق خوئی فرمودند نماز صبح أسوأ حالاً است و احتمال خصوصیت ندارد، صحیح نیست. احتمال می‌دهیم که نماز صبح و عصر خصوصیت داشته باشند، زیرا بعد از نماز صبح و عصر نماز دیگری نیست و این دو، آخرین نمازهای وقت خود هستند؛ لذا نمی‌توان به نماز ظهر و مغرب تعدی کرد. در واقع شبهه این است که شاید -به قول علامه در مختلف-، این وقت، وقت نماز عصر باشد.
  • راجع به وجه دوم محقق خوئی (قضیه حقیقیه بودن)، اشکال وارد است که از کجای این قضیه حقیقیه چنین استفاده می‌شود که اگر یک رکعت تا طلوع آفتاب مانده است، واجب است نماز صبح را بخواند؟ این روایت می‌گوید اگر یک رکعت از نماز را خواندی، واجب است نماز را ادامه دهی و «جازت صلاته» یعنی نمازش صحیح است و به این معنا نیست که «وقع صلاته أداءاً» و «نماز صحیح است» به این معنا نیست که «نماز ادا است».
  • عبارت «فلیتم الصلاه» در مقابل «یقطعها» است و به معنای ادایی بودن نماز نیست و هر چند یقطعها در روایت دیگر بود؛ ولی نیازی به این ذیل نداریم و متفاهم عرفی از خود این روایت این است که اگر نیم رکعت را درک کند این حکم فلیتم الصلاة را ندارد و امر به اتمام نماز ندارد یعنی نماز را قطع می کند و این نیم رکعت قد جازت صلاته ندارد.

انصافاً اینکه بخواهیم از این روایت بفهمیم این نماز صبح که یک رکعت آن قبل از طلوع شمس است، ادا است و مبادرت به آن واجب است، در غایت اشکال است.

بررسی گستره شمول تسالم بر قاعده من ادرک

لذا عمده دلیل به نظر ما تسالم است که آن هم بعید نیست در مورد کل نمازها وجود داشته باشد؛ زیرا در خلاف، اول به صورت مطلق می فرماید: «حکم من أدرک من الوقت رکعة» ولی در ادامه می‌گوید: «اذا صلّی من الفجر رکعة أو صلّی من العصر رکعة»[5] و راجع به بقیه نماز ها چیزی نگفته است.
در مختلف نیز عبارت مطلق بود و اختصاص به نماز خاصی نداشت: «لو ضاق الوقت عن الفریضة و تمکّن من صلاة رکعة منها فی الوقت وجب علیه تلک الفریضة».[6]
بنابراین، بعید نیست تسالم اصحاب هم أعم از نماز صبح و عصر باشد؛ هر چند احتیاط این است که در پنج رکعت به غروب آفتاب دو نماز را به نیت ما فی الذمه بخواند؛ زیرا احتمال دارد نماز اول عصر باشد و دومی ظهر باشد. البته در نماز مغرب و عشاء که عدد فرق می کند اگر پنج رکعت به نیمه شب ماند است، راهی برای احتیاط تام نیست و با نیت ما فی الذمه احتیاط انجام نمی شود.

:warning: ب) معتبره عمار ساباطی: ضعف سندی و دلالی

یکی دیگر از روایاتی که در اثبات قاعده «من ادرک» بدان استدلال شده، معتبره عمار ساباطی است:

[!quote] معتبره عمار ساباطی
«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ قَالَ: فَإِنْ صَلَّى مِنَ الْغَدَاةِ رَكْعَةً ثُمَّ طَلَعَتِ الشَّمْسُ- فَلْيُتِمَّ الصَّلَاةَ وَ قَدْ جَازَتْ صَلَاتُهُ- وَ إِنْ طَلَعَتِ الشَّمْسُ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ رَكْعَةً فَلْيَقْطَعِ الصَّلَاةَ- وَ لَا يُصَلِّ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ وَ يَذْهَبَ شُعَاعُهَا.»[7]

تقریب استدلال:

تقریب استدلال این است که حضرت فرمود اگر یک رکعت از نماز صبح را قبل از طلوع شمس درک می کند، بایستی نمازش را تمام کند.

مناقشه:

  • ضعف سندی: این روایت به خاطر توثیق نداشتن علی بن خالد ضعیف است.
  • ضعف دلالی: این روایت نمی‌تواند دلیل قاعده «من ادرک» باشد؛ زیرا قاعده می‌گوید اگر یک رکعت وقت داری باید نماز بخوانی و این نماز ادا محسوب می‌شود؛ اما این روایت فرض کرده که شخص یک رکعت خوانده و اتفاقاً خورشید طلوع کرده است؛ سپس فرموده باید نماز را به پایان برساند و ابداً حرفی از ادا محسوب شدن آن به میان نیاورده است.
  • دستور به اتمام نماز در این روایت برای دفع این توهم است که کسی گمان کند نهی از نماز در ابتدای طلوع آفتاب -که در برخی روایات بیان شده-،[8] شامل جایی که یک رکعت نماز قبل از طلوع خوانده شده نیز می‌شود؛ بنابراین برای احتراز از نهی، باید نماز را قطع کرده و صبر کند تا شعاع خورشید تمام شود.
    بنابراین، معنای روایت آنست که یعنی اگر یک رکعت را خوانده ای، رکعت دیگر را بخوان تا نماز تمام شود؛ ولی اگر هنوز یک رکعت نخوانده‌ای، نماز را قطع کن تا شعاع خورشید از بین برود.
    با این توضیحات، نمی توان این روایت را بر قاعده من ادرک حمل کرد و از نماز صبح به بقیه نمازها تعدی نمود.

:cross_mark: ج) روایت اصبغ بن نباته: ضعف سندی و مورد خاص

روایت دیگری که برای اثبات «من ادرک» به آن استدلال شده، خبر اصبغ بن نباته است:

[!quote] روایت اصبغ بن نباتة
«وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مَنْ أَدْرَكَ مِنَ الْغَدَاةِ رَكْعَةً قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ- فَقَدْ أَدْرَكَ الْغَدَاةَ تَامَّةً.»[9]

مناقشه:

علاوه بر ضعف سند (به خاطر مفضل بن صالح)، مورد آن نیز نماز صبح است و لذا قابل استدلال برای عمومیت قاعده نیست.

:speech_balloon: د) روایات مرسله: دلالت تام، سند ضعیف

علاوه بر روایات فوق که از نظر سند و دلالت مورد مناقشه قرار گرفتند، روایات مرسله‌ای نیز وجود دارند که دلالتشان بر قاعده «من ادرک» تام بوده، اما اشکال عمده‌شان ضعف سند و ارسال است.

  • مرسله شهید در ذکری: «عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: مَنْ أَدْرَكَ رَكْعَةً مِنَ الصَّلَاةِ فَقَدْ أَدْرَكَ الصَّلَاةَ».[10] (این مرسله مطلق بوده و همه نمازها را شامل می‌شود.)
  • مرسله دیگر در مورد نماز عصر: «مَنْ أَدْرَكَ رَكْعَةً مِنَ الْعَصْرِ- قَبْلَ أَنْ يَغْرُبَ الشَّمْسُ فَقَدْ أَدْرَكَ الْعَصْرَ».[11] (این روایت قصور دلالی روایات دیگر در مورد نماز عصر را پوشش می‌دهد.)

:light_bulb:نکته‌ای مهم در مورد قاعده «من ادرک»

همان‌گونه که گذشت، قاعده «من ادرک» مجوز تأخیر اختیاری نماز نیست. هرچند اگر کسی عمداً تأخیر انداخت و خود را مضطر نمود، مشمول این قاعده می‌شود؛ بنابراین، کلام محقق خوئی که فرموده قاعده «من ادرک» شامل تأخیر عمدی نمی‌شود، از نظر ما صحیح نیست؛ زیرا هم عنوان تسالم و هم موضوع اخباری که در مسئله وجود داشته و به واسطه همین تسالم اعتبار می‌یابند، بر تأخیر اختیاری صادق است.

:balance_scale: جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

به نظر می‌رسد عمده دلیل بر قاعده «من ادرک»، تسالم اصحاب است که بعید نیست شامل همه نمازها باشد.


:books: بر اساس درس خارج فقه استاد شهیدی، جلسه ۹۲ و ۹۳
:date: ۲۶ و ۲۷ فروردین ۱۳۹۶


  1. الخلاف، ج‌۱، ص۲۶۸ ↩︎

  2. المبسوط في فقه الإمامية، ج‌۱، ص۷۲ ↩︎

  3. مختلف الشيعة في أحكام الشريعة، ج۲، ص۵۲ ↩︎

  4. وسائل الشيعة، ج‌۴، ص۲۱۷ ↩︎

  5. الخلاف، ج۱، ص۲۶۸ ↩︎

  6. مختلف الشيعة في أحكام الشريعة، ج‌۲، ص۵۲ ↩︎

  7. وسائل الشيعة، ج‌۴، ص۲۱۷ ↩︎

  8. نهی از نماز در ابتدای طلوع آفتاب و در انتهای غروب آفتاب در برخی روایات ذکر شده است و برخی قائل به حرمت اند؛ ولی مشهور فقهای امامیه قائل به کراهت اند: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الطَّاطَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ وَ عَلِيِّ بْنِ رِبَاطٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: لَا صَلَاةَ بَعْدَ الْفَجْرِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ- فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَالَ إِنَّ الشَّمْسَ- تَطْلُعُ بَيْنَ قَرْنَيِ الشَّيْطَانِ وَ تَغْرُبُ بَيْنَ قَرْنَيِ الشَّيْطَانِ- وَ قَالَ لَا صَلَاةَ بَعْدَ الْعَصْرِ حَتَّى تُصَلَّى الْمَغْرِب. (وسائل الشيعة، ج‌۴، ص۲۳۴) ↩︎

  9. وسائل الشيعة، ج‌۴، ص۲۱۷ ↩︎

  10. ذکری الشیعه، ج۲، ص۳۵۲ و وسائل الشيعة، ج‌۴، ص۲۱۸ ↩︎

  11. ذکری الشیعه، ج۲، ص۳۵۲ و وسائل الشيعة، ج‌۴، ص۲۱۸ ↩︎

1 پسندیده