استخاره به قرآن؛ اعتبار برداشت شخصی یا تفسیر واحد از هر آیه؟

۱. :open_book: استخاره با قرآن: برداشت شخصی یا تفسیر واحد؟

در دستورالعمل استخاره با قرآن کریم که در کتب معتبری همچون مفاتیح‌الجنان آمده است، چنین ذکر شده که پس از آدابی خاص (از جمله قرائت سوره اخلاص و صلوات)، «جامع را بگشای، یعنی قرآنی که شامل تمام سوره‌ها و آیات باشد، و فال را از خط اول صفحه راست، بدون آنکه اوراق و سطور را بشماری، بگیر».

حال، پرسش مهم اینجاست که آیا برداشت قلبی شخص استخاره‌گیرنده از آیه مورد نظر که به دلش می‌افتد، اهمیت دارد؟ یا اینکه هر آیه تنها یک برداشت صحیح دارد که می‌توان آن را به‌صورت یک قانون مدون و واحد درآورد و در قالب کتاب یا نرم‌افزارهای استخاره به عموم مردم ارائه کرد؟

برای نمونه، نرم‌افزار استخاره آیت‌الله مکارم شیرازی (حفظه‌الله) برای هر استخاره، نتیجه‌ای مشخص و از پیش تعیین‌شده ارائه می‌دهد.


۲. :face_with_monocle: تفاوت آراء در تفسیر آیات و انتخاب رویکرد صحیح

با فرض اینکه ملاک دوم (برداشت واحد) صحیح باشد، پرسش بعدی این است که در صورت وجود اختلاف آراء میان عالمان دینی در برداشت از یک آیه، باید به کدام‌یک از این نظریه‌ها استناد کرد؟

واضح است که ممکن است دو عالم دینی از یک آیه، دو برداشت کاملاً متفاوت داشته باشند، که در این صورت، استخاره یکی از این دو بزرگوار با واقع مطابقت نخواهد داشت.

به نظر بنده بهتر بود كه به بحث از اعتبار استخاره مذكور بپردازيد.
اين استخاره در كتاب «فتح الأبواب بين ذوي الألباب و بين رب الأرباب‏» نوشته سيد بن طاووس آمده است و ايشان در براي اثبات اتفاق عامه و خاصه بر استخاره در باب ششم اين كتاب فرموده‌اند: «الباب السادس: في بعض ما رويته من عمل حجة الله جل جلاله المعصوم في خاص نفسه بالاستخارة أو أمره بذلك من طريق الخاصة و الجمهور»
و بعد از نقل دو حديث از طريق شيعه مي‌فرمايند:« و أما روايتي للاستخارة على العموم من طريق الجمهور…و اعلم أنني وقفت على تصنيف لبعض المخالفين الزهاد …» و سپس ايشان استخاره مورد بحث را از كتاب همين فرد عامي مذهب به اين نحو نقل مي‌كند: «وَ ذَكَرَ الْإِمَامُ الشَّيْخُ الْخَطِيبُ الْمُسْتَغْفِرِيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ بِسَمَرْقَنْدَ فِي دَعَوَاتِهِ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَتَفَأَّلَ بِكِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاقْرَأْ سُورَةَ الْإِخْلَاصِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ ص ثَلَاثاً ثُمَّ قُلْ اللَّهُمَّ إِنِّي تَفَأَّلْتُ بِكِتَابِكَ وَ تَوَكَّلْتُ عَلَيْكَ فَأَرِنِي مِنْ كِتَابِكَ مَا هُوَ الْمَكْتُومُ مِنْ سِرِّكَ الْمَكْنُونِ فِي غَيْبِكَ ثُمَّ افْتَحِ الْجَامِعَ وَ خُذِ الْفَالَ مِنَ الْخَطِّ الْأَوَّلِ فِي الْجَانِبِ الْأَوَّلِ مِنْ غَيْرِ أَنْ تَعُدَّ الْأَوْرَاقَ وَ الْخُطُوطَ كَذَا أَوْرَدَ مُسْنَداً إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص‏».
بنابراين روايت مذكور اولاً از طريق عامه است، ثانياً از اضعف روايات عامه است زيرا هم مرسل است و هم در كتابهاي حديثي متداول آنها نقل نشده است، ثالثاً: هدف مرحوم سيد بن طاووس نيز از نقل آن معرفي اين روش به عنوان يك روش براي استخاره نيست بلكه صرفاً براي اثبات اين است كه عامه نيز في الجمله استخاره را قبول دارند، چنانچه در انتهاي اين باب فرموده‌اند: «و إذا كان وجوه هذه الاستخارات بالرقاع و ما ذكره «3» و ذكرنا من الدعوات فقد صار ذلك إجماعا ممن رواه من أصحابنا و ممن رواه من علماء المخالفين أ فما يظهر للمنصف من العارفين أن هذه الاستخارة من جملة الطرق إلى مشورة رب العالمين‏». لذا ايشان در بابهاي بعدي كه به بيان روشهاي مختلف استخاره پرداخته‌اند هيچ گونه اشاره‌اي به اين نحو از استخاره نمي‌نمايند.
بنابراين روش مذكور به عنوان يك روش روايي براي استخاره هيچ اعتباري ندارد، و هيچ ضمانتي هم براي مطابقت مطالب استخراجي از اين طريق با واقع وجود ندارد.

با سلام دوباره
مطلب شما کاملا متین است که ابتدا بایستی حجیت این نوع استخاره بلکه اصل استخاره بحث شود. ولی از باب این که محقق قمی محدث خوبی بوده اند از این جهت به نقل ایشان اکتفا کردم و بحث حجیت را پیش فرض قرار دادم.
در خصوص همین مرحله؛ شما فقط فرمودین در کتاب «فتح الأبواب بين ذوي الألباب و بين رب الأرباب‏» نوشته سيد بن طاووس رحمة الله علیه آمده و به نقد و تحلیل همین کتاب پرداختین، آیا منظورتون این است که تنها و تنها در این کتاب آمده و در هیچ یک از آثار معتبره حدیثی وجود ندارد؟ چه بسا منبع دیگری برای این مضمون باشد و امثال محقق قمی رحمه الله هم به آن اعتماد کرده باشند.
اگر این بخش را هم بیان بفرمایید ممنون میشم.

  • سوال دوم بنده متوقف بر این روش و این روایت نیست، مگر این که بگویید اصلا روایت معتبری در اصل استخاره به قرآن نداریم :huh:
    اگر بپذیریم که بر اصل استخاره به قرآن دلیل داریم،پاسخ سوال بنده چگونه خواهد بود؟

در جواب آقای خطیب توانا
از آقای بهجت نقل است پس از باز کردن قرآن هر آنچه آن اول فرد میفهمد حجت است

دوست عزيز آقاي خطيب توانا
در مورد سوال اول: اين روايت تنها در كتاب سيد بن طاووس آمده است و مرحوم محدث قمي نيز در مفاتيح تصريح به نقل از اين كتاب مي‌كنند.
در مورد سوال دوم: روايات مربوط به استخاره به قرآن به بيان زير مي‌باشند:
روايت يسع قمي:
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ عَنِ الْيَسَعِ الْقُمِّيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أُرِيدُ الشَّيْ‌ءَ فَأَسْتَخِيرُ اللَّهَ فِيهِ فَلَا يُوفَقُ فِيهِ الرَّأْيُ أَفْعَلُهُ أَوْ أَدَعُهُ فَقَالَ انْظُرْ إِذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلَاةِ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ أَبْعَدُ مَا يَكُونُ مِنَ الْإِنْسَانِ إِذَا قَامَ إِلَى الصَّلَاةِ فَانْظُرْ إِلَى شَيْ‌ءٍ يَقَعُ فِي قَلْبِكَ فَخُذْ بِهِ وَ افْتَحِ الْمُصْحَفَ فَانْظُرْ إِلَى أَوَّلِ مَا تَرَى فِيهِ فَخُذْ بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.
و ظاهراً مستند مطلب منقول از آقاي بهجت نيز همين روايت است. در اينجا به نظر مي‌رسد فهم خود فرد ملاك است زيرا در روايت لحاظ انجام عمل به هنگام نماز و دوري شيطان از فرد شده است كه به نظر مي‌رسد اين امر جهت دست يافتن به آيه مناسب و فهم صحيح آن لحاظ شده است.
روايت مفضل بن عمر:
وَ وَجَدْتُ بِخَطِّ جَدِّ شَيْخِنَا الْبَهَائِيِّ الشَّيْخِ شَمْسِ الدِّينِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْجُبَاعِيِّ قَدَّسَ اللَّهُ أَرْوَاحَهُمْ نَقْلًا مِنْ خَطِّ الشَّهِيدِ نَوَّرَ اللَّهُ ضَرِيحَهُ نَقْلًا مِنْ خَطِّ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ زِيَادٍ قَالَ أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ الْأَوْحَدُ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الطُّوسِيُّ إِجَازَةً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلَّعُكْبَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامِ بْنِ سُهَيْلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْمُؤَدِّبِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَيْفٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: بَيْنَمَا نَحْنُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ تَذَاكَرْنَا أُمَّ الْكِتَابِ- فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ- إِنَّا رُبَّمَا هَمَمْنَا بِالْحَاجَةِ فَنَتَنَاوَلُ الْمُصْحَفَ- فَنَتَفَكَّرُ فِي الْحَاجَةِ الَّتِي نُرِيدُهَا- ثُمَّ نَفْتَحُ فِي أَوَّلِ الْوَقْتِ فَنَسْتَدِلُّ بِذَلِكَ عَلَى حَاجَتِنَا- فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ تُحْسِنُونَ وَ اللَّهِ مَا تُحْسِنُونَ- قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ كَيْفَ نَصْنَعُ- قَالَ إِذَا كَانَ لِأَحَدِكُمْ حَاجَةٌ وَ هَمَّ بِهَا- فَلْيُصَلِّ صَلَاةَ جَعْفَرٍ وَ لْيَدْعُ بِدُعَائِهَا- فَإِذَا فَرَغَ مِنْ ذَلِكَ فَلْيَأْخُذِ الْمُصْحَفَ- ثُمَّ يَنْوِ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ بَدْءاً وَ عَوْداً- ثُمَّ يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ فِي قَضَائِكَ وَ قَدَرِكَ- أَنْ تُفَرِّجَ عَنْ وَلِيِّكَ وَ حُجَّتِكَ فِي خَلْقِكَ- فِي عَامِنَا هَذَا أَوْ فِي شَهْرِنَا هَذَا فَأَخْرِجْ لَنَا آيَةً مِنْ كِتَابِكَ- نَسْتَدِلُّ بِهَا عَلَى ذَلِكَ ثُمَّ يَعُدُّ سَبْعَ وَرَقَاتٍ- وَ يَعُدُّ عَشَرَةَ أَسْطُرٍ مِنْ خَلْفِ الْوَرَقَةِ السَّابِعَةِ- وَ يَنْظُرُ مَا يَأْتِيهِ فِي الْأَحَدَ عَشَرَ مِنَ السُّطُورِ- فَإِنَّهُ يُبَيِّنُ لَكَ حَاجَتَكَ ثُمَّ تُعِيدُ الْفِعْلَ ثَانِيَةً لِنَفْسِكَ.
در اين روش نيز با توجه به دعاي قبل از استخاره «فأخرج لنا آية من كتابك نستدل بها» ظهور در اين دارد كه برداشت خود فرد استخاره كننده مهم است.
روايت مرسل از امام صادق عليه السلام:
رَوَى لِي بَعْضُ الثِّقَاتِ عَنِ الشَّيْخِ الْفَاضِلِ الشَّيْخِ جَعْفَرٍ الْبَحْرَيْنِيِّ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنَّهُ رَأَى فِي بَعْضِ مُؤَلَّفَاتِ أَصْحَابِنَا الْإِمَامِيَّةِ أَنَّهُ رَوَى مُرْسَلًا عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ: مَا لِأَحَدِكُمْ إِذَا ضَاقَ بِالْأَمْرِ ذَرْعاً- أَنْ لَا يَتَنَاوَلَ الْمُصْحَفَ بِيَدِهِ عَازِماً عَلَى أَمْرٍ يَقْتَضِيهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ- ثُمَّ يَقْرَأَ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ ثَلَاثاً وَ الْإِخْلَاصَ ثَلَاثاً- وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ ثَلَاثاً وَ عِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ ثَلَاثاً- وَ الْقَدْرَ ثَلَاثاً وَ الْجَحْدَ ثَلَاثاً- وَ الْمُعَوِّذَتَيْنِ ثَلَاثاً ثَلَاثاً وَ يَتَوَجَّهَ بِالْقُرْآنِ قَائِلًا- اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِالْقُرْآنِ الْعَظِيمِ مِنْ فَاتِحَتِهِ إِلَى خَاتِمَتِهِ- وَ فِيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ وَ كَلِمَاتُكَ التَّامَّاتُ- يَا سَامِعَ كُلِّ صَوْتٍ وَ يَا جَامِعَ كُلِّ فَوْتٍ- وَ يَا بَارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ- يَا مَنْ لَا تَغْشَاهُ الظُّلُمَاتُ وَ لَا تَشْتَبِهُ عَلَيْهِ الْأَصْوَاتُ- أَسْأَلُكَ أَنْ تَخِيرَ لِي بِمَا أَشْكَلَ عَلَيَّ بِهِ- فَإِنَّكَ عَالِمٌ بِكُلِّ مَعْلُومٍ غَيْرُ مُعَلَّمٍ- بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ- وَ عَلِي بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدٍ الْبَاقِرِ وَ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ- وَ مُوسَى الْكَاظِمِ وَ عَلِيٍّ الرِّضَا وَ مُحَمَّدٍ الْجَوَادِ- وَ عَلِيٍّ الْهَادِي وَ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيِّ- وَ الْخَلَفِ‌ الْحُجَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ- ثُمَّ تَفْتَحُ الْمُصْحَفَ وَ تَعُدُّ الْجَلَالاتِ الَّتِي فِي الصَّفْحَةِ الْيُمْنَى- ثُمَّ تَعُدُّ بِقَدْرِهَا أَوْرَاقاً- ثُمَّ تَعُدُّ بِعَدَدِهَا أَسْطُراً مِنَ الصَّفْحَةِ الْيُسْرَى- ثُمَّ تَنْظُرُ آخِرَ سَطْرٍ- تَجِدُهُ كَالْوَحْيِ فِيمَا تُرِيدُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.
در اين روش نيز ظاهراً ملاك فهم خود استخاره كننده است به لحاظ عبارت «تجده كالوحي».
البته با توجه به اينكه اين روايات همه ضعيف هستند، اعتبار آنها منوط به تجربه است.

با سلام مجدد
در مورد استخاره با قرآن دو سوال دیگر رو هم مطرح می کنم اگر اساتید و فضلا مدرکی روایی و… در این رابطه دارند در اختیارمان قرار دهند ممنون می شم.

  1. این که آیا بین نیت استخاره شخصی که برای خود استخاره می گیرد با کسی که برای دیگران استخاره می گیرد وجود دارد؟
  2. در رابطه با پرسشی هم که در پست های قبلی گذاشته شد طبق یک تحقیق خیلی مختصر که انجام شد بعضی از اساتید درس خارج نظرشان بر این است که برداشت خود فرد ملاک است، حال سوال این است که آیا هر کسی می تواند با قرآن استخاره کند؟
    تفاوت سواد و علوم تفسیری و قرآنی افراد آیا در این مساله شرط است و چقدر تاثیر گذار است؟

با سلام مجدد، بنده در راستای رسیدن به یک بحث جامع در این رابطه قصد دارم که هر مطلبی که به اصل استخاره مربوط می شود و یا تجارب و عمل بزرگان در این زمینه را بیان کنم.
به خاطر همین دو نکته هم در این پست براتون می گذارم.

  1. یکی از اساتید درس خارج به نقل از استادشان می فرمود که قرآنی که با آن استخاره می شود بایستی قرآن خالی از ترجمه و حواشی باشد، طوری که قبل از گرفتن استخاره قرآنی که برای استخاره پیش ایشان آورده بودند را تعویض کرد.
  2. در رابطه با این که برداشت شخصی ملاک است و یا این که یک معنای صحیح از آیه وجود دارد، علاوه بر آیت الله مکارم حفظه الله، از کتاب مرحوم محقق رشتی می توان استفاده نمود که ایشان قائل به نظر دوم بوده اند( البته فعلا به صورت موید و در حد جمع آوری اقوال است و نسبت دادن قول نیازمند تحقیق بیشتری است)، چرا که ایشان در حاشیه بر تفسیر جلالین به بیان مفاد استخاره بعض آیات پرداخته اند.
    ( ظاهرا قرآن ایشان عثمان طه نبوده است، چرا که این آیات منطبق بر آیات اول چاپ عثمان طه نیست).
    این آیات در قالب یک کتاب جیبی و به زبان عربی چاپ شده است.
    در این کتاب جیبی، جالب است بدانیم که دعایی که برای استخاره نقل می کنند دقیقا همان دعایی که مرحوم شیخ عباس قمی و مرحوم سید بین طاووس نقل کرده بودند، البته به نقل از بحارالانوار( بحار الأنوار( ط- بيروت)، ج88 ص 241) البته بایستی بررسی کرد که ضمیمه کردن این دعا از خود گردآورنده بوده و یا نظر محقق تستری نیز بر همین دعا است.
    مشخصات این کتاب:
    «منشورات دار و مکتبة الرضا- علیه السلام-کربلا المقدسه، مقابل مقام الحسین علیه السلام»

سلام

  1. آیا جواب استخاره فقط بلی و خیر است؟
    2.تفاوت دقیق استخاره و تفال در چیست؟
  2. آیا می توان تمام تفال ها را با تغییر نیت به استخاره بر گردانیم؟
  • در مورد اعتبار سواد و اطلاعات در فرد استخاره کننده، با توجه به اینکه روایاتی که مطرح شد شامل افرادی است که دارای سواد و اطلاعات خاصی نبوده اند باید گفت چنین چیزی لازم نیست، در واقع خداوند متعال قادر است که برای تفهیم خیر استخاره کننده همان آیه ای را برای او بیاورد که او از آن خیر می فهمد.
  • در مورد وجود ترجمه (به این نحو یک صفحه ترجمه و یک صفحه قرآن) با توجه به اینکه در زمان صدور روایات قرآنها چنین نبوده است خوب است که از چنین قرآنی استفاده نشود اما اگر قرآن صرفاً ترجمه تحت الخطی است و یا دارای حاشیه است چنین چیزی مانع نیست مگر اینکه فردی بر اساس تجربه خود چنین دریافتی داشته باشد و یا روشی که او از آن استفاده می کنند چنین شرطی داشته باشد.
  • با توجه به روایات اجمال و تفصیل جواب بستگی به فهم استخاره کننده دارد.
  • تفاوت استخاره و تفال به نظر می رسد در این است که استخاره خبر از آینده است اما تفال صرفاً یک خوش بینی به آینده است.

با سلام
جایگاه مشورت در استخاره دقیقا در چه حد است؟
در بسیاری از اوقات درنزد کسانی که استخاره می گیرند می بینیم که از استخاره کننده نمی پرسند که مشورت کرده ای یا خیر؟
در روایات آیا چنین شرطی شده است؟ مگر نه این است که استخاره خود یک نوع مشورت با پروردگار است؟ آیا نبایستی مقدم بر سایر مشورت ها باشد؟

آیا استخاره وقت خاصی دارد چناچه در همین کتابی که از محقق رشتی چاپ شده است -و در پست های قبلی مشخصات چاپ آن قرار داده شد- برای روزهای مختلف ساعات متفاوتی را می شمارد.به اختصار ترجمه این ساعات عبارتند از:
شنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت 10و بعد از اذان ظهر تا ساعت 16.
یک شنبه: از طلوع آفتاب تا ساعت 12 و از ساعت 16 تا غروب آفتاب.
دوشنبه: از طلوع فجر(اذان صبح) تا طلوع آفتاب و از ساعت 10 تا ساعت 12و از ساعت16 تا وقت عشاء(وقت خواب).
سه شنبه: از ساعت 10 تا ساعت 12 و از ساعت 16 تا وقت عشاء(وقت خواب).
چهارشنبه: از شروق شمس ( غیر از طلوع آفتاب) تا ساعت 12 و از ساعت 16 تا عشاء(وقت خواب).
پنج شنبه: از طلوع فجر(اذان صبح) تا شروق الشمس و از ساعت 12 تا عشاء(وقت خواب).
جمعه: از طلوع فجر(اذان صبح) تا شروق الشمس و از ظهر(زوال)تا ساعت16.

اگر استخاره‌اي كه انجام مي‌شود واقعاً خبر از آينده باشد مشورت و عدم مشورت در آن اثري نبايد داشته باشد. بله در صورتي كه بگوييم استخاره صرفاً براي رفع حيرت است مثل قرعه در اين صورت قول به تقدم مشورت وجيه است.
اما در مورد زمان استخاره به نظر بنده در مورد بدون تجربه نمي‌توان نظري داد، يعني بايد استخاره گفته شده چند مرتبه در زمان مذكور و چند مرتبه در غير زمان مذكور انجام شود تا معلوم شود واقعاً زمان مذكور تاثيري در نتيجه دارد يا نه

عمل به استخاره
آیا عمل نکردن به ذات استخاره، اثر وضعی دارد؟ یعنی یک موقع نتیجه استخاره این است که اگر فلان کار را بکنی فلان طور می شود، حال برای چنین شخصی به غیر از مضرات نفس موضوعی که برای آن استخاره کرده است به خاطر تخطی از عمل به استخاره نیز مضرات دیگری متوجه شخص می شود؟

سوال این است که آیا اصل استخاره برای ازدواج درست است؟ نظر مخالفین و موافقین در این زمینه چیست و به چه دلیل؟
چه زمان برای ازدواج استخاره کنیم؟ابتدای کار/ بعد از انجام تحقیقات ابتدایی و قبل از ارتباط با خانواده طرف مقابل/ در حین تحقیقات/ یادر پایان تحقیقات.
آیا در تمامی این زمان ها، بایستی تردیدی باشد تا مجوز استخاره باشد یا این که اگر به لحاظ روال عادی هیچ مشکل خاصی هم وجود نداشته باشد باز می توان استخاره نمود؟
با توجه به این که در ازدواج های غیر فامیلی، انجام تحقیقات و شناخت تفاهم طرفین زمان مهمی را به خود اختصاص می دهد، و مخارج خاص خود را نیز دارد، سوال این است که بهتر نیست که از اول کار استخاره بگیریم تا این تبعات را در پی نداشته باشد؟
چه بسا گاهی اشخاص در این بازه زمانی به یکدیگر وابسته شوند و اگر استخاره در پایان کار صورت بگیرد تبعات روحی نیز در صورت مفارفت،برای دو طرف به وجود می آورد.

با عرض سلام خدمت استاد گرامی اعلائی
اینکه فرمودید باید در مورد زمان استخاره با تجربه، نظر داد، از این جهت که بسیاری از مسائل است که از نظر و دقت انسان خارج است و و در بسیاری از موارد انسان فکر می کند خیر بوده است در صورتی که شر بوده است و بر عکس لذا با تجربه نمی توان زمان مناسب را بدست آورد و به نظر می رسد تنها راه آن روایات باشد.
شاید جریان آن شخصی که میرسد خدمت یکی از معصومین(علیهم السلام) و طلب استخاره می کند و حضرت می فرماید بد است اما او به مسافرت و تجارت می رود و با سود زیاد می آید و خدمت حضرت می رسد و عرض می کند شما فرمودید خوب نیست اما من رفتم و سود زیادی کردم و حضرت می فرماید فلان روز نمازت قضاء شد.
بنابراین نمی توان با توجه به نتیجه ی خارجی کشف کرد زمان استخاره خوب بوده است یا بد.