اقسام روات در نقل به لفظ و نقل به معنی

بحث نقل به لفظ و نقل به معنی و نقل به مضمون، ضابطه کلی ندارد و بر اساس دأب راوی تعیین می شود. مدعای ما این است که روات از این حیث، چند دسته هستند:
دسته اول: رواتی که دأبشان نقل شفاهی بوده و عرب فصیح هم نبوده و بر عربی فصیح هم تسلط ندارد مانند عمار ساباطی، اصل بر نقل به معنی است و دقت های ادبی نباید کرد لذا ما هیچ وقت در روایات عمار، دقت لفظی نمی کنیم.
دسته دوم: رواتی که دأبشان شفاهی بوده اما خودشان ادیب یا عرب فصیح بوده اند و تا قبل از نگارش، این وضعیت حفظ شده مانند زرارة، برخورد نقل به لفظ می کنیم. مثلا زرارة، خیلی کتاب فقهی نداشته و کتاب معروف او در جبر و اختیار و علم کلام است. روایات فقهی زرارة، عمدتا توسط حریز بن عبدالله سجستانی و بردار زاده زرارة یعنی عبدالله بن بکیر أعین نقل می شود و از اینجا به مرحله نگارش می رسد. اما زرارة ادیب است و دو راوی از او هم ادیب هستند. لذا وقتی حریز از زرارة نقل می کند مانند روایات استصحاب، باید مو را از ماست کشید.
دسته سوم: دأب کسی که از امام نقل می کند، نوشتن باشد مانند حسن بن محبوب و محمد بن مسلم. اینجا هم دأب بر نقل به لفظ است.
لذا فرمول کلی ندارد و باید ببینید راوی ای که با او مواجه هستید از کدام دسته است…(درس خارج اصول جلسه۴ُُ ۲۱شهریور۱۴۰۳)