باسمه تعالی
مقدمه: تحول روش تتبع با ظهور کامپیوترها
این بحث کامپیوترها سبک تتبع را عوض کرده است. برخی از بزرگان چهار تا کتاب داشتند تتبعشان در همانها بود، با وجود این کامپیوترها دیگر آن تتبع ها تمام نیست.
تجربه تحقیق در «فلسفه علم اصول» و نیاز به جمعآوری مباحث پراکنده
من یکوقتی برای بحث فلسفه علم اصول کار میکردم، چون پراکنده های علم اصول را در آنجا جمع کرده بودم، مثلا فرض کنید ماهیت حکم را، در هیچ جای اصول بابی برای آن باز نکرده اند. دهها و صدها جا بحث میکنند و به آن مراجعه میکنند ولی هیچ کجا بابی باز نکردهاند که ما هو الحکم. تا بعد بگویند ما هو الحکم التکلیفی و ما هو الحکم الوضعی، یا معنای متعلق چیست، معنای متعلق المتعلق چیست، معنای موضوع چیست، مبادی حکم چیست. این کارها را یک جا طرح نکردهاند. ما در فلسفه علم اصول این کار را کردهایم. منتهی این خیلی زحمت دارد و باید از همه جای اصول جمع کرد. من گاهی شبها تا نزدیک صبح بیدار بودم با همین کامپیوتر فحص میکردم، مثلا پانصد مورد میآمد. فحصهای غیر هوشمند اشکالش این بود که بحث لفظی بود، لذا از این 500 تا 450 تا از آنها ربطی نداشت، اما 50 تا از آنها راه باز میکرد.
تأثیر نرمافزارها در افزایش دامنه تتبع و کاربرد آن در فقه
در فقه هم همینطور است. یک وقتی محضر مقام معظم رهبری جلسه فقهی بود، بعضی از حاضرین ادعاهایی میکردند، ما میگفتیم نه، میگفتند مطلب همینطور است. من از تهران به قم که میآمدم تمام طول مسیر را تتبع میکردم، و اتفاقا مطالب خیلی خوبی پیدا میکردیم و اتفاقا جلسه بعد میبردیم و میگفتیم این هم ده تا مورد است که فقهاء برخلاف نظر شما گفتهاند. یک وقتی فرصت باشد بعضی موارد را عرض میکنم.
پس این نرم افزارها شیوه تتبع را عوض کردهاند. و اثرگذار هم هست. چون اگر انسان یک مقدار تتبعش بیشتر بشود آنوقت بعضی از حرفها را نمیزند.
لزوم مراجعه به کلمات فقهاء؛ نقدی بر اکتفا به اصول مجرد
والان هم من اصرار دارم کلمات فقهاء دیده بشود نه از باب تعبد، بلکه بخاطر اینکه فقه را با چهار تا اصل عملی و الا أن یقال و یمکن أن یقال نمیشود درست کرد.
فقه از جهتی مانند تاریخ است؛ اهمیت بستر تاریخی و نقدی بر نادیده گرفتن نظر مشهور
فقه یک جوری مثل تاریخ میماند. نمیشود شما بیتوجه به بستر حرفها همینطور چیزی بگوئید و راحت خلاف مشهور و اجماع عمل کنید و بگوئید اجماع و شهرت حجت نیست، این نمیشود. این که نمیشود را سر جای خودش باید بحث کنیم. چون فقه اینطور نیست. ولذا باید لااقل بخشی از این بستر معلوم باشد که چه میگفتند.
البته این حرفها استطرادی است ولی لازم است برای اینکه در ذهن دوستان باشد که چگونه سراغ فقه بروند.
در بحث قبلی در باب معاطات ادعای سیره مستمره میکنید، اما در طول این تاریخ اکثر فقهاء خلاف این را میگفتهاند. خب این فقهاءی که همه مرجع مردم بودند با علم به اینکه سیره عقلاء هست و سیره امضاء شده هست، این همه فقهاء به سیره مستمره قطعیه امضاء شده اعتناء نمیکردند؟! این فرضش واقعا مستبعد است. اینطور که نمیشود با فقه کار کرد. مثل اینکه انسان تاریخ را برای خودش ببافد. تاریخ را باید به بستر تاریخی مراجعه کرد. فقه هم یک مقدارش اینطور است. من فکر میکنم اینطور که ما اصلا کاری به فتوای فقهاء نداشته باشیم و با کلیات و اصول و الا أن یقال مطلب را حل کنیم نمیشود.
حکایتی از مرحوم سید یزدی و مرحوم آخوند (اهمیت حفظ و احاطه)
یک قصه دیگر هم بگویم: (حالا نمیدانم یک بخشش غلو است یا نیست) میگویند در یک جلسهای مرحوم سید یزدی و مرحوم آخوند حضور داشتند. یک کسی فرع فقهی طرح میکند و رو به آخوند میکند که نظر مبارکتان چیست. ایشان شروع میکند به همین تفریع های اصولی که علی القاعده اینطور است، اصل عملی اش اینطوری است، اگر دلیل خاصی نباشد اینطور میشود. مرحوم سید هم گوش میکرد، آخرش فرمود این چیزهایی که شما فرمودید صحیح است، الا اینکه یک روایت صحیحه داریم که جلو همه حرفهای شما را میگیرد. مرحوم آخوند تأمل کرد و گفت حافظه قویی است. مرحوم سید یزدی فرمود بله حافظه قوی است ولی کار و احاطه هم میخواهد.
تضلع و احاطه: نقدی بر استنباطات شتابزده و بیتوجه به مسیر فقهاء
حالا در این قصه ممکن است غلو باشد، مرحوم آخوند خودش اهل کار بود به فقه مراجعه میکرد معلوم است که حرفهای صاحب جواهر و دیگران را دیده، ولی واقعش این است که تضلع پیدا کردن، تتبع و وقت و حوصله میخواهد. نه اینکه اینطور با عجله یک اصل جاری کنیم و دو خط بنویسیم و سیره عقلاء جاری کنیم. به نظر من اینطوری فقه درست نمیشود. این معنایش انعزال از یک مسیر طبیعی است که فقهاء طی کرده اند تا به اینجا رسیدهاند.
اهمیت فهم بستر تاریخی کار فقهاء در صحت استنباطات خودمان
بله صاحب جواهر و صاحب مفتاح الکرامة هم ممکن است ادعاء سیره کنند، ولی آنها که ادعا میکند با متن فقه دائما در تماس هستند. اینطور که ما بخواهیم بگوئیم حالا آن فقهاء هر چه فرمودهاند ما کار نداریم و ما فقط ادله آنها را میبینیم. بله این درست است، ولی فهمیدن بستری که فقهاء در طول این تاریخ کار کردهاند بسیار در استنباطات خود آدم اثرگذار است.