به نظر آقای زنجانی و آقای سیستانی - و همین طور خود استاد شهیدی- مشکل تفسیر قمی که الان موجود است این است که با آن تفسیر قمی اصلی مختلف است، سید علی حسینی استرآبادی کتابی دارد به نام تفسیر الآیات الظاهرة، تفسیر قمی را که نقل میکند با این تفسیر قمی اختلاف دارد، مجمع البیان هم که گاهی نقل میکند با این تفسیر قمی اختلاف دارد.
آقای زنجانی معتقدند که علی بن حاتم قزوینی این تفسیر قمی را جمعآوری کرده، این مجموعهای از تفاسیر است.
وقتی میگوید علی بن ابراهیم عن ابیه بعید نیست آدم مطمئن بشود، این روایت در تفسیر قمی بوده است.
اینجور که سید محمدجواد شبیری میفرمودند جمع آوری از چند تا کتابه ولی محور اصلی اش تفسیر علی بن ابراهیم بوده.
فکر میکنم اصلی ترین قرینه ای که نشون میده تفسیر موجود توسط عای بن حاتم نگاشته شده اینه که افرادی که صدر سند قرار دارند با مشایخ علی بن حاتم تطبیق می کنند.
کتاب تفسیری موجود که به «تفسیر علی بن ابراهیم قمی» مشهور است، قطعاً تألیف خودِ علی بن ابراهیم نیست، هرچند او بدون تردید صاحب کتاب تفسیری مستقلی بوده که بهطور کامل به ما نرسیده است. حدود ۶۰٪ از محتوای کتاب فعلی از تفسیر اصلی علی بن ابراهیم اخذ شده، اما مؤلف کتاب از منابع دیگر نیز استفاده کرده است؛ از جمله تفسیر ابوالجارود.
راوی کتاب موجود، نه خود علی بن ابراهیم است و نه از شاگردان او، هرچند برخی از معاصران علی بن ابراهیم را درک کرده است. در مواردی که روایت با «حدثنی» آغاز میشود، روشن است که ناقل، خودِ مؤلف کتاب است و نه علی بن ابراهیم؛ زیرا علی بن ابراهیم در نقلهایش چنین تعبیری ندارد و معمولاً با «قال علی بن ابراهیم» معرفی میشود. همین تعبیر نشان میدهد که مؤلف، علی بن ابراهیم را درک نکرده است.
در کتاب حاضر، روایاتی وجود دارد که از اشخاصی نقل شدهاند که علی بن ابراهیم قطعاً آنان را درک نکرده است؛ مانند ابنعقده (م ۳۰۳) و محمد بن همام بغدادی (م ۳۳۶). همچنین هیچ شاهدی نداریم که علی بن ابراهیم از احمد بن ادریس روایت کرده باشد؛ نسبت دادن این نقل به علی بن ابراهیم ـ چنانکه در کلام منسوب به آقای خویی آمده ـ نادرست است و مربوط به مؤلف کتاب فعلی است، نه خود علی بن ابراهیم.
ساختار کتاب دو بخش دارد:
۱. بخشی مشتمل بر روایات و نیز توضیحاتی که با «قال» آغاز میشود و بخشی از آنها سخن خود علی بن ابراهیم است و بخشی دیگر مشکوکالهویه است.
۲. بخشی دیگر که کاملاً روایات نقلشده توسط مؤلف کتاب است و ارتباطی به علی بن ابراهیم ندارد.
انتساب کل کتاب به علی بن ابراهیم بهدلیل اعتماد کتابشناسانی چون علامه مجلسی، شیخ حر و متأخرتر آقای خویی صورت گرفته است. شواهدی وجود دارد که از زمان ابنطاووس این کتاب با عنوان «تفسیر قمی» شناخته شده و از قرن نهم به بعد، با اسناد اجازه (از جمله توسط حسن بن سلیمان حلی از شاگردان شهید اول) به علی بن ابراهیم متصل شده است. این اشتباه انتساب تا قرن پانزدهم ادامه یافت و نخستین تنبّه اجمالی در این باره از مرحوم آقابزرگ تهرانی بود.
بخش آغازین کتاب تا حدود سورهٔ نساء عمدتاً از علی بن ابراهیم نقل میکند، اما از آنجا به بعد ـ بهویژه در جلد دوم ـ نقلها بهطور گسترده از غیر علی بن ابراهیم است. به همین سبب، بخش قابلتوجهی از کتاب، خصوصاً جلد دوم، اساساً ارتباطی با علی بن ابراهیم ندارد. همچنین عبارت ابتدایی کتاب، بیتردید سخن خودِ مؤلف است، نه علی بن ابراهیم(برگرفته از درس خارج استاد سید احمد مددی)