این مطلب به بررسی و تحلیل شواهدی میپردازد که انتساب کتاب «فقه الرضا» (که نام صحیح آن محل بحث است) را به علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی (پدر شیخ صدوق) تقویت میکند.
تحلیل قرائن انتساب کتاب «فقه الرضا» به علی بن بابویه قمی
قرینه اول: احکام خاص و فتاوای شاذ مشترک با فتاوای ابن بابویه
این قرینه بر وجود احکام فقهی خاصی در متن فقه الرضا مبتنی است که شیخ صدوق (فرزند ابن بابویه) آنها را به پدرش نسبت داده است.
نمونه فتوای شاذ: در بحث لباس نمازگزار، این کتاب میگوید:
« اعْلَمْ یرْحَمُک اللَّهُ أَنَّ کلَّ شَیءٍ أَنْبَتَتْهُ الْأَرْضُ فَلَا بَأْسَ بِلُبْسِهِ وَ الصَّلَاةِ فِیهِ وَ کلَّ شَیءٍ حَلَّ أَکلُ لَحْمِهِ فَلَا بَأْسَ بِلُبْسِ جِلْدِهِ … وَ کذَلِک الْجِلْدُ فَإِنَّ دِبَاغَتَهُ طَهَارَتُهُ.» [1]
این عبارت بر طهارت چرم میته پس از دباغی دلالت دارد؛ حکمی که مشهور فقها آن را قبول ندارند. اگر مشهور فقها، این روایت را بهطور قطعی از امام رضا (ع) میدانستند، لازم بود که درباره آن بحث کرده و به آن پاسخ دهند. این در حالی است که شیخ صدوق، این مطلب را نقل و آن را از جمله مطالب نادر پدرش دانسته است. این اشتراک در فتوای نادر، انتساب کتاب به علی بن بابویه را تقویت میکند.
قرینه دوم: اشتراک اسمی و رواج نسبت به جد (موسی بن بابویه)
نام کامل علی بن بابویه، علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی است. احتمال دارد که مراد از انتساب کتاب به «علی بن موسی»، همان ابن بابویه قمی باشد. نسبت دادن شخص به نام پدربزرگ (موسی بن بابویه) امری طبیعی و رایج است؛ کما اینکه وقتی میگوییم ابنبابویه، نام جد اوست.
قرینه سوم: رابطه استادی-شاگردی (نقش شلمغانی و ابن بابویه)
مهمترین راوی کتاب «التکلیف» اثر شلمغانی (لعنة الله علیه) همان ابن بابویه قمی است که از او اجازه روایت داشته است.
- اگر مواردی از فتاوای شاذ شلمغانی در این کتاب (فقه الرضا) وجود داشته باشد، با توجه به اجازه روایت ابن بابویه، امری متعارف تلقی میشود.
- اما بعید به نظر میرسد که شلمغانی، فتاوای شاذ شاگردش (ابن بابویه) را نقل کند.
قرینه مذکور، این احتمال را تقویت میکند که کتاب مورد بحث، تألیف شلمغانی نیست؛ بلکه تألیف خود ابن بابویه است.
مؤید نسخه شناسی: الحاق واژه «الرضا» در نسخ متأخر
در نسخه فعلی و موجود کتاب «فقه الرضا»، کلمه «الرضا» بالای نام «علی بن موسی» اضافه شده است. این امر نشان میدهد که این کلمه در نسخههای متأخر الحاق شده و اگر این انتساب (به امام رضا ع) از متن اصلی و اولیه بود، در خودِ متن کتابت میشد.
اشکالات آیتالله مروی و
پاسخهای استاد
در اینجا، اشکالات مطرحشده توسط آیتالله مروی[2]، بررسی و رد میشود:
| اشکال اول: عدم سابقه در اطلاق «علی بن موسی» بر ابن بابویه قمی. | پاسخ: رواج نسبت دادن شخص به نام پدربزرگ (موسی بن بابویه)، برای توجیه این اطلاق کافی است. |
| اشکال دوم: تعبیر مؤلف درباره شب نوزدهم: «هی اللیلة التی ضُرب فیها جدّنا أمیر المؤمنین علیهالسلام». | پاسخ: هر سیدی میتواند از تعبیر «جدم أمیرالمؤمنین علیهالسلام» استفاده کند. ضمن اینکه ابن بابویه قمی از طرف مادر، سید بوده است. |
| اشکال سوم: تعبیر مؤلف: «عن أبی العالم» یا «سألت أبی العالم» که ایشان فرزند امام کاظم (ع) نیست. | پاسخ: اجداد ابن بابویه قمی در نهایت به امام کاظم (ع) میرسند؛ لذا، تعبیر به «أبی» نسبت به آقا موسی بن جعفر (ع)، با مؤلف بودن ابن بابویه هیچ منافاتی ندارد. |
| اشکال چهارم: تعبیر مؤلف: «مِمَّا نُدَاوِلُهُ نَحْنُ مَعَاشِرَ أَهْلِ الْبَيْتِ» | پاسخ: تعبیر «مَعاشِر أَهْلِ الْبَيْتِ» دو نوع اطلاق دارد. کسانی که با اهل بیت (ع) مأنوس و نزدیک بودهاند، این تعبیر را دارند لذا این تعبیر، عام است و به کسانی که همنشین ایشان هم بودهاند اطلاق میشده است. |
بر اساس جلسه ۵۸
دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲
درس خارج فقه، بحث حج، جلسه ۷۳۳ (۳۲)، دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ – 1438/3/5 ↩︎