استاد شهیدی در درس خاج فقه 30 بهمن فرمودند:
مرحوم امام در نقد استصحاب عدم ازلی فرموده اند:
اوصاف عدمی حتی به نحو کان تامه نیز حالت سابقه ندارند به عبارت دیگر استصحاب عدم أزلی چه در عدم محمولی و چه در عدم نعتی غلط است زیرا این که این سنگ یک زمانی سیاه نبود و وقتی است که این سنگی وجود نداشته و أصلاً حازیّتی نبود و لذا غلط محض است گفته شود قبلا که این سنگ وجود نداشت سیاه نبود یا سیاهی برای آن وجود نداشت و این کلام کاذب است زیرا قبل از وجود ماهیت، معدوم مطلق است و نمی توان به چیزی اشاره کرد و این سنگ قبل از وجودش این سنگ نیست و این اشاره از مخترعات و توهّمات ذهن است. و تعبیر ایشان این است که قبل از وجود حجر، نه هذا الحجری بود و نه انتساب هذا الحجر به سواد یا سلب انتساب هذا الحجر به سواد بود.
مناقشه استاد در این بیان:
با توجه به وجود فعلی حجر می توان گفت که سیاهی این سنگ که الآن هست قبلا نبوده و بالوجدان این مطلب صحیح است.
مناقشه حقیر در مطلب استاد و تایید نظر مرحوم امام:
بنابر اصاله الوجود، جدای از وجود، ماهیتی نیست بنابر این نمیتوان سیاهی سنگ را بدون وجود او در نظر گرفت فقط میتوان گفت قبلا سنگ نبوده و الآن ایجاد شده اما اینکه چه ماهیتی نداشته و چه ماهیتی دارد همه به تبع وجود است.( به قول مرحوم ابن سینا :ما جعل الله المشمشه مشمشه بل اوجدها)
مناقشهی شما در صورتی صحیح است که بخواهیم کان ناقصه را استصحاب کنیم. اما با توجه به این که فرمایش استاد در مورد استصحاب عدم کان تامه میباشد، روشن است که «سیاهی سنگ» قبلا وجود نداشته. چه قائل به اصالة الوجود باشیم و یا خیر. بالاخره «سیاهی سنگ» به همان اعتباری که الان برایش وجود قائل هستید، کاملا صحیح است که بگوییم قبلا وجود نداشته است.
استصحاب عدم ازلی عرفی نیست چرا که هیچ شخص عرفی برای استدلال به عدم حدوث چیزی استناد به عدم وجود ان در سابق نمیکند