احمد بن محمد بن یحیی العطار

بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی وثاقت احمد بن محمد بن یحیی العطار
در وثاقت احمد بن حمد بن یحیح الطعار اختلاف است زیرا ایشان توثیق خاص از قدماء ندارد و به همین جهت مرحوم خویی ایشان را مجهول می‌دانند، ولی از چند طریق ممکن است وثاقت ایشان اثبات شود:
طریق اول: ترضی شیخ صدوق رحمه الله نسبت به ایشان
شیخ صدوق رحمه الله در موارد مختلف نسبت به ایشان ترضی کردند. و زیاد ترضی کردن شیخ صدوق نسبت به مشایخ خود موجب وثوق می‌شود به این که این شخص نزد شیخ صدوق رحمه الله حسن ظاهر داشته است و حسن ظاهر نیز علامت عدالت است. و نمی‌شود شیخ صدوق برای کسی که فسقش برای او روشن بوده به صورت مکرر ترضی کند. و این که گفته شود مجهول الحال بود و شیخ صدوق با او معاشرت نداشت خلاف ظاهر است زیرا او استادش بوده است.
و همین طریق در اثبات وثاقت ایشان کافی است.
وقتی عدالت ثابت شود معلوم می‌شود که این شخص متحرز از کذب و قول به غیر علم بوده است و در این صورت اگر ثقه نباشد به این جهت خواهد بود که حواس‌پرت است و حواس‌پرت بودن خلاف اصل عقلایی اصالة السلامة است. احتمال این که این شخص شدیدا دچار فراموشی است احتمالی است که عقلاء به آن اعتماد نمی‌کنند.
علاوه بر این که نقل زیاد شیخ صدوق از ایشان موجب وثوق می‌شود به این که ایشان شدیدا دچار فراموشی نبوده است.
طریق دوم:
شهید ثانی در کتاب درایه و شیخ بهایی و سماهیجی ایشان را توثیق کردند. مرحوم علامه نیز طریق شیخ صدوق به عبدالرحمن بن حجاج را تصحیح می‌کند با این که مشتمل بر احمد بن محمد بن یحیی است.
این افراد گرچه از متقدمین نیستند و لذا توثیق آن‌ها مورد قبول بسیاری از علما نیست زیرا احتمال شهادت حسیه در حق آن‌ها داده نمی‌شود و براساس اجتهاد توثیق کردند اما این طریق مؤید وثاقت ایشان است.
طریق سوم:
مرحوم صدوق این روایت را در الفقیه به نحو مرسل جزمی نقل کرده است و ما مطمئن هستیم که سند شیخ صدوق به این روایت همین سند موجود در خصال و توحید است و با توجه به این که ایشان در الفقیه فرموده‌اند «وَ جَمِيعُ‏ مَا فِيهِ‏ مُسْتَخْرَجٌ‏ مِنْ كُتُبٍ مَشْهُورَةٍ عَلَيْهَا الْمُعَوَّلُ وَ إِلَيْهَا الْمَرْجِع‏»و احمد بن محمد بن یحیی العطار قطعا صاحب کتاب مشهور نبوده است و لذا شیخ طوسی و نجاشی ایشان را در فهرست خود ذکر نمی‌کنند، معلوم می‌شود احمد بن محمد بن یحیی العطار در طریق تشریفاتی شیخ صدوق به کتاب مشهوری که مربوط به سعد بن عبدالله یا شخص دیگری است که همه‌ی آن‌ها ثقات بودند قرار دارد –و شیخ صدوق این روایت را از این کتاب نقل کرده است-. زیرا وقتی کتاب مشهور است شیخ صدوق به آن اعتماد کرده است و نیاز به طریق ندارد لذا طریق تشریفاتی است.
طریق چهارم
در تعلیقۀ مباحث الاصول فرموده‌اند: شیخ طوسی رحمه الله در جلد اول استبصار روایات زیادی از محمد بن یحیی العطار با سند «اخبرنا الحسین بن عبید الله عن احمد بن محمد بن یحیی عن ابیه» نقل می‌کند و ایشان سند دیگری نیز به محمد بن یحیی العطار دارد که آن سند صحیح است «اخبرنا جماعة عن الکلینی عن محمد بن یحیی العطار» که آن جماعت، بزرگانی مثل شیخ مفید رحمه الله هستند. و ذکر سند اول در موارد متعدد با وجود سند صحیح دوم کاشف از معتبر بودن سند اول و و وثاقت احمد بن محمد بن یحیی نزد شیخ طوسی رحمه الله است و الا از نظر عرفی محتمل نیست که شیخ طوسی با این که سند صحیح به محمد بن یحیی دارد آن را ذکر نکند و سند ضعیف را ذکر کند.
نقل شده که بعضی از فضلای اهل تتبع در مقام اشکال به این بیان فرموده‌اند: با تتبعی که صورت گرفته است معلوم شده که کتاب محمد بن یحیی از منابع روایی شیخ طوسی نبوده بلکه ایشان از کافی روایات محمد بن یحیی را اخذ کرده است و لذا طریق اول ایشان به محمد بن یحیی در مشیخه از کلینی است و طریق دوم ایشان یعنی «حسین بن عبید الله عن احمد بن محمد بن یحیی عن ابیه» یک طریق تشریفاتی است. و وجه عدول از ذکر سند صحیح به ذکر سند ضعیف نیز این است که دأب شیخ طوسی در تهذیب و استبصار این است که گاهی به سند ضعیف اکتفاء می‌کند و سند قوی را ذکر نمی‌کند. گاهی نیز به سبب مختصر بودن سند ضعیف و کم‌بودن واسطه‌ی آن، سند ضعیف را ذکر کرده است.
کافی نیز چنین است مثلا ایشان طبق ترتیب محاسن برقی و از روی آن، روایات را ذکر می‌کند و سند کلی خود را به وسط سند روایتی که از محاسن نقل کرده، اضافه می‌کند به گونه‌ای که انسان خیال می‌کند که کلینی سند مستقلی به این حدیث داشته است در حالی که چنین نبوده و حدیث در محاسن بوده است. مثلا سند محاسن چنین است «عن البرقی عن ابیه عن الحسین بن سعید» اما مرحوم کلینی سند کلی خود به روایات حسین بن سعید را بیان می‌کند و پس از آن می‌گوید «عن حسین بن سعید» در حالی که کتاب حسین بن سعید نزد او نبوده است و روایت را از کتاب محاسن نقل کرده است.
و همین‌طور گفته می‌‌شود تهذیب هم همینطور است، انسان خیال می‌کند که کتاب محمد بن یحیی دست شیخ طوسی بوده، ‌در حالی که ایشان کافی را برداشته و روایات محمد بن یحیی العطار را از روی آن نوشته است منتها آن سند کلی تشریفاتی خودش را شیخ طوسی آورده اول، ‌الحسین بن عبید الله عن احمد بن محمد بن یحیی عن ابیه اما کتاب محمد بن یحیی در کار نیست، همان کتاب کافی است که این حدیث را نقل می‌‌کند.
این مطلب با تتبع زیاد برای بعضی به دست می‌آید که نتیجه‌ی آن بدبینی است که دیگر ابتدای اسناد تشریفاتی خواهد بود و لذا گفتند که ما به ابتدای سند کار نداریم و این قسمت ولو از باب انسداد حجت است و فقط به آخر سند که از امام علیه السلام نقل می‌کند، توجه می‌کنیم.
به نظر ما این که گفته شود کتاب محمد بن یحیی نزد شیخ طوسی نبوده است، درست نیست و شواهدی در تهذیب و استبصار بر خلاف آن وجود دارد. زیرا ایشان در تهذیب به صورت مکرر سند را با محمد بن یحیی العطار آغاز کرده است و در مشیخه فرموده‌اند: «ما در ابتدا تمام سند را ذکر می‌کردیم ولی چون این کار سبب طولانی شدن می‌شد تصمیم گرفتیم جهت اختصار سند را از صاحب کتاب شروع کنیم. ثمّ رأينا بعد ذلك ان استيفاء ما يتعلق بهذا المنهاج أولى من الاطناب في غيره فرجعنا و أوردنا من الزيادات ما كنا أخللنا به، و اقتصرنا من ايراد الخبر على الابتداء بذكر المصنّف‏ الذي أخذنا الخبر من كتابه أو صاحب الأصل الذي أخذنا الحديث من أصله‏» و بعد در ادامه فرموده‌اند: «و ما ذكرته عن محمد بن يحيى العطار فقد رويته بهذه الاسانيد عن محمد بن يعقوب عن محمد بن يحيى العطار و اخبرني به أيضا الحسين بن عبيد اللّه ابو الحسين بن ابى جيد القمي جميعا عن احمد بن محمد بن يحيى عن ابيه محمد بن يحيى العطار»
این شواهد نشان می‌دهد که کتاب محمد بن یحیی نزد ایشان بوده است و از همین کتاب حدیث اخذ کرده است.
در مورد ادعایی که در کتاب کافی شده بود ما نیز مقداری کافی را بررسی کردیم و این مطلب فی الجمله درست است. ولی دقیق این‌طور نیست که متن کافی به همان ترتیب متن احادیث برقی باشد و فقط سند تا وسط حدیث فرق کرده باشد.
البته این مطلب که «شیخ طوسی با وجود سند واضح ممکن است یک سند غیر واضح بیان کنند» درست است زیرا ممکن است به سبب مشهور بودن کتاب محمد بن یحیی دیگر سند برای شیخ طوسی رحمه الله مهم نبوده است و ذکر سند فقط تشریفاتی بوده و چنین نبوده که صحت این حدیث متوقف بر صحت این سند باشد لذا نمی‌توان از این که شیخ در موارد مختلف در سند خود به محمد بن یحیی، احمد بن محمد بن یحیی را ذکر کرده است، وثاقت او را کشف کرد تا در نتیجه به روایات دیگر این شخص به سبب ثقه بودن عمل شود.

الفقیه، ابن بابویه، محمد بن علی، ج4، ص427و 447 و492و508و523و528؛ التوحید، ابن بابویه، محمد بن علی، ص102،132، 145، 413؛الامالی (للصدوق)، ص482.
الفقیه، ابن بابویه، محمد بن علی، ج1، ص3.
مباحث الاصول (تعلیقة)، صدر، محمد باقر، ج3، ص223.
تهذیب الاحکام (تحقیق خراسان)، طوسی، محمد بن حسن، ج1، ص46؛ المشیخة، ص4.
همان، ص34.