ادله مشهور فقها بر حرمت نظر به افلام خلاعیه (فیلم های جنسی مبتذل)

حکم مشهور فقها در خصوص افلام خلاعیه (فیلم های مبتذل و جنسی)
قول مشهور فقها عدم جواز نظر به چنین تصاویری است و برخی از علما، نظیر آقای سیستانی، حتی در مورد نظر بدون شهوت نیز قائل به احتیاط وجوبیِ ترکِ نظر می‌باشند؛ هرچند برخی دیگر، نظیر صاحب رساله استفتائات، قائل شده‌اند که اگر نظر به این‌ها منجر به حرام نشود، منعی ندارد.
بر حرمت نظر به سه دلیل استدلال شده است:
دلیل اول: آیه غض نظر
آیه کریمه: ﴿قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَی لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ﴾ استدلال شده است. استدلال به این آیه به سه نحو و تقریب امکان‌پذیر است:

تقریب اول
این تقریب بر اساس نظر مشهور استوار است و بیان می‌دارد که مفاد آیه شریفه نهی از نظر است و عبارت «یغضّوا من ابصارهم» کنایه از امر به ترک نظر می‌باشد. قطعاً مراد، مطلوبیت ترکِ نظر به هر چیزی نیست، بلکه به تناسب ذیل آیه و فقره «یحفظوا فروجهم» و «یغضضن من ابصارهن»، مراد ترک نظر در اموری است که مرتبط با شؤون زن و مردی است.
اطلاق آیه شریفه بر عدم جواز نظر دلالت دارد؛ چه به نفسِ زنان اجنبیه و چه به تصاویر و فیلم‌های مبتذل آنان. و حداقل آن است که آیه شریفه آمر به ترک نظرِ شهوانی به تصاویر و فیلم‌های مبتذل است.

تقریب دوم
این تقریب نیز بر اساس نظر مشهور بوده و مفاد آیه شریفه را امر به ترک نظر می‌داند، لیکن با این بیان: هرچند آیه شریفه اطلاق و شمولیتی نسبت به تصاویر و فیلم‌های مبتذل نداشته باشد، اما حرمت نظر به نساء اجنبیه می‌تواند دو ملاک داشته باشد.
ملاک اول، احترام به آنان است؛ فلذا نظر به تصویر برهنه زن مسلمانی که مکلّف او را می‌شناسد نیز جائز نیست، زیرا چنین نظری مستلزم هتک حرمت آن زن است. ملاک دوم، مفسده ی تلذّذ جنسی است؛ در مورد زنان کافره ملاک اول منتفی است - کما اینکه در موثقه سکونی نیز آمده بود: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله: لَا حُرْمَةَ لِنِسَاءِ أَهْلِ الذِّمَّةِ أَنْ يُنْظَرَ إِلَى شُعُورِهِنَّ وَ أَيْدِيهِنَّ» - پس ملاک حرمت نظر به آنان، مفسده تلذذ جنسی است. بنابراین اگر نظر بدون تلذذ باشد، منعی از نظر به آنان نیست.
با این حساب، نفس همان ملاک دوم، یعنی مفسده تلذذ جنسی که مانع از نظر شهوانی به زنان اجنبیه کافره بود، در نظر به تصاویر برهنه و فیلم‌های اینچنینی نیز وجود دارد و بین حرمتِ نظر شهوانی به این زنان و حرمت نظر شهوانی به تصاویر و فیلم‌های مبتذل آنان ملازمه عرفیه وجود دارد؛ و عرف ملاک تحریم در مورد اول را در مورد دوم نیز جاری و ساری می‌بیند.

تقریب سوم
این تقریب بنابر مبنای کسانی است که مانند مرحوم آقای خوئی قائلند مفاد آیه شریفه نهی از نظر کردن نبوده و تعبیر «غضّ البصر» کنایه از ترک نظر نبوده، بلکه تعبیری است کنایی از چشم‌پوشی و طمع نداشتن. مفاد غضّ البصر مفهومی است مقابل مفهوم «مدّ البصر» - ﴿لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى﴾ -؛ لذا مفاد عبارت «غضّ بصرک عن اموال الناس» این است که چشمانت را به اموال مردم ندوخته و طمع در اموال آنان نداشته باش.
علی‌هذا، فقره «یغضّوا من ابصارهم» در آیه شریفه امر به چشم ندوختن و نهی از طمع کردن در نساء اجنبیه است، نه اینکه ناهی از نظر عادی به زن اجنبی در حین صحبت کردن باشد. بنابراین مفاد این آیه شریفه نهی از استمتاع جنسی به غیر زوجه است. اما استدلال به این آیه بر حرمت نظر به فیلم و عکس مبتذل زن اجنبیه به یکی از دو طریقِ متقدم - تمسّک به اطلاق آیه و شمولیت آن نسبت به تصویر و فیلم مبتذل، یا وجود ملازمه عرفیه بین حرمت نظر شهوانی به زن اجنبیه و حرمتِ نظر شهوانی به فیلم و تصویر مبتذل وی - ممکن خواهد بود.
دلیل دوم: روایت النظرة سهم من سهام ابلیس
دلیل دوم برای استدلال بر حرمت نظر به افلام و تصاویر خلاعیه و جنسی و مبتذل روایت علی بن عقبه است: “عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ النَّظْرَةُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ وَ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِيلَةً”
مناسبت حکم و موضوع دلالت بر آن دارد که روایت ناظر به نگاه کردن است در شؤون زنان و مسائل جنسی و انصراف به چنین موردی دارد، اعم از اینکه نظر به نفوسِ زنان اجنبیه باشد یا نظر به افلام و صور آنان. و اگر نظر به زن اجنبیه تیر مسمومی از سهام ابلیس باشد، نظر به فیلم های کذائی تیر مسموم سه شعبه ای است از سهام ابلیس.مرحوم خوئی در کتاب النکاح نسبت به روایت مذکور قائل شده اند که این روایت نسبت به هر آنچه که موجب خوف وقوع در حرام جنسی است، اقتضای حرمت داشته و دال بر حرمت نظر شهوانی است. هر چند ایشان در کتاب النکاح در مقام بیان حرمت افلام خلاعیه نبوده اند، لکن این مطالب را در این قسمت ذکر کرده اند.
دلیل سوم: مذاق شریعت
و اما عمده دلیل، ‌دلیل سوم است به این که ما حرمت مشاهده افلام خلاعیه از روی شهوت را از مذاق شارع کشف می‌کنیم. به این بیان که مفاسد نوعی بسیاری بر انتشار این گونه فیلم‌های مبتذل مترتّب می شود که موجب انحرافات اخلاقیِ – با تفاوت مراتبش در افراد- بسیاری از جوانان و نوجوانان گشته، و عرف مفسده نگاه به چنین افلام و تصاویری را کمتر از مفسده نظر شهوانی به خود زن در حالی که هیچ خوف وقوع در زنا با آن زنِ منظور ندارد -نظیر زن متشخصی که احتمال ندارد این نوجوان یا جوان بتواند با او ارتباط نامشروع برقرار کند-، نمی داند. و لا اقل اگر این مطلب منشأ فتوی به حرمت نشود منشأ احتیاط واجب می‌شود. و این‌که فقیه جرأت بر فتوی به حلیت دهد، کار بسیار سختی است. اما اثبات حرمت مطالعه کتاب‌های مشتمل بر داستان‌های مثیر شهوت اگر خوف وقوع در حرام را نداشته باشد، خیلی مشکل است. و لذا مرحوم آقای گلپایگانی با این‌که بسیار محتاط بوده و فتوی نمی‌دادند، فرموده اند: اجتناب از خواندن این گونه داستان ها و کتابهای مثیر شهوت و یا اجتناب از افکار مثیر شهوت بهتر است. و مرحوم آقای خوئی و أیضا آقای سیستانی نیز فتوی به عدم حرمت داده اند. فلذا راجع به مطالعه قصص خلاعیه از روی شهوت یا تفکر در قضایای شهوت‌انگیز اگر خوف وقوع در حرام نباشد نمی‌شود فتوی به حرمت داد و بعید نیست که حلال باشد.