اسلام وقتی میگوید ربا نگیرید؛ زیرا ربا ظلم است، این نشان میدهد یک طرز تفکری دارد که این محتوا را ظلم میداند. عرفی نیست بگوییم این شکل ظلم است. این شکل را عوض بکنید ظلم نیست. اسلامی که میگوید ما زکات را واجب کردیم تا فقر را در جامعه برطرف کنیم و ان الله اشرک الفقراء فی اموال الاغنیاء و لو علم انه لایکفیهم لزادهم، یا آیه که لکیلا یکون دولة بین الاغنیاء منکم، هدف از تشریع احکام اقتصادی که از ثروتمندان زکات بگیرند یا احکام دیگر این است که ثروت در بین یک طبقه خاصی در گردش نباشد فقط در بین اغنیاء ثروت در گردش نباشد، دیگران هم از این اموال استفاده بکنند. اینها یعنی نظاممند بودن اقتصاد دین. و این نظام باید حفظ بشود. اگر بناء باشد با تغییر شکل این نظام مختل بشود این کشف میکند آن تغییر شکلها مشکل دارد.
هدف از تشریع احکام اقتصادی که از ثروتمندان زکات بگیرند یا احکام دیگر این است که ثروت در بین یک طبقه خاصی در گردش نباشد فقط در بین اغنیاء ثروت در گردش نباشد، دیگران هم از این اموال استفاده بکنند. اینها یعنی نظاممند بودن اقتصاد دین. و این نظام باید حفظ بشود. اگر بناء باشد با تغییر شکل این نظام مختل بشود این کشف میکند آن تغییر شکلها مشکل دارد.
در سرتاسر کره زمین کدام کشور و نظامی را سراغ دارید که مالیات نداشته باشد (به هدف صرف مالیات برای مردم) یا هدفش رسیدگی به فقرا نباشد؟
این شیوه استدلال مثل همان است که گفته می شود عدل حکم دینی نیست بلکه ارشاد به حکم عقل است.
مدعا مشخص نیست چیه !